برگردان به زبان ساده
خارخارت کشت و پیش حرص بیکاری هنوز
در تردد ناخنت فرسود و سر خاری هنوز
هوش مصنوعی: حتی پس از اینکه زحمت زیادی را متحمل شدهای، هنوز هم درگیر آرزوهای بیپایهای هستی و حسرتها تو را خسته کردهاند.
میشماریگام و راهی میکنی قطع از هوس
کعبه پر دور است در تسبیح و زناری هنوز
هوش مصنوعی: تو قدمهایت را میشماری و راه را مشخص میکنی، اما باید از آرزوهایت دور شوی. کعبه همچنان از تو فاصله دارد و در حالی که مشغول ذکر هستی، هنوز در بند دنیا به سر میبری.
زینبیابانآنچهطیگردید جزکاهشکه داشت
همچو شمع از خامسوزی داغ رفتاری هنوز
هوش مصنوعی: در این بیابان، تمام آنچه که گذشت، جز کاهش و کم شدن چیزی نبود؛ مانند شمعی که از سوختن داغ است، هنوز تاثیرات آن را حس میکنم.
ریشهات بگسیخت ساز اندیشهٔ مضراب چند
شد نفس بیبال و در پرواز منقاری هنوز
هوش مصنوعی: ریشهات را قطع کرد و سبب شد که تفکر و اندیشهات مختل شود. حالا نفس من بدون بال مانده و نمیتواند پرواز کند و همچنان در دام ماندگاری گرفتار است.
صبح جزشبنمگلی زین باغ نومیدی نچید
گریه یکسر حاصل است وخنده میکاری هنوز
هوش مصنوعی: در صبح، تنها شبنم گلی از این باغ ناامیدی چیده نمیشود. گریه تمامی میوهها را در بر دارد، ولی هنوز میتوان خندید و امید داشت.
عبرت آفات دهر از خواب بیدارت نکرد
بیخبر در سایهٔ این کهنه دیواری هنوز
هوش مصنوعی: بازآفرینی مشکلات زمانه نتوانسته تو را از خواب غفلت بیدار کند؛ بیخبر از اینکه هنوز در سایهٔ این دیوار قدیمی در حال زندگی هستی.
جان پاکی، تاکیافسردن بهکلفتگاه جسم
یوسفت در چاه مرد و برنمیآری هنوز
هوش مصنوعی: جان پاک تو چرا در زندان جسم خود محبوس شده و از حالت افسردگی خارج نمیشود؟ تو مانند یوسف در چاه هستی و هنوز به آزادی نرسیدهای.
چشمبندی بیتمیزی را نمیباشد علاج
درکف است آیینه و محروم دیداری هنوز
هوش مصنوعی: آدمی که به خاطر ناپاکیهایش از دیدن حقیقت بازمانده، تنها با نگاهی به آینه میتواند مشکلاتش را دریابد، ولی همچنان از دیدار واقعیات محروم است.
غنچه تاکی در عدم بفریبد افسون گلش
سر به بادت رفته و در بند دستاری هنوز
هوش مصنوعی: غنچهای که هنوز نشده و در کمبود وجود به سر میبرد، با جادوی گلش فریب میخورد. سرش به نسیم رفته و هنوز در زنجیر دستاری گرفتار است.
همسری با ذرهات آب حیا در خاک ریخت
زین هوس هم اندکی کم شو که بسیاری هنوز
هوش مصنوعی: با همسرت، حتی یک ذره از حیا را هم در خاک ریختی، پس کمی از این هوس کم کن، چرا که هنوز چیزهای زیادی باقی مانده است.
بر در هر سفله میمالی جبین احتیاج
خاک بر فرق توهم آبروداری هنوز
هوش مصنوعی: در مقابل هر شخصی که به اندازهای ارزشی ندارد، خود را خوار میکنی و نیازت را به خاک میمالی، اما هنوز هم در تلاش هستی که خود را بزرگ و محترم جلوه دهی.
نیست بیدل هرکسی شایستهٔ خواب عدم
از تو تا افسانهای باقیست بیداری هنوز
هوش مصنوعی: هر کسی لایق خوابیدن در نیستی نیست، زیرا تا زمانی که قصهای از تو وجود دارد، بیداری همچنان ادامه دارد.