برگردان به زبان ساده
چقدر بهار دارد سوی دل نگاه کردن
به خیال قامت یار دو سه سرو آه کردن
هوش مصنوعی: بهار چقدر زیباست وقتی که دل به سوی آن مینگرد و به یاد قامت دوست، دو یا سه بار آهی میکشد.
کس از التفات خوبان نگرفت بهره آسان
ره سنگ میگشاید به دل تو راه کردن
هوش مصنوعی: هیچکس از توجه و محبت خوبان به راحتی بهرهمند نشده است؛ راهی که سنگلاخ و دشوار است، در دل تو باز میشود و تو را با خود به مسیر میکشاند.
ز قبول و ردّ میندیش که مراد سایل اینجا
دم جرأتیست وقف لب عذرخواه کردن
هوش مصنوعی: به چیزی که قبول یا رد شود فکر نکن، زیرا هدف کسی که سوال میکند در اینجا به دست آوردن جرأت و شهامت است، نه آوردن عذر و بهانه.
به غرور جاه و شوکت ز قضا مباش ایمن
که به تیغ مرگ نتوان سپر از کلاه کردن
هوش مصنوعی: به خاطر مقام و قدرتت احساس امنیت نکن، زیرا نمیتوانی با هیچ چیز از مرگ جلوگیری کنی.
ز مآل هستی آگه نشدند سرفرازان
که چو شمع باید آخر ز مناره چاه کردن
هوش مصنوعی: سرفرازان متوجه نتیجه و سرنوشت هستی نشدند، زیرا مانند شمع در پایان کار، باید از بلندی به پایین بیفتند.
به جهان عجز و قدرت چه حساب دارد اینها
تو و صدهزار رحمت من و یک گناه کردن
هوش مصنوعی: در جهان، چه اهمیتی دارد قدرت و ناتوانی؟ تو با صد هزار رحمت من، تنها یک گناه کردی.
بر صنع بینیازی چقدر کمال دارد
کف خاک برگرفتن گل مهر و ماه کردن
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و کمال آفرینش اشاره میکند و میگوید، چقدر شگفتانگیز است که از چیزهایی مثل خاک، گلی با ویژگیهای زیبا و دلنشین به وجود آید که میتواند با مهر و ماه مقایسه شود. در واقع، این تصویر نشاندهندهی قدرت و زیبایی خلاقیت در طبیعت است.
به محیطت او فکندهست عرق تلاش هستی
چو سحاب چند خواهی به هوا شناه کردن
هوش مصنوعی: محیطی که در آن زندگی میکنی، با تلاش و زحمات بسیار سرشار شده است، همانطور که ابرها باران میبارند. اگر بخواهی به آسمان پرش کنی، چه فایدهای دارد؟
اگر آگهی ز مهلت مکش انتظار فرصت
همه بیگه است باید عملت پگاه کردن
هوش مصنوعی: اگر از زمان خود آگاه نیستی، منتظر فرصت نمان؛ چرا که همه چیز بیخبرانه و به سرعت تغییر میکند. بهتر است عمل خود را از همین حالا آغاز کنی.
ز ترانههای عبرت بههمین نوا رسیدم
که در آینه نخواهی به نَفَس نگاه کردن
هوش مصنوعی: از آهنگهای پندآموز فهمیدم که نباید در آینه به نفس خود نگاه کنم.
ز معاشران چو بیدل غم لاله کرد داغم
به چمن نمیتوان رفت پی دل سیاه کردن
هوش مصنوعی: وقتی که دوستان و معاشرانم به خاطر غم و اندوه لالهها سرشار از درد و داغ هستند، دیگر نمیتوانم به باغ بروم و دل خود را سیاه کنم.