برگردان به زبان ساده
ای خیال آوارهٔ نیرنگ هوش
تا توانی در شکست رنگ کوش
هوش مصنوعی: ای خیال بیقرار و فریبکار، تا جایی که میتوانی تلاش کن تا رنگهای دروغین را بشکنی.
تا نفس باقیست ما و من بجاست
شمع بیکشتن نمیگردد خموش
هوش مصنوعی: تا زمانی که نفس و زندگی هست، ما و من هم وجود دارند. شمعی که خاموش نشده، هیچگاه ساکت نمیماند.
زندگی در ننگ هستی مردنست
خاکگرد و، عیب ما و من بپوش
هوش مصنوعی: زندگی در ناخوشی و حقارت است و مرگ مانند خاکی است که بر ما میپاشند. بگذار عیبهای من و تو پنهان بماند.
زبن خمستان گرمی دل بردهاند
همچو می با خون خود چندی بجوش
هوش مصنوعی: از خوشی و شوری که در دل دارم، مثل شراب داغی که درون خود دارم، احساس میکنم که زندگی با خون و عشق من به جوش آمده است.
از جراحتزار دل غافل مباش
رنگها دارد دکان گلفروش
هوش مصنوعی: از درد دل غافل نشو، زیرا که این درد رنگ و بوی متفاوتی دارد، شبیه به دکان گلفروشی که انواع گلها و رنگها را به نمایش میگذارد.
عشق اگر نبود هوس هم عالمیست
نیست خون دل گوارا، می بنوش
هوش مصنوعی: اگر عشق وجود نداشت، حتی هوس هم هیچ ارزشی نداشت. بنابراین، با نوشیدن خون دل، لذت ببر.
خاک من بر باد رفت و خامشم
همچو صبحم در نفس خون شد خروش
هوش مصنوعی: خاک من در باد پراکنده شد و سکوت من مانند صبح، در نفس به فریادی تبدیل شد.
تر دماغان از مخالف ایمنند
گاه خشکی باد میپیچد به گوش
هوش مصنوعی: افرادی که در موضع قدرت و نفوذ قرار دارند، معمولاً از تهدیدات و مشکلات کمتری برخوردار هستند. اما گاهی اوقات، حتی در شرایط آرامش، ممکن است حوادث غیرمنتظرهیی پیش بیاید که به آنان آسیب برساند.
یارب از مستی نلغزد پای من
اشک مینا خانهای دارد به دوش
هوش مصنوعی: خدایا، مباد که از سر مستی پای من بلغزد. اشک من همچون مینا، خانهای بر دوش دارد.
زندگانی نشئهٔ وهمش رساست
تا نمیمیری نمیآیی به هوش
هوش مصنوعی: زندگی مانند خوابی است که تا زمانی که نمیمردی، به وضوح و حقیقت آن پی نمیبری.
گر لباس سایه از دوش افکنی
میکند عریانیت خورشید پوش
هوش مصنوعی: اگر لباس سایه را از دوش برداری، خورشید از عریانیات میپوشاند.
یأس بر جا ماند و فرصت ها گذشت
امشب ما نیست جز اندوه دوش
هوش مصنوعی: امشب تنها چیزی که برای ما باقی مانده، اندوه است و همهی فرصتها از دست رفتهاند. احساس ناامیدی در دلهایمان باقی مانده.
تا مگر بیدل دلی آری به دست
در تواضع همچو زلف یار کوش
هوش مصنوعی: به امید اینکه بتوانی دلی را به دست آوری، در فروتنی مانند زلف محبوب تلاش کن.