برگردان به زبان ساده
سر خوش آن نرگس مستانهایم
ما گدایان در میخانهایم
هوش مصنوعی: ما همچون نرگسهای شاداب و مستانهایم و در این میخانه به دور از دنیا، گدای عشق و خوشی هستیم.
قید دل ما را امل فرسود کرد
در کمند ریشهٔ این دانهایم
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر آرزوی زندگی بیپروا و ساده، آسیب دیده است و ما به شدت به ریشههای خود وابستهایم.
شغل سر چنگ حوادث مفت ماست
زلف بیداد آشنای شانهایم
هوش مصنوعی: ما در چنگال مشکلات و حوادث زندگی گرفتاریم و به نوعی در این وضعیت، همانند زلفهای پیچیدهای هستیم که در برابر آشنا بودن با غم و درد به هم میپیچند.
چون سحر جیبی که ما وا کردهایم
خندهٔ بیمطلب دیوانهایم
هوش مصنوعی: هنگام صبح، ما در حال برقراری ارتباطی هستیم که بیهدف و بیدلیل به نظر میرسد، مانند خندهٔ یک دیوانه.
بی چراغ از ما که مییابد سراغ
خانهٔ گم کردهٔ پروانهایم
هوش مصنوعی: ما در تاریکی زندگی مانند پروانهای هستیم که راه خانهاش را گم کرده و هیچکس نمیتواند ما را پیدا کند.
اسم ما تهمتکش وصف است و بس
گر پر و خالی همین پیمانهایم
هوش مصنوعی: ما تنها به خاطر ناممان تهمت میزنند و هیچ چیز دیگری نیستیم. اگر درست دقت کنید، ما تنها در حد ظرفی پر یا خالی هستیم.
بت پرستی باعث ایجاد ماست
برهمن زادان این بتخانهایم
هوش مصنوعی: پرستش بت موجب شده که ما به قهری برهمن زادان تبدیل شویم، اینجا کانون پرستش بتهاست.
گر نفس سرمایهٔ این فرصت است
آشنا تا گفتهای بیگانهایم
هوش مصنوعی: اگر نفس و روح ما سرمایهی این فرصت است، پس باید آشنا و صمیمی باشیم وگرنه در نهایت خود را بیگانه و دور از هم خواهیم یافت.
ما و من پر سحر کار افتاده است
هر چه میگوییم هست اما نهایم
هوش مصنوعی: ما دچار جادو و وسوسهای هستیم و هر چه که میگوییم، به ظاهر وجود دارد، اما در حقیقت، ما وجود نداریم.
بیدل از وهم جنون سامان مپرس
گنج ناپیدا و ما ویرانهام
هوش مصنوعی: از یکی از مضامین شاعری پرسیدهام که در حالتی از جنون قرار دارد. او به من میگوید که نپرس از من چه وضعیتی دارم، زیرا گنجی پنهان در دل دارم و من در عین حال، ویرانهای هستم.