برگردان به زبان ساده
غرور خودنمایی تا کنیم از یکدگر پنهان
چو شمع کشته در نقش قدم کردیم سر پنهان
هوش مصنوعی: ما برای این که خود را به دیگران معرفی کنیم و از همدیگر پنهان بمانیم، مانند شمعی که در روشنایی خود خاموش شده، در اثر قدمهای همدیگر در سایه رفتهایم.
چو یاقوت از فسون اعتبار ما چه میپرسی
ز پاس آبرو داریم آتش در جگر پنهان
هوش مصنوعی: مانند یاقوتی که از زیبایی و ارزش خود بینظیر است، چرا نگرانی از اعتبار ما هستی؟ ما آبرویمان را حفظ میکنیم، در حالی که در دل آتش و اشتیاقی پنهان داریم.
بنازم سبزهٔ خطی که از سیر سواد او
نگه در سرمه میگردد چو مژگان تاکمر پنهان
هوش مصنوعی: به زیبایی و طراوت خطی که آنقدر سیاه و پرقوّت است که وقتی به آن نگاه میکنم، مانند سرمهای است که در مژهها وجود دارد و به طور نامحسوس در دور کمر پنهان شده است، افتخار میکنم.
چه فیض است این که در اندیشهٔ شیرینی نامش
چو مغزپسته میگردد زبانها در شکر پنهان
هوش مصنوعی: این که بخواهیم نامی را با شیرینی و خوشایندی به زبان بیاوریم، شبیه به مغز پستهای است که در شکر پنهان شده است. به نوعی، لذت و زیبایی آن نام، زبان را به حرکت درمیآورد و باعث شادی میشود.
خیالش آنقدر پیچیده است اجزای امکان را
که دارد سنگ هم در دل چراغان شرر پنهان
هوش مصنوعی: خیال او آنقدر دارای جزئیات و پیچیدگی است که حتی در دل یک سنگ میتواند جرقهای از آتش و نور پنهان باشد.
همه آگاهی است اینجا تو ترک وهم و غفلت کن
چو شب از پیش برخیزد نمیماند سحر پنهان
هوش مصنوعی: همه چیز در اینجا به آگاهی مربوط میشود، پس باید از توهم و بیخبری دوری کنی. وقتی شب کنار برود، دیگر سحر پنهان نخواهد ماند.
مجو نفع از نکوکاری که با بدگوهر آمیزد
گوارا نیست آن آبیکه شد در نیشتر پنهان
هوش مصنوعی: از نیکی کردن افرادی که با ذات ناپاک آمیختهاند، بهرهای نخواهی برد. آبی که در نیشتر پنهان شده، شریف و گوارا نیست.
گر از خواب گران چون شمع برخیزی شود روشن
که در بند گریبانت چه مقدار است سر پنهان
هوش مصنوعی: اگر از خواب عمیق مثل شمع بیدار شوی، روشن میشود که چه اندازه در بند و قید مشکلات و مسائلت هستی و سر پنهانت در چه وضعیتی قرار دارد.
به وصل آیینهٔ نازم به هجران پردهٔ رازم
به حسنی عشق میبازم اگر پیدا و گر پنهان
هوش مصنوعی: به دیدار زیباییام میآیم، در حالی که از جداییام میگذرم. راز من در عشق به زیبایی است، چه آشکار باشد و چه پنهان.
توان خواند از عرقهای خجالت سرنوشت من
درین یک صفحه پیشانیست چندین چشم تر پنهان
هوش مصنوعی: در پیشانیام نشانههایی از خجالت و سرنوشت نهفته است، که در این صفحه به وضوح قابل مشاهدهاند. عرقهای سردی که از شرم میریزد، گواهی بر احساسات عمیق من است، و در دل این نوشتهها، چشمان بسیاری به تماشای مرا واداشتهاند، هرچند که پنهاناند.
گشادی هست در معنی به جیب هر گره بیدل
نمیباشد درون بیضه غیر از بال و پر پنهان
هوش مصنوعی: معنی این بیت به این شکل است که در فهم و درک عمیق، فضایی وجود دارد که میتواند در جیب هر کسى قرار بگیرد. اما در اینجا، کسی که بیاحساس و بیخبر است، نمیتواند به چیزی جز بال و پر پنهان دست یابد. این بدان معناست که برای درک واقعی و استفاده از امکانات، باید توانایی و آمادگی لازم را داشت.