برگردان به زبان ساده
ز عالم دلربایی بر نیامد
کزو شور و جفایی بر نیامد
هوش مصنوعی: از کسی که دلربا و دلکش است، چیزی جز شوق و محبت نیامده، و هیچ نوع درد و رنجی نیز از او برنخاسته است.
چه گویم من تو خود دانی که بی زهر!
به باغ کس گیایی بر نیامد
هوش مصنوعی: چه بگویم که خودت بهتر میدانی، چون بدون مشکلات و زخمها، هیچکس به باغی وارد نمیشود.
نشد روزی به شب هرگز که آن روز
به دست غم خطایی بر نیامد
هوش مصنوعی: هیچگاه روزی به شب نرسید که در آن روز خطای غم بر دل نیفتاده باشد.
شد از ساز ارغنون عمر و افسوس
کزو بانگ نوایی بر نیامد
هوش مصنوعی: عمر و زندگی مانند صدای ارغنون به پایان رسید و افسوس که هیچ نوایی از آن برنخاست.
هزاران دل به کوی غم فرو شد
که هیچ آوازه جایی بر نیامد
هوش مصنوعی: هزاران دل در محله غم گرفتار شدند، اما هیچ صدایی از آنجا به گوش نرسید.
زمانه جامه راحت چنان بافت
کزو کس را قبایی بر نیامد
هوش مصنوعی: دنیا به گونهای لباس آرامش و راحتی را بافته است که هیچکس نتوانسته از آن استفاده کند و برای خود لباس مناسبی بدوزد.
مجیر از دست عشق اندر گلی ماند
کزان گل هیچ پایی بر نیامد
هوش مصنوعی: عشق به قدری او را درگیر کرده که مانند گلی در دل خاک مانده و هیچ نشانهای از رشد و شکوفایی در او دیده نمیشود.