برگردان به زبان ساده
اوحد دین چون ز حادثات زمانه
کار وزارت به مرگ خویش تبه کرد
هوش مصنوعی: اوحدالدین به دلیل مشکلات و حوادث روزگار، مسئولیت وزارت را به خاطر مرگ خود از دست داد.
با من مسکین خرد به زاری زاری
گفت هزاران هزار آوخ واه کرد
هوش مصنوعی: با من، که بیچارهام، خرد به زبان زاری گفت و از روی حسرت هزاران بار آه کشید.
بر دل تو باز حادثه حشر آورد
بر در تو باز رنج نایبه ره کرد
هوش مصنوعی: عذاب و حوادث دوباره بر دل تو آمد و به خاطر تو، مشکلات و رنجها دوباره به سراغت آمدند.
عمر ربود از تو روزگار نه مخدوم
سر ستد از تو فلک نه قصد کله کرد
هوش مصنوعی: زمانه از تو عمر را گرفت و آسمان هم از تو درخواست خدمت نکرد، نه به تو توجهی داشت و نه قصدی برای آسیب رساندن به تو.
گفتمش این هست شرط ماتم او چیست؟
گفت مرا چون به صبح و شام نگه کرد
هوش مصنوعی: از او پرسیدم که شرط اندوه تو چیست؟ او پاسخ داد که وقتی به صبح و شام به من توجه کند.
موی ببر اینکه صبح موی ببرید
جامه سیه کن که شام جامه سیه کرد
هوش مصنوعی: موهای ببر را نزن، چون صبح است. لباس سیاه بپوش که شب آمده و لباس سیاه پوشیده است.