برگردان به زبان ساده
دل باز به جوش یارب آمد
شب رفت و سحرنشد شب آمد
هوش مصنوعی: دل به شدت در تلاطم و هیجان است، ای کاش شب پایان یابد و صبح بیاید، اما هنوز شب فرا رسیده است.
اشک از مژه بسکه بیاثر ریخت
رحمم به زوال کوکب آمد
هوش مصنوعی: اشکهای من آنقدر بینتیجه بوده که باعث شده رحم و دل من به زوال برود و مانند ستارهای که در آسمان محو میشود، از بین برود.
بی روی تو یاد خلد کردم
مرگی به عیادت تب آمد
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، یاد بهشت را کردم و در نتیجه، مردن را به عیادت بیماری تب آوردم.
شرمندهٔ رسم انتظارم
جانی که نبود بر لب آمد
هوش مصنوعی: من از این که در انتظار ماندهام خجالتزدهام، ولی جانم که دیگر نیست، بر لب آمده است.
مستان خبریست در خط جام
قاصد ز دیار مشرب آمد
هوش مصنوعی: خبر خوشی از طرف مستان به ما رسیده است، اینکه قاصدی از سرزمین شراب و نوشیدنی آمده است.
وضع عقلای عصر دیدم
دیوانهٔ ما مؤدب آمد
هوش مصنوعی: در زمانهای که عقلای جامعه را دیدم، متوجه شدم که دیوانهٔ ما به شکلی مؤدب و با نزاکت رفتار میکند.
از اهل دول حیا مجویید
اخلاق کجاست، منصب آمد
هوش مصنوعی: از کسانی که در دنیای قدرت و موقعیتهای اجتماعی هستند، توقع خوشاخلاقی نداشته باشید، چون در چنین جایگاهی، اخلاق به فراموشی سپرده میشود و تنها به دنبال منافع خود هستند.
از رفتن آبرو خبر گیر
هرجا اظهار مطلب آمد
هوش مصنوعی: هر جا که صحبت از مسائل مهم یا مشکلات پیش میآید، باید مراقب باشی که آبرو و اعتبارت به خطر نیفتد.
گفتم چو سخن، رسم به گوشی
هرگام به پیش من لب آمد
هوش مصنوعی: گفتم وقتی که صحبت میکنم، هر قدم که به جلو میروم، سخن در گوشم میرسد.
راحت در کسب نیستی بود
از هر عمل این مجرب آمد
هوش مصنوعی: در کسب و کار موفق نیستی، اما از هر عملی که انجام دهی، تجربهای به دست خواهی آورد.
بیدل نشدم دچار تحقیق
آیینه به دست من شب آمد
هوش مصنوعی: من هنوز به آن حد از دانش نرسیدهام که بتوانم عمق حقیقت را در آینهی خودم ببینم؛ شب به سراغ من آمده و من در جستجوی پاسخ هستم.