برگردان به زبان ساده
عبرتیکوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا
موج اینگوهر نمیدانم چه پهلو زد مرا
هوش مصنوعی: موجی مرا به سمتی میکشاند که نمیدانم چیست و چگونه به این وضعیت دچار شدهام. در این لحظه، این غم و اندوه به من هجوم آورده و ذهنم پر از فکرهای پراکنده است.
عمرها شد آتشم افسرده است ما نفس
خندهها بسیارکردیمگریه آموزد مرا
هوش مصنوعی: سالهای زیادی است که آتش درونم خاموش شده است. ما بارها و بارها خنده کردیم، اما حالا گریه کردن را به من میآموزد.
زان همهحسرت کهحرمان باغبارم بردهاست
میزند دامن نمیدانم کی افروزد مرا
هوش مصنوعی: بخاطر تمام حسرتهایی که به سبب دوری از باغ و بستان به دلم نشسته، مدام دامنم را میزند و نمیدانم چه زمانی به جانم آتش میافروزد.
محرم آن شعله خویم جانب دیرم مخوان
عالمی را جمع سازم هرکه بدوزد مرا
هوش مصنوعی: من به عشق و محبت آن شعله نزدیکم، پس مرا به کعبه و مکانهای مقدس نبر. من میتوانم جهانی را در کنار خود جمع کنم، هر کس که بخواهد با من گره بخورد و به من نزدیک شود.
حرفلعل اوخموشم کردبیدلعمرهاست
گبر دارد رو به محرابیکه میسوزد مرا
هوش مصنوعی: حرفهای خوش او من را خاموش کرده است و سالهاست که در برابر محراب، که در آن میسوزم، نشستهام.