برگردان به زبان ساده
گر به این وحشت دهد گرد جنون سامان ما
تا سحر گشتن، گریبان میدرد عریان ما
اگر سامان و آرامش ما (که در ظاهر قرار و تعادل است)،به چنین حالت پرهراسی دچار شود که در گرد جنون بیفتد،حتی در حال عریانی (که پیراهنی ندارد)،باز هم گریبان میدرد، آنقدر که تا سپیدهدم همچنان در آشوب است.
فیضها میجوشد از خاک بهار بیخودی
صبح فرش است از شکست رنگ در بستان ما
از خاک وجود ما، برکت و فیض بهار بیخودی (فنای عرفانی) میجوشد و صبح، مانند فرشی از رنگهای شکسته (پراکنده) در باغ ما گسترده میشود.
در تماشایت به رنگ شمع هرجا میرویم
دیدهٔ ما یک قدم پیش است از مژگان ما
در تماشای تو (معشوق حقیقی یا خداوند)، مانند شمع میسوزیم و هر کجا میرویم، نگاه ما (دیده) پیش از مژگانمان (پلکها) حرکت میکند.
محو گردیدن، علاج اضطراب دل نکرد
از تحیر سربهسر یک موج شد توفان ما
غرق شدن (یا محو شدن) در چیزی، درمان اضطراب و پریشانی قلبم نشد.از شدت حیرت و سرگردانی، چیزی که در ابتدا فقط یک موج کوچک بود (مشکل یا احساس کوچک)، به یک توفان عظیم تبدیل شد.
از شهادتانتظاران بساط حیرتیم
زخمها، واماندن چشم است در میدان ما
به دلیل شهادت (یا گواهی) انتظارکنندگان (شاید عاشقان، سالکان یا منتظران چیزی والا)، ما در بساط (یا عرصه) حیرت و سرگردانی هستیم. زخمهایی که بر ما وارد شده، مانند چشمانی باز و منتظر در میدان (یا عرصه زندگی/مبارزه) ما باقی ماندهاند.
منزل مقصود، گام اول افتادگیست
همچو اشک، ایکاش لغزیدن شود جولان ما
برای رسیدن به مقصد نهایی، اولین قدم فروتنی است،ای کاش مانند اشک، با خلوص و تواضع حرکت کنیم تا این حرکت به پیشروی شکوهمند ما در مسیر کمال تبدیل شود.
دور جامی زین چمن چون گل نصیب ما نشد
رنگ ناگردیده، آخر میشود دوران ما
از این دنیا، فرصتی مانند گل برای بهرهمندی از نعمتهای معنوی نصیب ما نشد،اما روزگار ما که هنوز به شکوفایی نرسیده، سرانجام به کمال خواهد رسید.
سوخت پیش از ما در این محفل چراغ انتظار
دیدهٔ یعقوب نایاب است، در کنعان ما
شاعر میگوید که در این دنیا (محفل)، نور امید و انتظار (چراغ انتظار) پیش از ما خاموش شده و از بین رفته است. همچنین، حال و هوای چشم انتظاری و اشتیاق عمیق (مانند دیده یعقوب که برای یوسف گریان بود) در دنیای ما وجود ندارد و نایاب است.
مطرب ساز تظلم, پردهدار خوی کیست؟
شعله میپوشد جهان از نالهٔ عریان ما
هوش مصنوعی: خوانندهای که ساز میزند، کیست که درد ما را از نگاه دیگران پنهان میکند و با صدای خود، آتش غم را در جهان میافروزد و صدای نالههای ما را به گوش میرساند؟
هستی موهوم، غیر از نفی، اثباتی نداشت
رفتن ما گرد پیدا کرد از دامان ما
هوش مصنوعی: وجود ناپایدار و غیرواقعی چیزی جز نفی مثبت ندارد، و ما با ترک کردن، خود را از دامان آن پیدا کردیم.
چشم تا بر هم زنم، اشکی به خون غلتیده است
بسملایجاد است بیدل! جنبش مژگان ما
هوش مصنوعی: وقتی چشمانم را میبندم، اشکی مثل خون بر صورت من سرازیر میشود. این اشک نشاندهندهی زخمی عمیق است که از احساساتم برخاسته و حرکات مژگانم نیز نشاندهندهی این حال و هواست.