برگردان به زبان ساده
غیر از حیا چه پیش توان برد در عرق
چون اشک سعی تا قدم افشرد در عرق
هوش مصنوعی: جز حیا و شرم، چه چیزی میتواند در این حالت بیانگر درد و کوشش باشد؟ مانند اشکی که در تلاش جاری میشود و بر زمین مینشیند.
با این هجوم عجز به هرجا قدم زدیم
خجلت بساط آبله گسترد در عرق
هوش مصنوعی: با وجود این حملهی ناکامی که در هر جا پا گذاشتیم، شرم و خجالت، همچون بساطی از آبله، در عرق ما گسترده شده است.
بر روی ما ز شرم نموهای اعتبار
رنگی نکرد گل که نیفشرد در عرق
هوش مصنوعی: به خاطر شرم و حیا، گلی که بر روی ما رشد کرده، هیچ رنگ و لعابی ندارد؛ زیرا در عرق و زحمت ما فشرده نشده است.
شور شکست شیشه ز توفان گذشته است
آن سنگدل مگر دلی آزرد در عرق
هوش مصنوعی: شور و حال شیشه به خاطر طوفان گذشته از بین رفته است، مگر اینکه سنگدلی دلی را به خاطر رنجی که تحمل کرده است، آزار دهد.
شبنم چه واکشد ز تماشای این چمن
ما راگشاد چشم فرو برد در عرق
هوش مصنوعی: شادی و زیبایی چمن را نمیتوان به خوبی توصیف کرد. وقتی که شبنم بر روی گلها و برگها نشسته، زیبایی آنها چشم انسان را میرباید و احساس میشود که در دنیای عمیقتری غرق شدهایم.
گرد هوس به سعی خجالت نشاندهایم
کم نیست ته نشینی این درد در عرق
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوها و خواستههای درونیام، به زحمت و با شرمساری، تسلیم شدهام. این درد ناشی از آرزوها در وجودم، به اندازهای عمیق است که به عرق و زحمت من نشسته است.
نومید وصل بود دل از ساز انفعال
آیینهات ز ما غلطی خورد در عرق
هوش مصنوعی: دل به عشق متصل شده است، اما ناامید است. آینهٔ وجودت از ما اشتباهی برداشت کرده و به همین خاطر در حالتی متزلزل قرار دارد.
بیدل تلاش عجز به جایی نمیرسد
خلقی چو شمع داغ شد و مرد در عرق
هوش مصنوعی: تلاش و کوشش بینتیجه است، زیرا انسانها مانند شمع میسوزند و تحت فشار و داغی شدید قرار میگیرند و در نهایت به زحمت و عرق میافتند.