برگردان به زبان ساده
پری می فشان ای تعلق بهانه
به دل چون نفس بستهای آشیانه
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی را در زندگی بپاش و به خاطر وابستگیهایت دل را آزاد بگذار، زیرا احساس درونیات مانند پرندهای است که در قفسی گرفتار شده.
درین عرصه زنهار مفراز گردن
که تیر بلا را نگردی نشانه
هوش مصنوعی: در این محیط مراقب باش که خودت را در معرض خطر قرار ندهی، زیرا ممکن است به راحتی به هدف بلا و مشکلات تبدیل شوی.
گر از ساز بسمل اثر برده باشی
تپش نیست در نبض دل بیترانه
هوش مصنوعی: اگر از نواختن ساز اثری گرفته باشی، در نبض دل بیصدا و بیاحساس نخواهد بود.
دل ما و داغی ز سودای عشقت
سر و سجدهواری از آن آستانه
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر عشق تو بسیار داغ و دلتنگ است و ما به خاطر عشق تو در آن آستانه سر فرو میآوریم و عبادت میکنیم.
دریندشت جولان بی مقصد ما
بجز شوق منزل ندارد بهانه
هوش مصنوعی: در این دشت وسیع، ما بدون هدف مشخصی در حرکت هستیم و تنها دلیل ما برای ادامه، اشتیاق به رسیدن به خانه و آرامش است.
ازین بحر وارستن امکان ندارد
مجوبید بیخاک گشتن کرانه
هوش مصنوعی: از این دریا نمیتوانید بیپناهی پیدا کنید، مگر اینکه به ساحل خاکی برسید.
مپرسید از انجام و آغاز زلفش
درازست سر رشتهٔ این فسانه
هوش مصنوعی: از شروع و پایان زلف او نپرس، چون این قصه به یک رشتهٔ بلند و پیچیده مرتبط است.
بهارست ای میکشان نشئه تازی
جنون دارد از بوی گل تازبانه
هوش مصنوعی: بهار است و ای میکده، نشئهای جدید و دیوانهکننده از بوی گلهای تازه در فضا پخش شده است.
سرشک نیازم نم عجز سازم
چه سان گردم از خاک کویت روانه
هوش مصنوعی: به خاطر نیازم، اشک میریزم و نمیدانم چگونه از خاک کوی تو دور شوم و بروم.
دل خسته آنگاه سودای زلفت
بنالم به ناسوری زخم شانه
هوش مصنوعی: دل خستهام را به یاد زلفهای تو به درد و رنج میکشم، مانند کسی که زخم شانهاش درد میکند و دربارهاش شکایت میکند.
به نومیدیام خاک شد عرض جوهر
چو شمشیر در قبضهٔ موریانه
هوش مصنوعی: من در ناامیدیام به اندازهای پایین آمدهام که ارزش وجودم مانند جوهری است که زیر خاک دفن شده، همچون شمشیری که در دست یک موریانه قرار دارد و به هیچ درد نمیخورد.
صداییست پیچیده بر ساز هستی
چه دارد به جز ناله زنجیر خانه
هوش مصنوعی: صدایی به گوش میرسد که بر ساز زندگی نواخته شده است، اما جز ناله و فریاد درد، چیز دیگری ندارد.
فسردیم و از خویش رفتیم بیدل
چو رنگ آتش ما ندارد ترانه
هوش مصنوعی: در آتش سوزانده شدیم و از خود بیخبر گشتیم، همچون رنگ آتش که دیگر سرودی برای ما ندارد.