برگردان به زبان ساده
بر من فسون عجز در ایجاد خواندهاند
چونگل به دامن آتش رنگم نشاندهاند
هوش مصنوعی: مرا به ضعف و ناتوانی در خلق و کارهای بزرگ شناختهاند و مانند گلی که در دامن آتش قرار گرفته باشد، رنگ و حالتم تحت تأثیر این وضعیت قرار گرفته است.
خواهد عبیر پیرهن عافیت شدن
خاکبببتری کز اخگر طبعم دماندهاند
هوش مصنوعی: به دنبال معجزهای هستم که پیراهن سلامت و راحتی را بر تنم کند، تا از ناملایمات و دشمنیها و آتش درونم دور شوم.
کس آگه از طبیعت عصیانپرست نیست
بر روی خلق دامن تر کم تکاندهاند
هوش مصنوعی: هیچکس از ماهیت بیرحم و طغیانی انسانها باخبر نیست، زیرا بهنظر میرسد که بر روی مردم، دامن غم و اندوهی گسترده شده که به آرامی تکان نمیخورد.
دود دماغ نشو و نمای طبایع است
چون شمع ریشه ای همه در سر دواندهاند
هوش مصنوعی: دود ناشی از دماغ و نمای خصوصیات انسانی مانند شمعی است که ریشههایش به همه جا در سر کشیده شده است.
از هر نفسکه ما و منی بال میزند
دستیست کز امید سلامت فشاندهاند
هوش مصنوعی: هر بار که ما و من از هم جدا میشویم، به خاطر امیدی است که به سلامتی و بهبودی داریم. این امید همچون دستی است که در حال پھیلش است و ما را به جلو میبرد.
باید چو شمع چشم ز خود بست و درگذشت
بر ما همین پیام تسلی رساندهاند
هوش مصنوعی: باید مانند شمع، به دور از خودخواهی زندگی کرد و به دیگران فکر کرد. این را به ما پیامهایی از تسلی خاطر میدهند.
ممنون دستگیری طاقت که میشود
ما را ز آستان ضعیفی نراندهاند
هوش مصنوعی: از کمکی که به ما میکنید سپاسگزاریم، زیرا این حمایت ما را از درب ناتوانی دور کرده است.
بانگ جرس شنو ز پیکاروان مدو
هرجا رسیده اند رفیقان نمانده اند
هوش مصنوعی: صدای جرس را بشنو که از دور صدای کاروان میآید، نرو هر جا که آمدهاند، دوستانی باقی نماندهاند.
بیدل درین هوسکده مگذر ز پاس دل
آیینه را به مجلسکوران نخواندهاند
هوش مصنوعی: در این دنیا به راحتی از دل و احساسات دیگران گذر نکن. آیینه را به جمع افرادی که بینایی ندارند، دعوت نکردهاند.