برگردان به زبان ساده
نیست پروانهٔ من قابل پهلوی چراغ
حسرت سوختنی میکشدم سوی چراغ
هوش مصنوعی: پروانه من به پای نور چراغ حسرت نمیرسد و من با اشتیاق به سمت نور چراغ میروم.
سیر این انجمنم وقف گشاد مژهایست
بر نگه ختم نمودند تک و پوی چراغ
هوش مصنوعی: من در این جمع به تماشای یک نگاه گشوده مشغولم که باعث پایان یافتن شب و روشن شدن چراغها شده است.
یأس بر عافیت احرامی دل میخندد
من و خاصیت پروانه، تو و خوی چراغ
هوش مصنوعی: ناامیدی بر رفاه و آسایش ما میخندد، مانند پروانه که به ویژگیهای چراغ علاقهمند است.
داغ انجام نفس سخت عقوبت دارد
ترسم آخر به دماغت نزند بوی چراغ
هوش مصنوعی: احساس گناه و عذاب در نتیجه انجام اشتباهات، عواقب شدید و سختی دارد. نگرانم که در نهایت اثر بدی از این کار بر تو بگذارد و مانند بوی سوختگی چراغ به مشامت برسد.
برق آن شعله که حرز دل بیتابم بود
مجلس آرا به غلط بست به بازوی چراغ
هوش مصنوعی: شعلهای که دل بیتابم را به امنیت درآورده بود، به اشتباه ظاهر زیبایی به مجلس بخشید و بر روی بازوی چراغ نشست.
آبیار چمن عشق گداز است اینجا
کشت پروانه همان سبزکند خوی چراغ
هوش مصنوعی: در اینجا، آبیاری چمنی که عشق را زنده میکند انجام میشود و کشت پروانه به مانند چراغی سبز، احساسات و نور را در دلها روشن میکند.
عشق در خلوت حسن انجمن راز خود است
جیب دارد سر پروانه به زانوی چراغ
هوش مصنوعی: عشق در سکوت و تنهایی زیبایی، رازهایی را در دل خود دارد. پروانه از نور چراغ بهره میبرد و به نشانه زیبایی و علاقه، جیبش پر از خاطرات و اشتیاق است.
سیر هستی چقدر برق ندامت دارد
شعله دررنگ عرق میچکد ازروی چراغ
هوش مصنوعی: زندگی چقدر سریع میگذرد و انسان به اشتباهات خود فکر میکند، همانطور که شعله چراغ، با رنگ خود، عرقش را به نمایش میگذارد.
طبع روشن ز غبار دو جهان آزاد است
تیرگی رخت تکلف نبرد سوی چراغ
هوش مصنوعی: طبیعت پاک و خالص از آلودگیهای این دنیا آزاد است و زیبایی تو هیچ تلاشی برای نشان دادن خود نمیکند، بلکه به سادگی میدرخشد.
غافل از مرگ به افسوس امل نتوان زیست
شانه دارد نفس صبح بهگیسوی چراغ
هوش مصنوعی: زندگی در غفلت از مرگ و امید به آرزوها ممکن نیست. نفس صبح گویی شانهای دارد که موهای چراغ را میافشاند.
رنگ پروانهٔ این بزم ندارد بیدل
تا به کی نکهت گل واکشی از بوی چراغ
هوش مصنوعی: تا چه زمانی میخواهی از بوی خوش گل و عطر چراغ، لذت ببری در حالی که رنگ و زیبایی پروانه این محفل را ندارد؟