برگردان به زبان ساده
ظالم چه خیال است مؤدب بهدر آید
آن نیست کجی کز دم عقرب بهدر آید
هوش مصنوعی: ظالم چه تصوری دارد که با ادب میتواند از کارهای زشت خود خارج شود؛ زیرا کجی و انحرافی که از رفتار او برمیخیزد، مانند سایهای است که با حرکت عقربههای ساعت نمیتواند از بین برود.
می چارهگر کلفت زهاد نگردید
توفان مگر از عهدهٔ مذهب بهدر آید
هوش مصنوعی: مشکلگشا در موضوعات دینی افرادی نیستند که فقط به ظاهر و ظواهر توجه کنند، بلکه وقتی که سختیها و چالشها به وجود میآید، حقیقتاً باید از عهدهٔ مسائل مذهبی برآیند.
آرام زمانیست که در علم یقینت
تاثیر ز جمعیت کوکب بهدر آید
هوش مصنوعی: آرامش زمانی به دست میآید که از جمع آوری و تاثیر دانش و استدلال قوی، به درک روشنی دست پیدا کنی.
جز سوختن افسردهدلان هیچ ندارند
رحم است به خشتی که ز قالب بهدر آید
هوش مصنوعی: افراد ناامید و غمگین جز سوختن چیزی ندارند، مانند اینکه رحم به گلی نباشد که از قالب خارج شده باشد.
با بخت سیه چارهٔ خوابم چه خیال است
بیدار شود سایه چو از شب بهدر آید
هوش مصنوعی: شانس بد من چه تدبیری در خوابم دارد که آیا این خیال ممکن است بیدار شود، هنگامی که سایه به صبح میرسد و از شب خارج میشود؟
زین مرحله خوابانده به در زن که مبادا
آواز سوار از سم مرکب بهدرآید
هوش مصنوعی: از این مرحله خارج شو و بیدرنگ اقدام کن، تا مبادا صدای سوار از ضربه پاهای اسب به گوش برسد.
چون ماه نو از شرم زمینبوس تو داغم
هرچند که پیشانیام از لب به در آید
هوش مصنوعی: من همچون ماه نو، به خاطر شرم از تو، دچار سوزش و درد هستم، هرچند که پیشانیام از شدت احساسات به لبهایم نزدیک شود.
خطی ز سیهکاری من ثبت جبین است
ترسمکه زند جوش و مرکب بهدر آید
هوش مصنوعی: خطی از بدیهایم بر پیشانیام نقش بسته است و میترسم که جوهر و مرکب این آثار روزی بیرون بریزد.
آنجا که غبار اثر از خوی تو گیرند
آتش تریش چون عرق از تب بهدرآید
هوش مصنوعی: در جایی که نشانهها و آثار وجود تو را با غبار محو میکنند، آتش عشق تو همانند عرقی که از تب میچکد، به آرامی نمایان میشود.
گر پرتو حسن تو به این برق شکوه است
خورشید هم از خانه مگر شب بهدرآید
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تو همچون این نور درخشان است، پس چه دلیلی دارد که خورشید از خانهاش بیرون بیاید؟
در خلوت دل صحبت اوهام وبال است
بیزارم از آن حلقه که یارب به در آید
هوش مصنوعی: در دل تاریکم، خیالهای بیپایه و گمراه کننده وجود دارد و از آن جمعی که ممکن است به نزدیکانم وارد شوند، بیزارم.
بیدل چقدر تشنهٔ اخفاست معانی
در گوش خزد هرقدر از لب بهدر آید
هوش مصنوعی: بیدل چقدر به دنبال معانی پنهان است، هر چه بیشتر به زبانش بیاید، از لبها کمتر بیرون میآید.