برگردان به زبان ساده
باز دامان دل آهنگ چه گلشن میکشد
نالهای تا میکشم طاووسگردن میکشد
هوش مصنوعی: دل به کجا میخواهد برود که چنین نالهای به گوش میرسد؟ وقتی که من به سختی به آنجا میروم، مانند طاووسی که به جلو میافتد، دلخواستهام را میکشد.
بسکه استحقاقگرد بیپر و بالم رساست
هرکه دامان تو میگیرد سوی من میکشد
هوش مصنوعی: هرچه من به تو نزدیکتر میشوم و دامنت را میگیرم، به سمت خودم جذب میشوم؛ زیرا تو به اندازهای علو و شرف داری که من از هیچ مانعی نمیترسم.
بیش ازین نتوان چراغ رنگ ناز افروختن
خامهٔ تصویر بادام تو روغن میکشد
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم چراغی را با رنگ ناز تو روشن کنم، زیرا قلم تصویر تو همچون بادام روغن میکشد.
ناله اندوه گرانی برنمیدارد ز دل
سنگ این کوه از صدا ناز فلاخن میکشد
هوش مصنوعی: شکایت از درد و رنج بالای زندگی، تاثیری بر دل سخت و بیاحساس مانند سنگ ندارد. این کوه، صدای ناله را نمیشنود و حتی نمیتواند بر اثر این نالهها تغییر کند.
شمع این محفل نیام اما به ذوق تیغ او
تا نفس دارم سری دارم که گردن میکشد
هوش مصنوعی: من در این محفل مانند شمعی نیستم، اما به خاطر زیبایی و تاثیر تیغ او، تا زمانی که زندهام، سرم را با افتخار بالا میبرم.
پیرو سعی تجرد درنمیماند به عجز
رشته از هر پیرهن خود را به سوزن میکشد
هوش مصنوعی: کسی که در تلاش برای رهایی و خلوص است، نمیتواند در عجز و ناتوانی بماند؛ مانند این که هر شخصی سعی میکند از هر نوع وابستگی و دلمشغولی رهایی یابد.
اعتبار اهل ظلم از عالم اقبال نیست
آتشآلود است آن آبی که آهن میکشد
هوش مصنوعی: اعتبار و ارزش کسانی که ظلم و ستم میکنند، به خاطر توجه و اقبال همگانی نیست. آبی که آهن را جذب میکند، بیگمان ناشی از انفجار و آتش است و این نشاندهندهٔ وجود خطر و آسیب است.
تنگ بر دیوانه شد دشت و در از عریانتنی
کیست فهمد بیگریبانی چه دامن میکشد
هوش مصنوعی: دشت برای دیوانه تنگ و بسته شده است و هیچکس نمیتواند درک کند وقتی کسی بدون پوشش و محافظتی در میانهی این فضای خالی قرار دارد، چگونه میتواند از دامن خودش محافظت کند.
ماهی دریای وهمیم، آه از تدبیر پوچ
مغز آماج خدنگ و پوست جوشن میکشد
هوش مصنوعی: ما در دریای خیال و وهم شناوریم و افسوس از تدبیر بیفایدهای که داریم، چرا که با تیرهای دیگران و آسیبهای مختلف مورد هدف قرار میگیریم و در تلاش برای حفظ خود هستیم.
عمرها شد سرمهسایکارگاه عبرتیم
خاکساری انتقام ما ز دشمن میکشد
هوش مصنوعی: سالهای زیادی گذشت و ما در کارگاه عبرت، به خاکساری مشغول بودیم. انتقام ما از دشمنان به وسیله شراب کشیده میشود.
سایهرا بیدل ز قطع دشت و در تشویش نیست
محمل تسلیم دوش آرمیدن میکشد
هوش مصنوعی: سایهای که از بیدلی به وجود آمده، نه در دشت و نه در نگرانی، نمیتواند آرام گیرد؛ او در شب، بیتوجه به مشکلات، به خواب میرود.