برگردان به زبان ساده
ز تاب زلف تو ای آفتاب روحانی
به مشگ سوده در آمد هزار ارزانی
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت زلفهای تو، که همچون آفتابی نورانی هستند، به هزاران زیبایی و دلبرانهها دست یافتهام.
مهی به حسن ازین روی آفتاب نهاد
چو سایه پیش تو بر خاک تیره پیشانی
هوش مصنوعی: زیبایی ماه سبب شده که خورشید به خاطر آن، سرش را پایین بیاورد و مانند سایهای بر خاک تاریک در برابر تو بایستد.
جهان خوبی از آن خواندمت که همچو جهان
به وصل و هجر نه بر یک نهاد و یکسانی
هوش مصنوعی: عالمی که به تو ابراز محبت میکنم، به این دلیل است که مانند خود عالم نیست که همیشه در حال وصال و جدایی است و در هیچ چیز پایدار و ثابت نیست.
بسان طوق زنخدان و طاق ابروی تست
فلک به سخت کمانی و سست پیمانی
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و ظرافتی اشاره دارد که در چهره و ویژگیهای انسانی وجود دارد. طوق زنخدان و قوس ابرو نشاندهندهی زیبایی و جذابیت است، در حالی که فلک به کمان و سستی پیمان به عدم ثبات و ناپایداری اشاره دارد. بنابراین، این شعر حس تعادل و ناپایداری را در کنار هم به تصویر میکشد.
ز شهر فتنه نخیزد چو طیره بنشینی
به تنگ مشگ بریزد چو طره بفشانی
هوش مصنوعی: وقتی که در شهری پرآشوب و آشفته بمانی، نمیتوانی از آن بهخوبی بیرون بیایی. اما اگر به آرامش برسید و با زیباییهای زندگی مواجه شوی، احساسات و زیباییها از دل تو بیرون میریزد و زندگیات را غنی میکند.
بر آن مباش که جانی که انده تو دروست
به عشوه ای که درو هیچ نیست بستانی
هوش مصنوعی: به آن فکر نکن که با ناز و عشوهای که هیچ ارزش واقعی ندارد، میتوانی دل کسی را به دست بیاوری که به خاطر اندوه تو دلبستهات شده است.
ربود چشم من از لعل تو گهر ریزی
گرفت زلف تو از کار من پریشانی
هوش مصنوعی: چشم من به زیباییهای تو خیره شده و از زیبایی لبت دلربایی میکند. زلفهای تو به خاطر دلتنگی و پریشانی من در هم و بر هم است.
همیشه رشگ من از آفتاب و سایه بود
که با تواند چو در مجلسی و میدانی
هوش مصنوعی: همیشه حسادت من به آفتاب و سایه بود که چطور میتوانند در یک مجلس یا میدان کنار هم باشند.
ننالم از غم هجرت چو وصل حاصل اوست
که زیر رنج بود گنجهای آسانی
هوش مصنوعی: از غم دوری نمینالم، چون وصل و نزدیکی به من رسیده است؛ چرا که زیر رنج و سختی پنهان شدهاند گنجهای آسانی.
سرشگم از قبل آن ستاره را ماند
که تو به تندی و شوخی سپهر را مانی
هوش مصنوعی: من مانند ستارهای هستم که از پیش غمگین و نگران است، همانطور که تو با تندی و شوخی دنیای اطراف را رها میکنی.
به حسن یوسف عهدی واین عجب که مرا
دلی به چاه زنخدان تست زندانی
هوش مصنوعی: من به زیبایی یوسف قسم خوردهام و جالب اینجاست که قلب من در چاه لبهایت گرفتار است.
ز من شنو سخن حسن خود که کس نکند
حدیث یوسف مصری چو پیر کنعانی
هوش مصنوعی: از من بشنو داستان زیبایی خودم را، زیرا هیچکس مانند پیر کنعان حاضر نمیشود داستان یوسف مصری را تعریف کند.
جفا کنند نه با آنکه جهد او به وفاست
ز تو جزای وفا هم جفاست تا دانی
هوش مصنوعی: کسانی که به دیگران ظلم میکنند، نه با کسی که تلاشش بر وفاداری است. از تو هم انتظار پاداش وفاداری بیجاست، زیرا این خود نوعی ظلم است تا متوجه این نکته شوی.
مبادم از غم تو یک نفس امید خلاص
اگر خورم چو غمت در غمت پشیمانی
هوش مصنوعی: نمیخواهم به خاطر غم تو حتی یک لحظه هم امیدی به رهایی داشته باشم، زیرا اگر غم تو با من باشد، به ناامیدی و پشیمانی دچار میشوم.
مرا ز عشق تو این بس که از تو ساخته ام
نسیب مدح و ثنای سکندر ثانی
هوش مصنوعی: من از عشق تو به حدی به خودم مشغول شدهام که به هیچ چیز دیگر فکر نمیکنم و تنها به ستایش و تمجید از تو میاندیشم.
محمد بن روادی کز اقتدار کرم
مسلم است ورا در جهان جهانبانی
هوش مصنوعی: محمد بن روادی که دارای قدرت و بخشندگی است، در دنیا به عنوان یک رهبر و رئیس شناخته میشود.
