برگردان به زبان ساده
آه ناکام چه مقدار توان خون خوردن
زین دو دم زندگیی تا به قیامت مردن
هوش مصنوعی: ای افسوس، چقدر سخت است که انسان در این مدت کوتاه زندگی، دچار رنج و درد شود و نتواند به آرامش برسد، تا جایی که حتی مرگ هم در قیامت نمیتواند او را از این شرایط رها کند.
داغ یأسمکه بهکیفیت شمع است اینجا
آگهی سوختن و بستن چشم افسردن
هوش مصنوعی: آتش و دلتنگی تو مانند شمعی است که سوختن و غمگینیاش را به همه نشان میدهد.
فرصت هستی از ایمای تعین خجل است
صرفهٔ نقد شرر نیست مگر نشمردن
هوش مصنوعی: فرصتی که در زندگی داریم به خاطر مشخص نبودن حقیقت وجود، مورد شرمندگی است. ارزش واقعی لحظهها زمانی مشخص میشود که آنها را به حساب نیاوریم.
پارسایی چقدر شرم فضولی دارد
بال سعی مگس و ناله به عنقا بردن
هوش مصنوعی: پارسایی چقدر از دخالت و فضولی در کار دیگران خجالت میکشد، مانند مگسی که نمیتواند بلند پرواز کند و در عوض به دنبال پرندگان نادر میافتد.
مشت خاکیمکمینگاه هواییکه مپرس
چه خیالست به پرواز عنان نسپردن
هوش مصنوعی: ما فقط تکهای از خاک هستیم و در دنیای هواییای قرار داریم که بهتر است دربارهی آن نپرسید؛ زیرا خیال پرواز و آزاد شدن از این قیدها در دل ماست.
دل تنک حوصله و دشت تعلق همه خار
یا رب این آبله را چند توان آزردن
هوش مصنوعی: دل شکیبایی کم دارد و دشت وابستگی پر از خار است. ای خدا، تا کی میتوانم این درد را تحمل کنم؟
چه توان کرد به هر بیجگریها بیدل
ناگزیریم ز دندان به جگر افشردن
هوش مصنوعی: چه کار میتوان کرد در این مشکلات و بیتوجهیها؟ بیدل، ما ناچاریم که سختیها را تحمل کنیم و دردها را در دل نگه داریم.