برگردان به زبان ساده
کو شور دماغی که به سودای تو افتم
گردی کنم ایجاد و به صحرای تو افتم
هوش مصنوعی: کسی را نمیبینم که به خاطر عشق تو دیوانه شود و در دشتهای تو رها بماند.
عمریست درین باغ پر افشان امیدم
شاید چو نگه بر گل رعنای تو افتم
هوش مصنوعی: مدتهاست در این باغ پر از زیبایی، در انتظار لحظهای هستم که شاید بتوانم با نگاه به گل زیبا و دلربای تو، امیدوار شوم.
آن زلف پریشان همه جا فتنه فکندهست
هر دام که بینم به تمنای تو افتم
هوش مصنوعی: زلفهای آشفتهات در هر جا باعث آشوب و درگیری شده است. هر بار که به دام تو نگاه میکنم، به شدت به تو علاقهمند میشوم.
چون سایه ز سر تا قدمم ذوق سجودی ست
بگذار که در پای سراپای تو افتم
هوش مصنوعی: چون سایهای که از سر تا پایم را عشق و شوق سجده پر کرده، بگذار که در برابر تمام وجود تو فرود آیم.
مپسند که امروز من گمشده فرصت
در کشمکش وعدهٔ فردای تو افتم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نباید خوشحال باشی که من امروز در تلاش برای نگهداری از فرصتها هستم و به خاطر وعدههای فردا درگیر مشکلات میشوم.
خورشید گریبان خیالات ندارد
کو لفظ که در فکر معمای تو افتم
هوش مصنوعی: خورشید به فکر خیالات نیست و نمیتواند به سخنهایی که در ذهن من دربارهی معمای تو وجود دارد، پاسخ دهد.
پروای خم ابروی ناز فلکم نیست
هیهات گر از طاق دلآرای تو افتم
هوش مصنوعی: من نگران خم ابروی زیبای تو نیستم، هرگز. اگر از زیبایی دلانگیز تو بیفتم، برایم اهمیتی ندارد.
چون سیل درین دشت و درم نیست تسلی
یا رب روم از خویش به درباب تو افتم
هوش مصنوعی: در این دشت، مانند سیل، نه آرامشی وجود دارد و نه تسلی. ای خدا، مرا از خودم برهان تا به درگاه تو بیفتم و پناهم را پیدا کنم.
بیدل به ره عشق تلاشت خجلم کرد
پیشآ قدمی چند که در پای تو افتم
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، تلاش من باعث شرمندگیام شد؛ به قدمهایی اندیشیدم که امیدوارم بتوانم در برابر تو افتاده باشم.