کمینه دانش او و هم عقلی و حسی
کهینه بخشش او ملک بحری و کانی
هوش مصنوعی: اندک دانش و خرد او، همچنین حسی کهنه، در کنار بخشش او، به منزله یک مملکت وسیع و ثروتمند است.
نثار رایت او گنجهای پیروزی
رفیق موکب او لطفهای یزدانی
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که به پرچم او میتوان تقدیم کرد گنجهای پیروزی و در کنار او، نعمتهای الهی حضور دارد. به نوعی، این بیت به ارزشهای والای سرسپردگی و لطف الهی اشاره میکند.
همیشه کار عدو ناقص از کمال ویست
ز روز تام شب تیره راست نقصانی
هوش مصنوعی: کارهای دشمن همیشه ناتمام و ناقص است، چرا که در روز کاملی که تیرهگی شب وجود دارد، نقص و عیبی وجود دارد.
به نوک نیزه خطی و درع داودی
گرفت زیر نگین ملکت سلیمانی
هوش مصنوعی: به نوک نیزه، خطی نوشته شده و در دُرّ داودی نگین سلطنت سلیمان را نگه داشته است.
کلاه گوشه میمون اوست کشتی نوح
هر آنگهی که بود حادثات طوفانی
هوش مصنوعی: هر وقت مصیبتها و مشکلات شدید میشوند، آن شخصی که میتواند از پس این شرایط برآید، مانند کلاه گوشه میمون میماند. او همچون کشتی نوح، برای عبور از طوفانها و سختیها آماده است.
شدست بر دل و دست مبارکش موقوف
سخای حاتم طائی و وهم لقمانی
هوش مصنوعی: دست او بر دلها قرار دارد و دست پربرکتش در نگهداشتن بخشش حاتم طایی و اندیشه لقمان به وقت باقیمانده است.
ز تیغ روشن او خانه عدو تیره است
ز کلک تیره او صحن ملک نورانی
هوش مصنوعی: از تیغ درخشان او، خانه دشمن سیاه و تار است و از قلم تاریک او، میدان پادشاهی پرنور و روشن است.
سپهر دولت را رمح او شهاب بس است
چو سر بر آرد ازو فتنه های شیطانی
هوش مصنوعی: دولت و موفقیت او به اندازهای قوی است که هر گونه مشکل و فتنهای از سوی شیطان را با قدرت و سرعت خنثی میکند.
شکست هیبت او بازوی ستمکاری
فزود رایت او رونق مسلمانی
هوش مصنوعی: قدرت و شکوه او باعث شد که ستمگران بیشتر بر طغیانی خود بیفزایند، اما پرچم او به رونق و شکوه اسلام کمک کرده است.
لوای او بدل زخمهای گردونی
حدیث او حسد نکته های یونانی
هوش مصنوعی: پرچم او نشاندهنده زخمهای آسمانی است و داستانش حسادتهایی شبیه به نکات و معانی فلسفی یونانی را به همراه دارد.
در آن زمان که پذیرد میان صف قتال
ز باد فتنه بنای وجود ویرانی
هوش مصنوعی: در آن زمانی که طوفان فتنه برپا شود، میتوان انتظار داشت که میان صفوف جنگ، اوضاع و زندگی به نابودی کشیده خواهد شد.
شود ز خون یلان در دهان تیر خدنگ
به شکل صورت پیکان چو لعل پیکانی
هوش مصنوعی: از خون قهرمانان در دهان تیر مانند پیکانی زیبا و درخشان نمایان میشود.
به خون و خاک بر آید جهان افسوسی
ز دست و پای در افتد قوای نفسانی
هوش مصنوعی: این بیت به وضعیت زندگی و سرنوشت انسانها اشاره دارد. وقتی انسانی به حسرت و ناامیدی دچار میشود، نتایج منفی آن به وضوح در زندگیاش ظاهر میشود. از طرفی، اگر انسانها نتوانند خود را کنترل کنند و بر خواستههای نفسانی خود غلبه کنند، ممکن است به گمراهی و ضعف برسند. در واقع، این تصویر از تأثیرات روحی نامطلوب و چالشهایی که با آن دست و پنجه نرم میکنند، ایجاد میکند.
شود دریده تر از عنکبوت اصطرلاب
ز نوک نیزه قبای سپهر پنگانی
هوش مصنوعی: از نوک نیزهای که به آسمان میرسد، سپهر دچار آسیب و تغییر میشود؛ به حدی که به اندازهی تار عنکبوت پاره و ضعیف میگردد.
کمین گشاده قضا بهر فتنه انگیزی
اجل ببسته میان بهر بنده فرمانی
هوش مصنوعی: سرنوشت آماده است تا فتنهای بیافریند، اما مرگ بین این دو برای بندگان فرمانی دارد.
میان معرکه از جسم و مغز ناموران
جهان ز بهر دد و دام کرده مهمانی
هوش مصنوعی: در میانه جنگ و درگیری، افراد مشهور و معروف جهان به خاطر جانوران و موجودات دیگر دور هم جمع شدهاند و مهمانی برپا کردهاند.
