برگردان به زبان ساده
سرو امل به باغ عدم تازه گشت هان
پایی برون نه از در دروازه جهان
هوش مصنوعی: درخت سرو جوان و زیبا به باغی بیوجود و خالی از واقعیت سرسبز شده است. آری، هیچ نشانی از ورود به دنیای واقعی یا زندگی در آن وجود ندارد.
عزلت گزین که از غم این چار میخ دهر
گردون هشت خانه به عزلت دهد امان
هوش مصنوعی: از تنهایی و دوری گزینی کن، زیرا غم و مشکلات زندگی میتوانند به خودت پناه دهند و در این تنهایی ممکن است از درد و رنج این دنیا در امان باشی.
از عاج و آبنوس جهان دل ببر که نیست
جز دو دو شعله حاصل ازین چوب و استخوان
هوش مصنوعی: از چوب و استخوان چیزی جز دو شعله آتش به دست نمیآید، پس دنیا را که از عاج و آبنوس ساخته شده است، رها کن.
بفروش چار شهر طبیعت به نیم جو
بگذر ز هفت سقف مقرنس به یک زمان
هوش مصنوعی: بیا ارزش چهار شهر زیباییهای طبیعی را به قیمت اندکی بفروش و از زیباترین بخشهای بهشتی فراتر از هفت سقف بلند به آسانی عبور کن.
افعی فقر گر بزند بر دلت مترس
کوراست زهر و مهره به یک جای در دهان
هوش مصنوعی: اگر افعی فقر بر دل تو بزند، نترس؛ چرا که زهر و مهره او در یک دهان جای دارد. این به این معناست که مشکلات و سختیها ممکن است همزمان با نیکوییها و عشقها وجود داشته باشند.
از ماجرای دهر چو مردان کناره کن
کورا به خرده توده خاکست در میان
هوش مصنوعی: از داستانهای زندگی، مانند مردان دوری کن و بیخود به جزئیات بیاهمیت و پیش پا افتاده نپرداز.
سیمرغ وار سایه ز عالم ببر چنانک
ندهد کی ز تو چهل اندر چهل نشان
هوش مصنوعی: مانند سیمرغ، سایهات را از دنیا بردار، طوری که نشان ندهد که تو چهل نشانه داشتهای.
جان ده برای یکشبه وحدت کزین حریف
گوگرد سرخ کس نستاند به رایگان
هوش مصنوعی: زندگی را برای یک شب وحدت فدای کن، چرا که هیچکس از این برابر شدن و اتحاد به سهولت و رایگان بهرهای نخواهد برد.
دست از مداد و کاغذ شام و سحر بدار
تا چون قلم به دست نیابی سیه زبان
هوش مصنوعی: دیگر از نوشتن و یادداشت کردن در صبح و عصر دست بکش، چرا که زمانی که قلمی به دست نگیری، زبانت نیز سیاه خواهد شد.
از جوی خاک تیره مجو آب عافیت
در کام اژدها مطلب شاخ ارغوان
هوش مصنوعی: از خاک تیرهای که در جوی روان است آب خوشبختی را نطلب، چراکه آن در دهان اژدهاست و به مانند شاخ ارغوانی نمیتواند امیدبخش باشد.
نیکی زرنگ و بوی زمانه مبین از آنک
لذت شکر دهد به حقیقت نه زعفران
هوش مصنوعی: نیکی و زبر دستی را از روی زمانه نشناس، زیرا که لذتی که برای ما دارد به حقیقت از زعفران هم بیشتر است.
ایمن مشو که کشتی خاک آرمیده شد
می بین چو باد رفتن این سبز بادبان
هوش مصنوعی: به خودت اعتماد نداشته باش که کشتی روی زمین ثابت مانده است، زیرا مثل بادی که میوزد، ممکن است هر لحظه تغییر حالتی بدهد و به حرکت درآید.
خون خور به جای لقمه برین خوان که مشگ ناب
خون می دهد به نافه آهو نه آب و نان
هوش مصنوعی: به جای اینکه لقمهای بخوری، از خون خود مایه بگذار، زیرا مشک خالص به جای آب و نان، جان میدهد.
خوش خفته ای که هندوی شب پاسبان تست
ای طفل طبع دزد چه گیری به پاسبان؟
هوش مصنوعی: ای کودک نازپرورده، تو خواب خوشی را تجربه میکنی. در حالی که کسی مانند یک نگهبان هندی در شب از تو مراقبت میکند. چرا باید نگران دزدهایی باشی که ممکن است به تو نزدیک شوند؟
هم آشیان مرغ مسیح ار نیی مباش
بگسل ز آشیانه این تیره آشیان
هوش مصنوعی: اگر همسایه مرغ مسیح نیستی، پس از این آشیانه که خانهای تیره و غمانگیز است، فاصله بگیر و آن را ترک کن.
