برگردان به زبان ساده
غنا مفت هوسگر نام آسودن نمیگیرد
غبار دامنافشان سحر دامن نمیگیرد
هوش مصنوعی: ثروت و خوشی، آرامش واقعی را به دست نمیآورند و بهای آن را نمیتوان با لذتهای زودگذر خرید. همچنین، زیباییهای صبحگاهی که در آن آراستگی و صفا وجود دارد، نمیتواند به کسی آرامش واقعی ببخشد.
فسردن خوشترست از منت شوراندن آتش
حنا بوسدکف دستیکه دست من نمیگیرد
هوش مصنوعی: سردی و آرامش به مراتب بهتر از این است که بخواهیم با زجر و درد، احساسات دیگران را برانگیزیم. محبوب را باید با عشق و محبت در آغوش گرفت، نه اینکه او را به حال خود رها کرد و از دور فقط نظارهگر بود.
دلی دارم ادب پروردهٔ ناموس یکتایی
که از شرم محبت خرده بر دشمن نمیگیرد
هوش مصنوعی: دل من به گونهای پرورش یافته که به خاطر احترام به یکتایی و عشق، از دشمن خود کینهای به دل نمیگیرد.
ز تشویش علایق رستهگیر آزادطبعان را
عنان آب، دام سعی پرویزن نمیگیرد
هوش مصنوعی: از گرفتاریها و دغدغههای ناشی از وابستگیها رهایی یافته، آزاداندیشان را نمیتوان به آسانی کنترل کرد و تلاشهای آنها را نمیتوان متوقف کرد.
ره فهم تجرد، فطرت باریک میخواهد
کسی جز رشته آب از چشمهٔ سوزن نمیگیرد
هوش مصنوعی: برای درک مفهوم مجرد و فراتر از آن، باید فطرتی حساس و دقیق داشت، زیرا تنها افرادی با چنین ویژگیهایی، میتوانند از سرچشمههای معرفت بهرهمند شوند و به عمیقترین معناها دست یابند.
حضور عافیتگر مقصد سعی طلب باشد
چرا همّت، ره از پا درافتادن نمیگیرد
هوش مصنوعی: اگر هدف تلاش انسان کسب آسودگی باشد، پس نباید در مسیر کوشش، تلاشی برای شکست و ناکامی وجود داشته باشد؛ چرا که همت و اراده قوی مانع از سقوط در مشکلات و موانع خواهد شد.
ضعیفی در چه خاک افکنده باشد دام من یارب
که صیٌاد از حیا، عمریست نام من نمیگیرد
هوش مصنوعی: خداوند، من در چه مکان ضعیفی گرفتار شدهام که شکارچی به خاطر شرم، سالهاست نام من را نمیبرد؟
تواضعکیش همّت را چه امکان است رعنایی
خم دوش فلک، بار سر و گردن نمیگیرد
هوش مصنوعی: تواضع و فروتنی نمیتواند به همت و بلندپروازی لطمه بزند، زیرا زیبایی و جذابیتِ قدرت و عظمت آسمان نمیتواند بار و مسئولیت سر و گردن انسان را به دوش بگذارد.
دم پیری ز فیض گریه خلقی میرود غافل
در این مهتاب شیری هست و کس روغن نمیگیرد
هوش مصنوعی: زمانی که پیری با اشک و ناله مردم به فراموشی سپرده شده، در این شب زیبا و روشن، شیرینی و لذتی وجود دارد که کسی از آن بهره نمیبرد.
قماشی از حیا دارد قبای نازکاندامی
که بوی یوسف ازشوخی به پیراهن نمیگیرد
هوش مصنوعی: لباسی لطیف و زیبا، به مانند حیا، برای اوست که حتی وقتی با شوخی بر تن میکند، بوی خاص و دلربای یوسف را به خود نمیگیرد.
اگر شمع رخش صد انجمن روشن کند بیدل
تحیر آتشی دارد که جز در من نمیگیرد
هوش مصنوعی: اگر شمع زیباییاش هزاران محفل را روشنی دهد، بیدل در شگفتی است که آتش دلش خاص خودش است و فقط در او شعلهور میشود.