برگردان به زبان ساده
وقت استکنیمگریه با هم
ای شمع شب است روز ما هم
هوش مصنوعی: وقت آن رسیده است که با هم گریه کنیم، ای شمع! شب است و روز ما هم به پایان رسیده است.
دوریم جدا زدامن یار
چون دست شکسته از دعا هم
هوش مصنوعی: ما از آغوش یار دوریم، مانند دست شکستهای که دیگر نمیتواند دعا کند.
هستی چقدر رعونت انشاست
سرها دارد چو شمع پا هم
هوش مصنوعی: وجود چقدر حالت مغرورانه و شکوه دارد، که مانند شمع سرهای زیادی دارد و پا هم در دیوانگی و سرسبزی به حرکت در میآید.
تا زندگیت نفس شمارست
رو چون نفس از خود و بیا هم
هوش مصنوعی: زندگیات به مانند نفس کشیدن است؛ پس از خود رهایی یاب و با دل شاد به آن بپرداز.
زینگرد نشسته در زمینست
چیزیست چو صبح بر هوا هم
هوش مصنوعی: چیزی که بر زمین نشسته، مانند گرد و غبار است و همانند صبح که بر آسمان است، کمکم محو میشود.
خونم چه نشان دهد زدستی
کایینه نگیرد از حنا هم
هوش مصنوعی: خون من چه نشانهای خواهد داشت وقتی که از دست دشمن، حنا هم نمیگیرد؟
گر سر نکنم نیازتسلیم
چون اشک که بشکند کلاهم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم نیاز تو را برآورده کنم، مانند اشکی میشوم که کلاهم را میشکند.
از کوشش نارسا مپرسید
ما را نرساند تا به ما هم
هوش مصنوعی: از تلاشهای ناکافی ما نپرسید که نمیتواند ما را به هدف برساند.
هر جا بردیم نقب راحت
دیدیم بجا نبود جا هم
هوش مصنوعی: هر کجا که تلاشی برای دستیابی به آسایش و راحتی کردیم، متوجه شدیم که آنجا جایی برای آرامش نیست.
بر جوهرتیغ خم منازبد
سر میفکند قد دو تا هم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تیغِ خم، که نشاندهندهٔ قوهٔ تهاجمی و قدرت است، به زیبایی و جواهر تو حمله نمیکند. حتی اگر قد من دو برابر هم باشد، این زیبایی همچنان در خطر نیست. در واقع، زیبایی و ارزش تو آنچنان است که هیچ چیزی نمیتواند به آن آسیب برساند.
خاری ندمید ازین بیابان
مژگان طلب است خواب پا هم
هوش مصنوعی: در این بیابان، از چشمان خوابآلود چیزی جز زخم و خاری نمیروید؛ تنها با درخشش اشک و کانون خواب میتوان امیدی به نرمش و زیبایی داشت.
بیدل چو عرق وفا سرشتان
آیند ز عبرت از حیا هم
هوش مصنوعی: بیدل، وقتی وفا در دل ما جوشید، از حیا و عبرت درس بگیریم.