بحری است موج زن ز حوادث قضای خاک
یا در سفینه باش چو نوح ار نه بر کران
هوش مصنوعی: زندگی مانند دریاست و پر از حوادث و اتفاقات غیرقابل پیشبینی است؛ یا باید مانند نوح در کشتی امن باشی و خودت را از خطرات دور کنی، یا اینکه باید با شرایط سخت مواجه شوی و در لبهی این موجهای زندگی قرار بگیری.
رویین تنی شو از پی محنت کشی که نیست
این شش جهات عالم دون کم ز هفتخوان
هوش مصنوعی: برای دستیابی به قوی شدن و فائق آمدن بر مشکلات، باید سختیها را تحمل کنی؛ زیرا این شش جهت جهان، کمتر از هفت خوان در یک سفر دشوار نیست.
خواهی که خلوه خانه عزلت کنی بکف
چون حلفه باش بر در این قلعه هوان
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مکانت را به دور از دنیا و هیاهو قرار دهی، همچون حلبی که در دست داری، بر دروازه این قلعه بیهوا بایست.
با تشنگی بساز که در شط کاینات
با هر دو قطره آب، نهنگی است جانستان
هوش مصنوعی: تا زمانی که در برابر تشنگی قرار داری، باید تحمل کنی؛ زیرا در دنیای گسترده هستی، هر قطره آب ممکن است سمبلی از زندگی و موجودات عظیم باشد که در عمق زندگی تجربههایی را برای ما به ارمغان میآورند.
چون آستین دو سر مشو اندر ره رضا
تا پایمال فتنه نمانی چو آستان
هوش مصنوعی: در مسیر رضایت الهی، مانند کسی نباش که دو سر آستین دارد، زیرا ممکن است گرفتار فتنهها شوی و مانند یک درگاه پایمال شوی.
ایمن مبین ز آتش غم خطه وجود
خالی مدان ز مار سیه صحن گلستان
هوش مصنوعی: از درد و غم زندگی ناامید نباش، و خیال نکن که جایی در این دنیا خالی از خطر است؛ حتی در زیباترین مکانها نیز ممکن است زهر ماری وجود داشته باشد که به خوبی لطمه بزند.
زن پرورست عالم و زن شد سپهر و نعش
همسان بادریسه و هم شکل دوکدان
هوش مصنوعی: زن پرورشدهنده بهترینهاست و عالم را تحت تأثیر قرار میدهد. آسمان نیز به زیبایی و لطافت زیبندهی زن است و همچون پارچهای نرم و زیبا، بر زندگی تاثیر میگذارد.
از تاب فقرت ار بن ناخن شود کبود
انگشت در مزن به سیه کاسه جهان
هوش مصنوعی: اگر به خاطر فقر و تنگدستی، ناخنت کبود شود، نباید به دنیا و ظروف سیاه آن ضربه بزنی.
در راه باش و دان که به جز رهروان نیند
هم اژدها به همت و هم گنج شایگان
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی پیش برو و آگاه باش که تنها رهگذران واقعی به پیروزی میرسند و هیچ موجودی جز این افراد نمیتواند به موفقیت و اهداف بزرگ دست یابد.
در چار سوی خاک ز خود رسته شو به حق
زان کز مکان دور فلک رسته شد مکان
هوش مصنوعی: معنای این بیت به این شکل است که از محدودههای مادی و ظاهری خود بیرون بیایید و به حقیقتی بالاتر دست پیدا کنید، زیرا در واقع، هر چیزی که از قید مکان و زمان خارج شده، به مقام والایی رسیده است.
پای از رکاب خاک برون آر چون مسیح
تا آفتاب صدق شود با تو همعنان
هوش مصنوعی: پایت را از خاک بردار و مانند مسیح بلند شو تا نور راستگویی با تو همنوا گردد.
راحت طمع مدار که عقلت به دست نفس
ماهی در آتش است و سمندر در آبدان
هوش مصنوعی: به سادگی به امید چیزهای سخت و دست نیافتنی وادار نکنید. عقل انسان تحت تأثیر وسوسههای نفس قرار دارد، همانطور که ماهی در آتش میسوزد و سمندر در آب زندگی میکند.
