برگردان به زبان ساده
آه از این جلوهٔ نقاب فروش
بحر در جیب و ما حباب فروش
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت ظاهری اشاره دارد که ممکن است فریبنده باشد، اما در عمق آن حقیقتی نهفته است. همزمان، مقایسهای بین عمق و غنای دریا و سطحی بودن حبابها وجود دارد. در واقع، شاعر به نوعی از رویای زیبا و فریبایی که به نظر واقعی میآید، ولی در واقع پوچ و بیاهمیت است، انتقاد میکند.
تو و صد موج گوهر تمکین
من و یک اشک اضطراب فروش
هوش مصنوعی: تو در میان امواج زیبای خود ثبات و نظم داری، و من در حالتی نگران و مضطرب تنها یک اشک به یاد تو دارم.
انفعال است شبنم این باغ
عرقی گل کن و گلاب فروش
هوش مصنوعی: شبنم این باغ به نوعی بیعمل و منفعل است؛ بنابراین، گلها را عرقزده و عطرشان را به فروش برسانید.
چشمی از نقش این و آن بر بند
اعتبار جهان به خواب فروش
هوش مصنوعی: به خودت اجازه نده که به تصاویری که از دیگران در ذهنت ایجاد شده است اهمیت بدهی؛ در غیر این صورت، اعتبار و ارزش دنیایت را به خواب سپردهای و از دست میدهی.
دل افسرده سنگ راه وفاست
کاش خون گردد این حجاب فروش
هوش مصنوعی: دل غمگین همچون سنگی است که در مسیر عشق وجود دارد؛ ای کاش این مانع برطرف شده و به خون بدل شود تا مسیر عشق باز گردد.
هوش اگر صد قماش پردازد
تو به یک جرعهٔ شراب فروش
هوش مصنوعی: اگر هوش و استعداد را به صد شکل و رنگ درآوری، یک جرعهٔ شراب کافی است تا تو را به مقامِ فراز برساند.
آخرکار شعله همواریست
نفسی چند پیچ و تاب فروش
هوش مصنوعی: در پایان، زندگی مانند شعلهای است که پس از دقایقی به آرامی فروکش میکند، و ما تنها چند لحظه در این پیچ و تابها تجربه خواهیم کرد.
به هوس پایمال نتوان زیست
مخمل ما مباد خواب فروش
هوش مصنوعی: نمیتوان با آرزوهای برباد رفته زندگی کرد، امیدوارم که به خواب و خیال در نیفتیم.
باب غم جز دل گداخته نیست
مشتری تشنه است، آب فروش
هوش مصنوعی: در دنیای غم، تنها دل سوزان وجود دارد. مانند مشتری که تشنه است و در جستجوی آب میگردد.
قدر داغ جگر چه میدانی
رو به دکانچهٔ کباب فروش
هوش مصنوعی: تو چه میدانی که چقدر درد و رنج در دل یک فرد وجود دارد، وقتی که به دکان کبابفروش مینگری؟
سایه پرورد جلوهٔ یاریم
خاک ماگیر و آفتاب فروش
هوش مصنوعی: سایهٔ پروردگار کمکحال من است، زیبایی یارم باعث افتخار من است؛ گرچه من خاکی و معمولی هستم، اما خورشید وجود او را به دست میآورم.
بیدل ایام غازه کاری رفت
ماند بخت سیه خضاب فروش
هوش مصنوعی: در روزگار جوانی، همه چیز رو به راه بود، اما حالا بخت نیکو از من دور شده و تنها غم و اندوه باقی مانده است.