برگردان به زبان ساده
نشکسته ساغر عاریت ز حصول آب بقا چه حظ
بجز اینکه ننگ نفس کشی چو خضر ز عمر رسا چه حظ
هوش مصنوعی: ساغر عاریتی که به دست داریم، نشکسته و باقی مانده است، اما چه فایدهای دارد؟ تنها عیبش این است که مانند خضر، با عمر طولانی زندگی میکنیم و بهرهای جز این نمیبریم.
طربی که زخم دل آورد سزد آنکه نامده بگذرد
گل اگر زفرصت رنگ و بو کند آرزوی وفا چه حظ
هوش مصنوعی: شادیای که از دل شکسته ناشی میشود، سزاوار است. اگر گلی هم به خاطر فرصت و زیبایی بگذرد، آرزوی وفا چه فایدهای دارد؟
به خیال تا به کجا پرد هوس مقیّد ما و من
بپری که آرزویت کشد ز قفس نگشته رها چه حظ
هوش مصنوعی: تا کجا خیال و آرزوها ما را در قید و بند نگه داشتهاند؟ باید از این محدودیتها آزاد شویم تا لذت واقعی را تجربه کنیم.
سحر و نفس گل پر گشا تو به غنچگی قفس آشنا
به بهار عشرت این هوا نگشوده بند قبا چه حظ
هوش مصنوعی: صبح و نفسی که از گل بهاری میآید، تو را به گلی که هنوز شکفته نشده و در قفسی محصور است، آشنا میکند. در این هوای بهاری و شادی، بند و زنجیرهای قبا را باز نکن و از لذتی که در این حالت وجود دارد، بهرهمند شو.
فلکت به چنبر پوستکش چه ترانهها که نمیزند
زتپانچهایکه خورد رخت نرسی به رمز صدا چه حظ
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی میتوان گفت که چرخش زندگی و تغییرات آن، به گونهای است که گاهی به بندهایی از مشکلات و دردها دچار میشویم. این دردها ممکن است ما را به سمت هنری بکشاند که در آن غم و شادمانی به هم میآمیزند. در واقع، این تجربیات تلخ و شیرین به ما کمک میکند تا به صدای واقعی خود رسیده و از آن لذت ببریم.
دم استطاعت مال و زر بشناس موقع مصرفش
به فقیر اگر نکنی نظر ز گشود چشم غنا چه حظ
هوش مصنوعی: وقتی توانایی مالی داری و مال و ثروت در اختیارت است، بهتر است آن را در زمان مناسب، یعنی در کمک به فقیران خرج کنی. اگر به نیازها و مشکلات دیگران توجه نکنی، حتی با داشتن ثروت هم ممکن است از برکات و لذتهای واقعی زندگی بیبهره بمانی.
سپری اگر ره عافیت ز تلاشکام هوس برآ
قدمی وگوشهٔ دامنی ز خرام آبله را چه حظ
هوش مصنوعی: اگر به دنبال آرامش و خوشبختی هستی، کافی است که کمی از تلاشهای بیپایه و آرزوهای بیهوده فاصله بگیری و قدمی به سوی حقیقت و واقعیت برداری. در این صورت، از مشکلات و سختیها در امان خواهی ماند و از زندگی لذت بیشتری خواهی برد.
به حضور منزل اگر رسد کسی از چه زحمت ره برد
در و دشت پی سپر تو گشت و عیان نشد ته پا چه حظ
هوش مصنوعی: اگر کسی به خانه بیاید، دیگر نیازی نیست که برای رسیدن به تو در دشت و کشتزار زحمت بکشد، چرا که نیازی به تلاش برای رسیدن به تو نیست و حضور تو خودش نعمت بزرگی است.
ز فرشته تا ملخ و مگس همه جبری قدرند و بس
بر محرمان قبول و رد زبرو چه غم، ز بیا چه حظ
هوش مصنوعی: از فرشته تا ملخ و مگس، همه چیز در تقدیر و سرنوشت مشخص شده است. برای کسانی که به حقایق زندگی دسترسی دارند، پذیرش و رد بسیاری از مسائل تفاوتی نمیکند؛ چه نیکو باشد و چه بد، فرقی نمیکند.
به درآ زکلفت کروفر ز دماغ پیری و خشک تر
چو ز مغز شد تهی استخوان دگرت ز بال هما چه حظ
هوش مصنوعی: از زحمات و فشارهای زندگی بیرون بیا و از حالت غرور و سختی که به خاطر پیرسالی و خشکی به تو تحمیل شده رها شو. وقتی که از عمق وجود خود ناامید شدهای و مغزت تهی است، دیگر استخوانهای تو هم به مانند بالهای پرندهای زیبا، بهرهای نخواهند داشت.
ز عروج نشئهٔ بیدلی قدحی اگر به کف آیدت
ره نالهگیر و ز خود برآ سربام و کسب هوا چه حظ
هوش مصنوعی: اگر ظرفی پر از احساسات و دردهای عمیق در دستانت باشد، و بتوانی از آن برای ابراز نالهها و غمهایت استفاده کنی، پس از خودت فراتر برو و تلاشی برای رسیدن به آسمان و کسب آرامش و لذت داشته باش.