برگردان به زبان ساده
ای پرفشان گرد نفس چندی شرار سنگ شو
ناقدردان راحتی بر خود زبان ننگ شو
هوش مصنوعی: ای دل آرام و بیمقدار، برای مدتی شعلۀ سنگی شو، تا اینکه از زیباییها و راحتیهای خود خجالت بکشی و به خودت بیایید.
جولان چه دارد در نظر غیر از تلاش درد سر
یک ره پس زانوی خم بنشین و عذر لنگ شو
هوش مصنوعی: زندگی در نظر دیگران فقط به معنای زحمت و دردسر است، پس بهتر است راحت بنشینی و از آنچه که تو را آزار میدهد، عذرخواهی کنی.
فریاد کوس و کرنا میگویدت کای بیحیا
زبن دنگدنگ روز و شب گر کر نگشتی دنگ شو
هوش مصنوعی: صدای کوس و کرنا به تو میگوید که ای بیشرم، از صدای دنگدنگ در روز و شب، اگر ناشنوا هستی، حالا بشنو و بیدار شو.
همت نمیچیند غنا بر عشوهٔ پا در هوا
چون صبح گرد رفتهای گو یک دو دم اورنگ شو
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال ثروت و نعمت است، نباید فقط به زیبایی و ظرافت زندگی دلخوش باشد، بلکه باید در تلاش و کوشش خود مداوم باشد. مانند صبحی که به سمت افق میرود، باید از لحظات خود بهرهبرداری کند و به دنبال هدفهای بزرگتر برود.
میدان قدر این و آن دیدی زمین و آسمان
گر کهنهات خواهی گران با ذرهای همسنگ شو
هوش مصنوعی: به اهمیت و ارزش خود و دیگران پی ببرید. اگر زمین و آسمان را کهنه و بیارزش میدانید، باید بدانید که با کمترین تلاش و تلاش برای بهبود خود، میتوانید به دنیایی بهتر تبدیل شوید.
گلچینی باغ یقین گر نیست تسکین آفربن
اوهام را هم کم مبین خود روی دشت بنگ شو
هوش مصنوعی: اگر در باغ حقیقت گلی برای تسکین درد دل وجود ندارد، نباید خود را در آغوش اوهام و خیالهای باطل غرق کنی. به خودت بیا و واقعیتها را ببین.
شوق جنونتاز ترا کس نیست تا گیرد عنان
یکچند منزل در قدم گرد ره و فرسنگ شو
هوش مصنوعی: هیچکس شوق و انگیزهی دیوانگی تو را ندارد تا تو را برای مدت کوتاهی در مسیرت و در سفر خود نگهدارد.
بر معرفت نازیدنت دور است از فهمیدنت
چون عکس نتوان دیدنت آیینه گو هر رنگ شو
هوش مصنوعی: برخودفروشی و خودپسندیات غره نشو، زیرا فهم عمیق تو از حقیقت دور است. همانطور که نمیتوان فقط با یک عکس، چهرهی واقعی را دید، با این حال درک عمیق نیازمند توجه و تأمل بیشتری است. بیآنکه در این حالت، خود را در آینهای که نشاندهندهی زیبایی و عمق حقیقت است، ببینی.
آیینهداران جنون دارند یک عالم فسون
هرچند جهل آیی برون سرکوب صد فرهنگ شو
هوش مصنوعی: آیینهداران کسانی هستند که دچار جنون و شور هستند و از آن حالت، معانی و جذابیتهای زیادی را به دست میآورند. هرچند که نادانی میخواهد این حالت را سرکوب کند، اما باید صدها فرهنگ و دانش را در خود جستجو کرد و یافت.
ای بوی موهومی چمن کم نیست سیر وهم ظن
باری به ذوق پر زدن هنگامهساز رنگ شو
هوش مصنوعی: ای بوی خوش چمن، شما فراتر از تصورات هستید؛ اندیشهها و تصوراتی که در ذهن داریم، باعث شادی و خوشی میشوند. بیا و به زندگیرنگ و شادی بیشتری ببخشیم.
بیدل به یاد زلف او گر نالهای سر میکنم
تسلیم گوشم میکشد کای بیادب خود چنگ شو
هوش مصنوعی: وقتی به یاد زلف او نالهای سر میزنم، گوشم مرا متوجه میکند که به خودم بگویم که بیادب چرا به این حال و هوا دلم را میزنم.