بی پای مار فتنه مگو چون رسد به من
می دان که پای او همه در سینه شد نهان
هوش مصنوعی: دربارهی خطرات و مشکلاتی که ممکن است به انسان برسد، هشدار میدهد که سخن نگفتن دربارهی آنها هنگام نزدیک شدنشان بهتر است. زیرا زمانی که این خطرات به ما نزدیک میشوند، این نکته واضح میشود که بسیاری از چالشها در عمق وجود خود پنهان شدهاند.
ماریست زهردار جهان زو ببر که هست
هم دیدنش مضرت و هم صحبتش زیان
هوش مصنوعی: ماری سمی در دنیا وجود دارد که باید از آن دوری کرد؛ زیرا نه تنها دیدن آن خطرناک است، بلکه صحبت کردن با آن هم آسیبزننده است.
هر صبحدم که مهد زر اندود آفتاب
بر روی این حدیقه نیلی شود روان
هوش مصنوعی: هر صبح که آفتاب با رنگ زرد خود بر روی این باغ آبی میتابد، روح تازهای به آن میبخشد.
زی تو برید کنگره عرش را نداست
کامد خدنگ حادثه غافل مباش هان
هوش مصنوعی: به خاطر تو، صدای عرش بلند شده است. اتفاقی جدید در راه است، پس مراقب باش و غافل نشو.
پس دین بدست کن نه سپید و کبود دهر
کز تیر او سپر کند ایمن نه پرنیان
هوش مصنوعی: پس دین را در دست بگیر، نه اینکه به رنگهای سفید و آبی دنیا دل ببندی، زیرا از تیرهای روزگار هیچکس نمیتواند بهراحتی خود را در امان نگه دارد، حتی اگر مانند پرنیان (پارچهی نازک و لطیف) باشد.
عالم مخر به گوهر عمر ار چه خوب روست
کین خوب یوسفی است به هفده درم گران
هوش مصنوعی: عمر انسان مانند گوهری ارزشمند است و اگرچه ظاهراً زیبا و خوشایند به نظر میرسد، اما ارزش واقعی آن بیشتر از چیزی است که به چشم میآید. در واقع، زیبایی ظاهری تنها چیزی است که باید به آن توجه کرد و اهمیت واقعی در داخل و در عمق زندگی نهفته است.
سالک به سینه شو نه به صورت که عنکبوت
غازی نگردد ار چه بر آید به ریسمان
هوش مصنوعی: در راه سیر و سلوک، باید به باطن و دل خود توجه کنی و نه فقط به ظاهر. اگرچه ممکن است به ظاهر زیبا و فریبنده به نظر بیایی، اما اگر محتوای درونیات خالی از معنا باشد، مثل عنکبوتی خواهی بود که به دام خود میافتد و در نهایت به جایی نخواهد رسید.
قرآن شناس، ماه دل شیروان کنون
کاخر زمان چو صبح قیامت گشاد ران
هوش مصنوعی: قرآنشناسان و کسانی که به درک معانی عمیق قرآن میپردازند، اکنون در زمانهای به سر میبرند که مانند صبح قیامت، حقیقت و روشنایی حقایق را به وضوح میبینند و به آن دسترسی دارند.
ماهی است صد هزار فلک در رکاب او
هر دل که با ثوابت قرآن کند قران
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی به هماهنگی و نظم کیهانی اشاره دارد. میگوید که وجود ماهی مانند موجودی است که در دریاچهای پر از ستارهها و سیارات شنا میکند، و هر دل و جان که در راستای اصول و ارزشهای قرآن گام بردارد، در واقع به اقیانوس دانش و هدایت الهی نزدیکتر میشود.
شاهی که تا به مرکز خاک از در قدم
در بیست و هشت هودج تاریک شد روان
هوش مصنوعی: شاهی که با پا به زمین نزدیک میشود، در وسط زمین به شدت تحت تأثیر تاریکی قرار میگیرد.
او در نقاب مانده و مکیش جلوه گر
او بسته لب نشسته و هندوش ترجمان
هوش مصنوعی: در این شعر، تصویر شخصی که پشت نقاب پنهان شده و به همین دلیل نمیتواند خودش را به طور کامل نشان دهد، به خوبی توصیف شده است. همچنین، اشاره به سکوت او و این که چه کسی میتواند دلیل سکوتش را بفهمد، وجود دارد. این به نوعی نماد ارتباطات پیچیده بین افراد است که در آن برخی نمیتوانند به راحتی احساسات و افکار خود را ابراز کنند.
