برگردان به زبان ساده
از عدم مشکل نه آسان سیر امکان کرد شمع
داغ شد افروخت اشک و آه سامان کرد شمع
هوش مصنوعی: از میان نبود و عدم، سفر به دنیای وجود آسان نیست. گرما و سوزش شمع باعث شد تا آن اشک و آتش را بیافریند و وضعیتی مرتب ایجاد کند.
بس که از ذوق فنا در بزم جولان کرد شمع
ترک تمهید تعلقهای امکان کرد شمع
هوش مصنوعی: شمع به قدری از شادی فنا در مهمانی شعف پیدا کرده که دیگر به آمادهسازی و تلاش برای حفظ وابستگیهای دنیوی کاری ندارد.
از هجوم شوق بیروی تو در هرجا که بود
دود آه اظهار از هر تار مژگان کرد شمع
هوش مصنوعی: به سبب اشتیاقی که به تو دارم، در هر گوشهای که باشم، غم و اندوهی که به خاطر نبودنت دارم، مانند دودی که از شمع بلند میشود، از هر تار مژهام نمایان میشود.
آب حیوان و دم عیسی نگردد چون خجل
سر به تیغش داد و جان تازه سامان کرد شمع
هوش مصنوعی: آب حیوان و دم عیسی نمیتوانند مانند او عمل کنند، زیرا وقتی کسی از خجالت سر به زیر میاندازد، روح تازهای به زندگی میدهد و همچون شمعی نورانی میشود.
آه عاشق آتش دل را دلیل روشن است
فاش شد هرچند درد خویش پنهان کرد شمع
هوش مصنوعی: عشق و درد درون عاشق به وضوح نمایان است، حتی اگر شمع تلاش کند تا درد خود را پنهان کند.
رشتهٔ جان سوخت بر سر زد گل سودا گداخت
جای تا در محفل نازآفرینان کرد شمع
هوش مصنوعی: عشق و احساس عمیق من مثل آتش سوخته است، و این احساس شگفتانگیز در فضایی ایجاد شده که زیباییها و نازها به نمایش گذاشته میشوند. در این محفل، مانند شمعی که روشن است، من نیز در کانون توجه و زیباییها قرار دارم.
دید در مجلس رخش از شرم او گردید آب
خویش را چون نقش پا با خاک یکسان کرد شمع
هوش مصنوعی: در مجلس، وقتی که شمع چهره او را دید، آنقدر شرم کرد که بخار خود را هم از دست داد و مانند نقش پا روی زمین ناپدید شد.