برگردان به زبان ساده
کلاه هرکه فلک بر سماک میفکند
سرش چو آبله آخر به خاک می فکند
هوش مصنوعی: هر کسی که سرنوشت او را به بلندی و علو میبرد، در نهایت همچنان که نقطهٔ ضعفها و مشکلات او آشکار میشود، به زمین و خاک میافتد.
به گم شدن چو نگین بینیاز شهرت باش
که ناز نام تو را در مغاک میفکند
هوش مصنوعی: زمانی که به گم شدن و دور از چشم دیگران میرسی، مانند نگینی که در جایی پنهان است، از شهرت و نامآوری فاصله بگیر. این شهرت ممکن است تو را به مشکلات و ناامیدیها برساند.
چو صبح تا ز گریبان سری برون آری
زمانه رخت تو بر دوش چاک میفکند
هوش مصنوعی: زمانی که صبح برآمده و تو از تنگنای زندگیات سر بلند کنی، دنیا بار مشکلاتت را بر دوشت میگذارد.
به کارگاه تعین که «لاشریک له» است
خلل اگر فکند اشتراک میفکند
هوش مصنوعی: در کارگاه تعیین که در آن هیچ چیزی شریک ندارد، اگر نقصی ایجاد شود، اشتراک نیز دچار مشکل میشود.
ز جوش گریهٔ مستانهای که دارد ابر
چه شیشهها که نه در پای تاک میفکند
هوش مصنوعی: از اشکهای پرشور و شوقی که ابر میریزد، چه تعداد شیشهها را که به پای انگور نمیاندازد!
ز امتلا مپسندید خواری نعمت
که شاخ میوه ز سیری به خاک میفکند
هوش مصنوعی: از پر شدن و خوشبختی خود راضی نباشید، زیرا که در نتیجهی زیاد مصرف کردن، میوهها از درخت به زمین میافتند و این نشانهای از زوال و ناپایداری نعمتهاست.
عرق که جبههٔ تسلیم سرفکندهٔ اوست
گره به رشتهٔ ما شرمناک میفکند
هوش مصنوعی: عرق، که نشانهی تسلیم و فروتنی اوست، به رشتهی ما شرم و خجالت میبخشد.
رهت گل است به آهستگی قدم بردار
که جهد لکه به دامان پاک میفکند
هوش مصنوعی: راه تو پر از زیبایی و گل است، بنابراین با احتیاط و آرامش قدم بردار تا هیچ لکهای به دامن پاکت نیفتد.
ز عاجزی در اقبال امن زن بیدل
که طاقتت به جهان هلاک میفکند
هوش مصنوعی: به دلیل ناتوانیات در به دست آوردن خوشبختی از امنیت جان خود محافظت کن، زیرا تحمل تو در این دنیا تو را به هلاکت میاندازد.