برگردان به زبان ساده
عشق هویی زد به صد مستی جنون باز آمدیم
باده شورانگیخت بیرون خم راز آمدیم
هوش مصنوعی: عشق به ما حالی از مستی و جنون بخشید و ما دوباره به حالت طبیعی بازگشتیم. مشروب نشاطآور به ما نشانهای پنهان را نمایان کرد و ما به حقیقتی پنهان دست یافتیم.
آینه صیقل زدن بی صید تمثالی نبود
سینه در یادت خراشیدیم وگلباز آمدیم
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این دارد که بدون داشتن موضوع یا هدفی مشخص، نمیتوان به زیبایی و وضوح رسید. در یادآوری و خاطرات، ما زخمهایی را تجربه کردهایم و در نهایت به زیبایی و عشق دست یافتهایم.
جسم خاکی گر نمیبود اینقدر شوخی که داشت
بیشتر زین سرمه باب چشم غماز آمدیم
هوش مصنوعی: اگر جسم خاکی و مادی وجود نمیداشت، اینقدر در زندگی شوخی و بازی وجود نداشت و ما از عالم غم و اندوه به این جهان آمدهایم.
چون سحر زین یک تبسم قید نیرنگ نفس
با همه پرواز آزادی قفس ساز آمدیم
هوش مصنوعی: به مانند سحر، ما با یک لبخند از قید فریبهای نفس رهایی یافتیم و به رغم تمامی سختیها و محدودیتها، به آزادی دست یافتیم.
آشیان پرداز عنقا بود شوق بینشان
گفتوگوی رنگ بالی زد به پرواز آمدیم
هوش مصنوعی: درختان و آشیانهی پرندگان با شور و شوقی بینظیر پر از گفتگو و رنگ شدهاند و ما نیز با بالهای پرواز به این فضا آمدهایم.
دوری آن مهر تابان نور ما را سایه کرد
بهر این روز سیه زان عالم ناز آمدیم
هوش مصنوعی: دوری آن ستاره درخشان باعث شد که نور ما تحتالشعاع قرار بگیرد، و به همین دلیل در این روز تاریک از آن دنیا با ناز و کرامت وارد شدیم.
لب گشودن انحراف جادهٔ تسلیم بود
شکر همگر راهبر شد شکوه پرداز آمدیم
هوش مصنوعی: زمانی که زبان باز کنیم و تسلیم شویم، راه به انحراف میافتد. در این حال، شکر میباشد، چرا که اگر راهبر شویم، زیباییها و شکوهها نمایان میشود و ما به آنجا خواهیم رسید.
نغمهٔ ما برشکست ساز محمل میکشد
سرمه رفتیم آنقدر از خودکه آواز آمدیم
هوش مصنوعی: آواز ما آنچنان دلنشین است که در دل محمل (وسیلهای برای سفر) سرمهای میکشد. ما آنقدر از خودگذشته و بیخبر بودهایم که وقتی به آواز رسیدیم، دیگر متوجه نشدیم.
از کفی خاک اینقدر گرد قیامت حیرت است
بی تکلف سحر جوشیدیم و اعجاز آمدیم
هوش مصنوعی: از خاکی کهن و عادی، اینقدر شگفتی و حیرت وجود دارد که بدون زحمت و تلاش، در دل سحرگاه زنده شدیم و معجزهای به وجود آمدیم.
اول و آخر حسابی از خط پرگار داشت
چون بهم پیوست بیانجام و آغاز آمدیم
هوش مصنوعی: در ابتدا و انتهای هر چیزی، نشانهای از یک نقشه یا طرح وجود دارد. وقتی که همه چیز به هم متصل شد و به نتیجه رسید، ما بدون اینکه بدانیم از کجا آمدهایم و به کجا میرویم، به اینجا رسیدیم.
فرعها را از رجوع اصل بیدل چاره نیست
راهها سر بسته بود آخر به خود باز آمدیم
هوش مصنوعی: برای حل مشکلاتی که از ریشهها ناشی میشود، راهی جز رجوع به اصل و ریشه وجود ندارد. در ابتدا همه راهها مسدود بود، اما در نهایت به خودمان بازگشتیم و به دنبال راه حلی بودیم.