شمس یکدست که از دست من و زخم بدم
هر شبی تا به سحر روی به خون میشوید
رقعه را دیدم و دانست و یقین گشت مرا
که رخ از اشک به خون مژه چون میشوید
گر نجس بود سخنهاش در آن رقعه رواست
که بدان دست نوشتهست که کون میشوید
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شمس یکدست که از دست من و زخم بدم
هر شبی تا به سحر روی به خون میشوید
هوش مصنوعی: شمس یکدست در دست من و زخمهایی که به خود زدهام، هر شب تا صبح به خون میشوید.