برگردان به زبان ساده
گر طمع دست طلب وامیکند
بر قناعت خنده لب وامیکند
هوش مصنوعی: اگر دستی که به طلب و انتظار دارد به طمع بیفتد، قناعت باعث میشود لبخند بر لبانش بنشیند.
گرم میجوشی به لذات جهان
این شکر دکان تب وامیکند
هوش مصنوعی: اگر تو در لذتهای این دنیا غرق شدهای، این شکر مانند دکانی باعث میشود که تب و تپش قلبت افزایش یابد.
موج گوهر باش کارت بسته نیست
ناخنی دارد ادب وامیکند
هوش مصنوعی: به مانند موجی باش که جواهر را حمل میکند و هیچ محدودیتی برای کار کردن ندارد؛ ادب و تربیت هم میتواند به تو کمک کند.
فتح باب عافیت وقف کسیست
کز جبین چین غضب وامیکند
هوش مصنوعی: درب باز کردن به سمت آرامش و سلامت، مختص کسی است که از چهرهاش نشانههای خشم و ناراحتی دیده میشود.
شیشه مشکن ورنه دل هم زین بساط
راه کهسار حلب وامیکند
هوش مصنوعی: شیشه را نشکن، زیرا قلب هم از این درختان در حال رشد در حلب، رنج میبرد و آسیب میبیند.
سایهٔ طوبی نباشد گو مباش
جای ما برگ عنب وامیکند
هوش مصنوعی: سایهٔ درخت پرثمر طوبی بر ما نیست، پس به جای ما، برگ مو را میچسباند.
ای چراغ محفل شیب و شباب
صبح ته گیر آنچه شب وامیکند
هوش مصنوعی: ای نور روشناییبخش جمع و جوانی، صبحی که در انتهای شب فرا میرسد، آنچه را که شب به امانت گذاشته است، برمیگرداند.
شرمکم دارد ز ناموس عدم
هر که طومار نسب وامیکند
هوش مصنوعی: هر کس که به اصل و نسب خود افتخار میکند و به آن مینازد، باید از عدم پوشش و حرمت خود شرم کند.
پنبه از مینا به غفلت برمدار
این پری بند قصب وامیکند
هوش مصنوعی: به طور ناگهانی و بدون توجه، پنبه را از مینا جدا نکن، زیرا این پری از بند خود آزاد میشود.
بیادب بر غنچه نگشایید دست
این گره را گل به لب وامیکند
هوش مصنوعی: بیادبها بر روی غنچهها دست نمیزنند، زیرا این کار باعث میشود که گل لبخندش را نمایان کند.
عقده ناپیداست در تار نفس
لیک بیدل روز و شب وامیکند
هوش مصنوعی: در درون انسان، احساسات و افکاری وجود دارد که به چشم نمیآیند، اما آدمی بیتوجه به آنها، در طول روز و شب به طور مداوم به آنها میاندیشد و تحت تأثیرشان قرار میگیرد.