دریده پرده دلها ز تف تیغ چنان
که همچو روز شود رازهای پنهانی
هوش مصنوعی: دلها از شدت عشق و شیدایی برملا میشوند، به گونهای که رازهای نهفته در آنها به روشنی مثل روز آشکار میگردند.
عنان کوکب شه بینی اندر آن ساعت
گرفته سعد سماوی و لطف یزدانی
هوش مصنوعی: وقتی در آن لحظه ستاره خوشبختی را میبینی، رهبری و هدایت الهی را هم احساس میکنی.
بخوانده آیت نصر من الله از علمش
زبان فتح و ظفر بر زمانه فانی
هوش مصنوعی: آیتی از پیروزی و یاری خدا را به یاد آورده، که از دانش او کلامی در بر دارد درباره پیروزی و غلبه بر دنیای فانی.
کند به تیغ گهر بار خود بنامیزد
زمین معرکه چون گوهر بدخشانی
هوش مصنوعی: با تیغ گرانبهای خود، زمین را به معرکهای تبدیل میکند، همانند گوهرهای درخشان و زیبا.
بزرگ بار خدایا تویی که وقت هنر
هر آنچه از تو بگویم هزار چندانی
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ، تویی که در زمان هنر، هر چه از تو بگویم، به اندازهای بینهایت و پرارزش است که قابل شمارش نیست.
به بزم و بار مه از بهمنی و جمشیدی
به نطق و فضل به از صاحبی و سحبانی
هوش مصنوعی: در میخانه و ضیافت که به خوشی و زیبایی برگزار میشود، از ویژگیهای برجسته و فضائل گوینده باهوش و عالمانه بهتر از هر صاحب مقام و پیشواییست که در ظاهر دیده میشود.
گشاد نامه فتح تو هر کجا که رسد
کنند بر تو ملوک جهان ثنا خوانی
هوش مصنوعی: هر جا که خبر پیروزیات به گوش برسد، پادشاهان جهان تو را ستایش خواهند کرد.
بهر چه عزم کنی دور آسمان گوید
برو که با ظفر آیی بکن که بتوانی
هوش مصنوعی: هر چه عزم و اراده کنی، آسمان به تو میگوید که برو، زیرا با موفقیت و پیروزی برخواهی گشت. پس هر کاری که میتوانی انجام بده.
چو تو به باغ فصاحت هزار دستان نیست
وگرچه روز شجاعت هزار دستانی
هوش مصنوعی: هرچند در روزگار شجاعت و دلیری، ممکن است هزاران قهرمان و دلیر وجود داشته باشند، اما وقتی به زیبایی و لطافت سخن و بیان میرسیم، فقط تو میتوانی در آن باغ بیهمتا باشی.
ز هیبت تو به مازندران درون پس ازین
به جای آب همی خون برآید از خانی
هوش مصنوعی: از ترس و هیبت تو، در مازندران، پس از این، به جای آب، از زمین خون خواهد جوشید.
جهان پیاده بر آید ز ابلق شب و روز
چو تو سوار شوی بر کمیت چوگانی
هوش مصنوعی: وقتی تو بر اسب چابکی سوار شوی، دنیا همچون شب و روز در حال حرکت و پیشرفت به جلو میآید.
نهاد مهر تو در دل سعادت فلکی
گرفت کین تو در سینه نحس کیوانی
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو در دل من، خوشبختیای را به ارمغان آورده که مختص ستارههای خوشبختی است؛ زیرا تو در وجود من کینه و ناراحتی را به وجود نیاوردهای.
بساز بزم! که امروز عید قربانست
بریز خون عدو همچو گاو قربانی
هوش مصنوعی: بیا جشنی برپا کنیم! امروز روز عید قربان است. دشمنان را مانند گاو قربانی بکشید و خونشان را بریزید.
طرب گزین و طلب کن ز نیکوان ختن
سماع روح نواز و شراب ریحانی
هوش مصنوعی: شاد باش و از خوبان ختن خواستار شادی و لذت بخر. موسیقی دلنواز و شراب خوشبو را طلب کن.
همیشه تا نبود در جهان کون و فساد
عقیق پاره بزمت چو لعل رمانی
هوش مصنوعی: همیشه تا زمانی که در جهان تغییر و فساد وجود نداشته باشد، مانند عقیق شریف که به زیبایی گوهری گرانبهاست، به آرایش و زینت پرداخته میشود.
خدای یار تو چون از تو خلق درماند
فلک معین تو چون تو ز خلق درمانی
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند یار و پشتیبان تو باشد، هیچ چیز نمیتواند بر تو غلبه کند. اگر فلک و سرنوشت نتوانند به تو کمک کنند، خداوند خودش تو را میسازد و از بند دنیا نجاتت میدهد.
نهاده نام تو سلطان و داده دور فلک
مجیر را لقب از حضرت تو سلطانی
هوش مصنوعی: نام تو را به عنوان سلطان برگزیدهاند و دور فلک به خاطر وجود تو لقب سلطانی یافته است.