برگردان به زبان ساده
به عجزیکه داری قویکن میان را
به حکمت نگرداندهاند آسمان را
هوش مصنوعی: به تواناییهایی که داری، در میانت قوت بده و درک نکنی که آسمان به حکمت تنظیم شده است.
روان باش همدوش بیاختیاری
بلدگیر رفتار ریگ روان را
هوش مصنوعی: خودت را با شرایط بیاختیاری وفق بده و مانند رفتار شنهای روان، همیشه تطابق پیدا کن.
نفسگر همه موجگوهر برآید
ز دستگسستن نگیرد عنان را
هوش مصنوعی: هرگاه که نفس به اوج و زیبایی برسد، مانند موجی پرارزش به بالا میرود و از کنترل خارج میشود.
درین انجمن ناکسی قدر دارد
زکسب ادب صدرکن آستان را
هوش مصنوعی: در این جمع، فردی کممایه میتواند ارزشمند باشد؛ بنابراین، با کسب ادب و فرهنگ، در نزد بزرگان و با ارزشها مقام و جایگاهی پیدا کن.
به عرض هنر لبگشودن نشاید
ز چیدن میاشوب جنس دکان را
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نباید در مورد هنر و تواناییهای خود به راحتی صحبت کرد یا خود را به زودی نشان داد، چون ممکن است که این کار باعث شود ارزش واقعی هنر تحت تأثیر قرار گیرد و مانند انتخاب بیمنطق کالاها، در معرض قضاوتهای نادرست قرار گیرد.
چه دام است دنیا، چه نام است عقبا
تو معماری این خانههای گمان را
هوش مصنوعی: دنیا مانند دام بزرگی است و زندگی بعد از مرگ، نامی است که بر آن گذاشتهاند. تو همان کسی هستی که این بناهای پر از تردید و گمان را ساختهای و شکل دادهای.
کسی بار دنیا نبردهست بر سر
ز تسلیم بوسیست سنگگران را
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته بار سنگین مسئولیتهای زندگی را بر دوش خود تحمل کند، مگر اینکه با خضوع و تسلیم به عشق و محبت برخورد کند.
به وهم تعین رمید ازتو راحت
ز پرواز پر دادهای آشیان را
هوش مصنوعی: تو از توهم و خیال رهایی یافتی و به آرامش رسیدی، گویی که از پرواز پرندهای آشیانهاش را ترک کرده است.
به معرج دولت مکش رنج باطل
کجیهاست در هر قدم نردبان را
هوش مصنوعی: در تلاش برای رسیدن به مقام و منزلت، خود را خسته نکن، زیرا در هر مرحله از این مسیر مشکلات و کجرویهایی وجود دارد.
تنک مایهٔ فقر دارد سعادت
هماگیر بیمغزی استخوان را
هوش مصنوعی: سعادت به افرادی که از تهیدستی و فقر رنج میبرند، تعلق ندارد و کسانی که محتاج هستند، نمیتوانند به خوشبختی واقعی دست یابند. مانند استخوانی که بدون مغز باشد، در واقع فاقد ارزش و معناست.
ز لفظ آشنا شو به مضمون نازک
کمر حلقهکردهست موی میان را
هوش مصنوعی: با کلماتی آشنا شو که مفهوم لطیفی دارند، چرا که موی میان را به شکل زیبایی گرد کردهاند.
حسابیست در اتفاق دو همدم
عددهاست واحد زبان و دهان را
هوش مصنوعی: دو همدم در یکدیگر، یک نوع ارتباط و همفکری دارند که این ارتباط را میتوان به یک حساب ریاضی تشبیه کرد. در اینجا، زبان و دهان به عنوان دو عنصر واحد در این ارتباط عمل میکنند.
ز خودداری ماست محرومی ما
برون رانده خشکی ز دریا کران را
هوش مصنوعی: نفسگیر بودن ما باعث شده که از نعمتها و خوشیها دور بمانیم، مانند این که خشکی زمین به خاطر دور بودن از دریا محروم است.
تمیزی نشد محو این نرگسستان
ندیدن گشودهست چشم جهان را
هوش مصنوعی: پاکی و زیبایی نرگسها نتوانسته است تماماً برچیده شود، زیرا نگاه جهان هنوز به آنها گشوده و معطوف است.
سر وکار دنیا عیان است بیدل
مکرر مکن منفعل، امتحان را
هوش مصنوعی: کار و بار دنیا مشخص و روشن است، بیدل. بارها و بارها خود را تسلیم نکن، امتحان و آزمایش را تکرار نکن.