برگردان به زبان ساده
مگو صبح طرب در ملک هستی دیر میآید
دراینجا موی پیری هم به صد شبگیرمیآید
هوش مصنوعی: نگو که صبح شادمانی در این دنیا دیر میرسد، چرا که در اینجا حتی موهای سپید هم پس از گذشت چندین شب به آرامی ظهور میکنند.
من و ما نیست غیر از شکوهٔ وضع گرفتاری
ز ساز هر دو عالم نالهٔ زنجیر میآید
هوش مصنوعی: ما جز درد و رنج خود چیزی نداریم و از هر دو عالم تنها صدای زنجیری را میشنویم که نشاندهندهٔ مشکلات و سختیهای ماست.
چه رنگینیست یارب عالم خرسندی دل را
به خاکش هرکه سر میزدد ازکشمیر میآید
هوش مصنوعی: خدای من، چقدر دنیا زیبا و دلنشین است! هر کسی که به دل این شادابی نزدیک میشود، از گوشهای دور به اینجا میآید.
کمانی را به زه پیوسته دارد چین ابرویت
که آنجا بوالهوس دور از سر یک تیر میآید
هوش مصنوعی: چنین به نظر میرسد که ابروی تو مانند کمانی است که به زه متصل شده است و این موضوع باعث میشود کسانی که به تو علاقهمندند، به دور از تو در حسرت دیدن تو به تیراندازی بپردازند.
ندارد چشمهٔ حیوان حضور آب پیکانت
ز یاد زخم او جان در تن نخجیر میآید
هوش مصنوعی: چشمهٔ حیات، آبی ندارد که یادآور زخم عشق تو باشد و جان من همچنان در جستجوی تو در این دنیا سرگردان است.
جهانی در محبت دشمن من شدکه عاشق را
همه گر اشک خود باشدگریبانگیر میآید
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم در محبت به دشمن من درگیر شدهاند، به طوری که حتی اگر عاشقی هم اشک خود را بریزد، این اشک هم به آنها نمیرسد و دردی از آنها کم نخواهد کرد.
مبند ای وهم بر معدوم مطلق تهمت قدرت
ز خدمت بینیازم گر ز من تقصیر میآید
هوش مصنوعی: ای خیال، به چیزی که اصلاً وجود ندارد اتهام قدرت نزن، زیرا من از خدمت به خود بینیازم، اگر هم از من اشتباهی سر بزند.
جراحتپرور عشقم به گلزارم چه میخوانی
که درگوشم ز بوی گل صدای تیر میآید
هوش مصنوعی: عشق من جراحت و درد را به همراه دارد، اما وقتی به باغ گل مینگرم، صدای تیر را از بوی گل در گوشم میشنوم.
صفاکیشان ندارند انتظار رنگ گرداندن
سحر هرگاه میآید به عالم پیر میآید
هوش مصنوعی: این افراد بیرحم هیچگونه انتظاری از تغییر حال و روز ندارند. هر بار که صبح میرسد، انگار به زندگی کهنسال میرسند.
به نعمت غرهٔ این گرد خوان منشین که مهمانش
دل خود میخورد چندانکه از خود سیر میآید
هوش مصنوعی: به خاطر نعمتهای ظاهری و فریبنده این دنیا، غافل نشو و نشین، زیرا مهمان چنین نعمتهایی و زندگی زودگذر، دل خود را میخورد و در نهایت انسان از آنها سیر میشود.
دلیل اختراع شوق از اینخوشتر چه میباشد
که از تمکین مجنون ناله در زنجیر میآید
هوش مصنوعی: دلایل انگیزه و شوق چه میتواند باشد وقتی که از عشق مجنون، صدای ناله در زنجیر به گوش میرسد؟
به حیرت رفتهام از سیر دیدارم چه میپرسی
نگاه بیخودان از عالم تصویر میآید
هوش مصنوعی: در حیرت و شگفتی هستم که در دیدار و مشاهدهام چه میگذرد. چه نیازی به پرسش داری، زیرا نگاههای بیهدف و نابخود از دنیای تصویر به من میرسند.
به غفلت تا توانی سازکن، از آگهی بگذر
ندارد خواب تشویشی که از تعبیر میآید
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانی با غفلت و بیخبری زندگی کن، و از آگاهی پرهیز کن. چرا که خواب آرامی که داری، ناشی از تصورات و تفسیرهایی است که میتواند تو را مضطرب کند.
ندارد صید بیدل طاقت زخم تغافلها
خدنگ امتحان ناز پر دلگیر میآید
هوش مصنوعی: صید بیدلی توان تحمل زخمهای بیتفاوتی را ندارد، تیر آزمایش عشق به همراه دلخوشیهای پرشکوه میآید.