برگردان به زبان ساده
اثر دور است ازین یاران حقوق آشنایی را
سر وگردن مگر ظاهرکند درد جدایی را
هوش مصنوعی: فاصله از این دوستان باعث میشود که حقوق آشنایی به خوبی نمایان نشود، مگر اینکه درد جدایی خود را نشان دهد.
ز بیدردی جهان غافل بُوَد از عافیتبخشی
چه داند استخوان نشکسته قدر مومیایی را
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که کسی که درد و رنج را تجربه نکرده، نمیتواند ارزش آرامش و درمان را درک کند. فردی که هیچگاه استخوانش نشکسته، نمیتواند بفهمد که مومیایی چه ارزشی دارد، چرا که او همیشه در آسایش زندگی کرده و از مشکلات بیخبر است.
کشاکشها نفس را ازتعلق برنمیآرد
ز هستی بگسلمکاین رشته دریابد رسایی را
هوش مصنوعی: تنشها و درگیریها نمیتوانند نفس انسان را از وابستگی به هستی آزاد کنند، بلکه اگر قرار باشد که این وابستگی قطع شود، باید به حقیقتی رهاییبخش دست یابیم.
زفکر ما و من جستن تلاشی تند میخواهد
مکن تکلیف طبع این مصرع زورآزمایی را
هوش مصنوعی: خود را از درگیریهای فکری و منیت رها کن، زیرا این کار نیاز به تلاش زیادی دارد. نگذار که طبیعت این جمله تو را به چالش بکشد.
نوایی نیست غیراز قلقل مینا درین محفل
نفس یک سر رهین شیشهسازانگشت نایی را
هوش مصنوعی: در این جمع، هیچ صدایی جز صدای خوش مینا وجود ندارد و نفسها همه در چنگ هنر شیشهسازان هستند که به نوعی به این کار آغشته شدهاند.
که میداند تعلق در چه غربال اوفتاد آبش
وداع دام هم درگریه میآرد رهایی را
هوش مصنوعی: کسی که میداند وابستگی و تعلقات چگونه انسان را به دام میاندازد، میفهمد که رهایی از این بندها به چه اندازه دشوار است و حتی در لحظاتی که برای آزاد شدن تلاش میکند، ممکن است همچنان در غم و اندوه باشد.
بههرمحفلکهباشیبیتحاشی چشمولبمگشا
که تمکین تخته میخواهد دکان بیحیایی را
هوش مصنوعی: هر جایی که حضور داشته باشی، بدون احتیاط و با احتیاط رفتار نکن و لب و چشمت را بیش از حد باز نکن، چون برای نمایش خود نیاز به فضایی مناسب و با حرمت داری؛ در غیر این صورت، ممکن است دکان بیادبی و بیحیایی را به راه بیندازی.
ندارد زندگی ننگی چو تشهیر خودآرایی
بپوش از چشم مردم لکهٔ رنگین قبایی را
هوش مصنوعی: زندگی هیچ عیبی ندارد، اما اگر به خودآرایی و خودنمایی بپردازی، باید از نگاه دیگران دوری کنی؛ زیرا این کار به نوعی لکهای بر لباس آبرویت تبدیل میشود.
طمع در عرض حاجت ذلتی دیگر نمیخواهد
گشاد چشمکرد ازکاسه مستغنیگدایی را
هوش مصنوعی: توقع برای برآورده شدن نیازها، نوعی تحقیر است و نیازمند بودن به دیگران، آدمی را به ذلت میکشاند. کسی که از داشتههای خود راضی نیست و دائم در پی خواستههای بیشتر است، در واقع گدایی میکند.
به هرجا پرفشان باشد نفر صید جنون دارد
نشان پوچ بسیار است این تیر هوایی را
هوش مصنوعی: هر جا که دلبری حاضر باشد، نشانههای دیوانگی و شیدایی آشکار است. نشانههای بیاساس و بیارزش در این تیر بیهدف بسیار است.
طریق امن سرکن وضع بیکاری غنیمتدان
که خار از دور میبوسدکف پاک حنایی را
هوش مصنوعی: در مسیر ایمن قدم بزن و حال بیکاری را فرصتی ارزشمند بدان، زیرا گلهای زیبا از دور به پاهای پاک و حنایی تو عشق میورزند.
سجودیمیبرمچونسایهدرهردشتودربیدل
جبین برداشت ازدوشم غم بیدست وپایی را
هوش مصنوعی: من در هر دشت و صحرا، با طعمی از خشوع و عبادت سر به زمین میگذارم و از دوش خود، غمی را برمیدارم که نه چهرهای دارد و نه شکل و شمایلی.