برگردان به زبان ساده
وفور مال به تأکید خسّت است دلیل
گشاد دست نمیخواهد آستین طویل
هوش مصنوعی: اگر کسی در مال و ثروت فراوانی داشته باشد، اما بخیل و دست و دلباز نباشد، نشاندهندهی خسّت اوست و نشان نمیدهد که او انسان سخاوتمندی است.
شرر چه بال تواند گشود در دل سنگ
چراغ دیدهٔ مور است در سرای بخیل
هوش مصنوعی: آتش چگونه میتواند در دل سنگی باز شود، در حالی که برای مور فقط یک چراغ وجود دارد که در خانهی انسان بخیل قرار دارد.
به قوّت حشم از جادهٔ ادب مگذر
صلای کام نهنگست کوچه دادن سیل
هوش مصنوعی: از شدت قدرت حشم، از مسیر آداب نگذران، زیرا صدای خوش نهنگ است که مانند سیلی در کوچهها طنین انداز میشود.
ز سرکشان به بزرگی فروتنی مطلب
چه ممکنست خمیدن رسد به گردن فیل
هوش مصنوعی: از افراد سرکش و مغرور انتظار بزرگی و فروتنی نداشته باش، زیرا مانند این است که بخواهی گردن فیل را به سمت پایین خم کنی.
غضب به جرأت تسلیم برنمیآید
حیاست آتش نمرود را ز وضع خلیل
هوش مصنوعی: خشم و غضب هیچگاه به راحتی تسلیم نمیشوند؛ مانند حیا که میتواند آتش نمرود را خاموش کند، این نشان از شخصیت و مقام بلند فرد دارد.
رموز عشق سزاوار حکم هر خس نیست
نفس به حوصلهٔ من نمیشود تحلیل
هوش مصنوعی: عشق دارای رازهایی است که هر کسی نمیتواند در مورد آن قضاوت کند و من هم قادر نیستم به سادگی دربارهاش صحبت کنم.
قد خمیده به صد احتیاج داغم کرد
چه گریهها که نفرمود ساز این زنبیل
هوش مصنوعی: به خاطر قامت خمیدهام، صد بار دلم داغدار شد. چه اشکها که در دل داشتم و نتوانستم برای این بیتابی فریاد بزنم.
به سرخ و زرد منازید زیر چرخ کبود
که جامه هر چه بود ماتمی است در خم نیل
هوش مصنوعی: به رنگهای سرخ و زرد توجه نکنید، زیرا زیر آسمان آبی، هر رنگی که دیده میشود، نشانی از سوگواری و غم است.
به هر خیال قناعتگر است موهومی
کشید سرمه به چشم پری ز سایهٔ میل
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسان در هر خیال و رویایی که به آن قناعت کند، میتواند به آن دست یابد؛ مانند اینکه خیالی زیبا به چشم یک پری، با سایهای از میل و آرزو، مانند سرمهای میشود که بر چشمش میکشد. در واقع، این بیت به آرزوها و خیالات زیبا و تاثیر آنها بر زندگی اشاره دارد.
هوس بضاعت موهوم ما چه عرض دهد
مبرهن است از اجمال ذرهها تفصیل
هوش مصنوعی: آرزوهای بیپایه و موهومی که داریم، چه ارزشی میتواند داشته باشد؟ واضح است که از هر ذره کوچک، جزئیات زیادی نمایان میشود.
خبر ز دل نگرفتی کسی چه چاره کند
که شیشهایست به طاق تغافلت تحویل
هوش مصنوعی: کسی که از حال دل دیگران باخبر نیست، چه کاری میتواند انجام دهد وقتی که دلش مانند شیشهای در زیر سایه غفلت خود قرار دارد؟
ادب غبار خموشی است کاروان حباب
نهفته است به ضبط نفس درای رحیل
هوش مصنوعی: آداب و رفتار مناسب مانند گرد و غبار سکوتی است که در سفر حبابها وجود دارد، و در واقع این سکوت در کنترل نفس نهفته است.
چو شمع خیره سر فرصتیم وزین غافل
که چین بلند گرفتهست دامن تعجیل
هوش مصنوعی: ما مانند شمعی هستیم که با وجود روشنایی خود، غافل از فرصتی که در حال از دست رفتن است، به آن چه باید بکنیم توجهی نمیکنیم. در حقیقت، در حالتی از تعجیل به سر میبریم و به کارهای مهمتر احساس نیاز نداریم.
تلاش علم و عمل مغتنم شمر بیدل
مکش خمار شرابی که عقل راست مزیل
هوش مصنوعی: سعی کن علم و عمل را ارزشمند بشماری و از سرخوشیهای زودگذر بپرهیزی، چرا که عقل را به انحراف میکشاند.