برگردان به زبان ساده
شده فهم مقصد عالمی زتلاش هرزه قدم غلط
ته پاستکعبه و دیر اگر نکنیم راه عدم غلط
هوش مصنوعی: فهمیدن هدف نهایی به تلاشهای بیفایده و گامهای نادرست وابسته است. اگر مسیر درست را نرویم، به نتیجهای نمیرسیم، خواه به سمت کعبه برویم یا به سوی معبد.
به غبار مرحلهٔ هوس اثر نفس نشکافتکس
بهکجا رسد پی لشکری که کند نشان علم غلط
هوش مصنوعی: هیچ کس نتوانسته است با نفس خود در برابر آرزوها و خواستهها به موفقیت برسد. چگونه ممکن است کسی به جایی برسد که در آن پیروی از نشانههای نادرست و اشتباهات به جای رشد و ترقی باشد؟
نرسید محضر زندگی به ثبوت محکمهٔ یقین
که گواه دعوی باطل تو دروغ بود و قسم غلط
هوش مصنوعی: زندگی هنوز به مرحلهای نرسیده که حقیقت و واقعیت بهطور قطعی اثبات شود؛ زیرا شاهدانی که برندهی این دعوی هستند، در واقع دروغ میگویند و سوگندهایی که خوردهاند، نادرست است.
ز صفای شیشه طلب پری که ره گمان به یقین بری
تو بر آب میفکنی تری من و تست هر دو بهم غلط
هوش مصنوعی: به دنبال خلوص و روشنی هستی، اما به خاطر تردیدهای خود، نمیتوانی به حقیقت و یقین برسی. تو مانند آب ناپایدار و من نیز درگیر همین تردیدها و سردرگمیها هستم و در واقع هر دو در همین حال و هوا هستیم.
به نمود شخص معینت در عکس زد دم امتحان
چه خطی که شد ز تامل تو کتاب آینه هم غلط
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویری از یک شخص خاص اشاره شده که در زمان امتحان، به طور ناخواسته نشان داده شده، بهگونهای که از فکر و تأمل در او، خطاهای زیادی در کتاب آینه نمایان شده است. این نشان میدهد که در اثر دقت و بررسی، اشتباهاتی ممکن است آشکار شود.
ز تمیز جاده و منزلت الم تردد نیک و بد
خط پا به دایره میرسد سر اگر شود به قدم غلط
هوش مصنوعی: اگر راه و مسیر خود را به درستی انتخاب کنی و از نیک و بد آگاه باشی، سپس با تلاش و قدمهای درست به هدف خواهی رسید. اما اگر قدمهایت اشتباه باشد، حتی با داشتن سرنخهای مناسب، به مقصد نمیرسی.
من و مای مکتب آب وگل ستم است اگر کندت خجل
به ندامت ابدی مکش سبقی که گشته دو دم غلط
هوش مصنوعی: حضور من و ما در دنیای مادی و دنیای زمینی، نشانهای از ستم و سختی است. اگر کسی به خاطر اینکه از این دنیا خجالت بکشد، دچار عذاب وجدان ابدی نشود، به او توجه کنید که با وجود دو دم در واقع به اشتباه میافتد.
خط سرنوشت من آب شد ز تراوش عرق حیا
چو نقوش معنی روشنی که شود به کاغذ نم غلط
هوش مصنوعی: سرنوشت من با عرق حیا و شرم، به شکل روشنی بر کاغذی که مرطوب است، سایهنمایی میشود.
اگر آبم آب رخ گهر و گر آتش آتش سنگ زر
به تو آشنا نیام آنقدر که دویی کند به خودم غلط
هوش مصنوعی: من اگر مانند آب زیبایی یا مانند آتش ارزشمند باشم، باز هم به تو نزدیک نمیشوم، چون آنقدر به خودم مشغول هستم که نمیتوانم به دیگری توجه کنم.
من بیدل اینقدر از جنون به خیال هرزه تنیدهام
رقم جریدهٔ مدعا غلط است اگر نکنم غلط
هوش مصنوعی: من به خاطر دیوانگیام آنقدر در خیالهای بیهوده غرق شدهام که اگر خطایی در ادعای خود داشته باشم، این اشتباه را نمیتوان نادیده گرفت.