زان گشت بوستان الهی الف که اوست
مانند سرو آخته در صحن بوستان
هوش مصنوعی: به همین خاطر است که بوستان الهی به وجود آمده است، زیرا او مانند درخت سروی است که در باغستان درخشان و زیبا ایستاده است.
موی سیه نشان جوانی است، شکل او
زان شد سیه که سرو نکوتر بود جوان
هوش مصنوعی: موهای تیره نشانه جوانی است و زیبایی او به خاطر این است که مانند سرو زیبایی دارد و جوانتر به نظر میرسد.
دوشیزگان نه فلک ار گوی زر شدند
شاید که با وتاست به صورت چو صولجان
هوش مصنوعی: دوشیزگان شاید زیبایی و جلا پیدا کردهاند و شاید این جذابیت شان به خاطر ویژگیهای جذاب و منحصر به فردشان است که مانند چوبهای صاف و لطیف هستند.
آن جیم سرفگنده که جانها فدای اوست
می بین و جز کبوتر عنقا دلش مدان
هوش مصنوعی: آن موجود بزرگ و باعظمتی که جانها برای او فدای میشود را ببین و جز کبوتر و پرندگان افسانهای در دل خود جایی نده.
شک نیست کو کبوتر عرشیست، نقطه اش
چون دانه ای که پیش کبوتر بود عیان
هوش مصنوعی: تردیدی نیست که او کبوتر آسمانی است و نشانه او مانند دانهای است که در برابر کبوتر، پیدا و واضح است.
خاتون حجره قدم اندر نقاب حرف
او را شناس و بر سر او ساز جان فشان
هوش مصنوعی: زن صاحب حجره با قدمی در پس پرده، حرفش را شناسایی کن و برای او دلی را که برایش جان فشانی میکند آماده داشته باش.
هر کس که پیش نون کمان وار او بخفت
در گردنش چو لام الف آمد زه کمان
هوش مصنوعی: هر کسی که در نزد نون، به آرامی دراز بکشد، در گردنش نشانهای مانند لام الف قرار میگیرد، مانند نشانه کمان.
بود آفتاب مطلق و عالم ضعیف چشم
آورد با خود از مدد حرف سایبان
هوش مصنوعی: آفتاب وجود دارد و روشنایی آن بر جهان ضعیف تاثیر میگذارد و به همراه خود، یک محافظت و سایه برای نیازمندان دارد.
می دان که عکس دایره عشر مصحف است
هر روی شسته ای که تو بینی بر آسمان
هوش مصنوعی: میدان که هر تصویری که در آسمان میبینی، بازتابی از دایرهای است که در کتاب مقدس نوشته شده است.
مهمان رسیده بود درین دامگاه دیو
ام القراش منزل و طاهاش میزبان
هوش مصنوعی: مهمانی به دامان دژ دیوانهای که خانه بزرگ و مهمی به نام "ام القراش" است، رسیده و طاها به عنوان میزبان اوست.
نور هدی که شاه قدم داد خلعتش
بر سر عمامه اش آمد و بر دوش طیلسان
هوش مصنوعی: نور هدایت و روشنی، هنگامی که شاه قدم پیش نهاد، لباس با ارزشی بر سرش گذاشته شد و بر دوش او عبای بزرگی افتاد.
جنی چو انس کرد سماعش به گوش دل
تا یافت انس و جان ز معانیش انس و جان
هوش مصنوعی: وقتی که روح از دنیا و مادیات فاصله گرفت و با موسیقی و ریتمهای معنوی ارتباط برقرار کرد، به آرامش و انس درونی دست یافت و فهمید که کمال و آرامش واقعی در درک عمیق معانی است.
ای پیش کوی سطوت تو حفره جحیم
وی پس رو هدایت تو روضه جنان
هوش مصنوعی: ای که در پیشگاه قدرت تو، دوزخ به چشم میآید و پشت سر تو، راه هدایت به بهشت است.
فیض تو گشت صیقل جانهای تیره روی
زخم تو گشت مرهم دلهای ناتوان
هوش مصنوعی: فیض و رحمت تو مانند جلا دهندهای برای جانهای تاریک و بینور است و زخمهای تو مانند دارویی برای دلهای ضعیف و آسیبدیده عمل میکند.
آمد مجیر بر در فضل تو عذر خواه
دل بر گرفته از خود و بر کف نهاده جان
هوش مصنوعی: مهمان به دروازه کرامت و بخشش تو آمد و از خود دل را کنار گذاشت و جانش را در دستانش قرار داد تا عذرخواهی کند.
خونش به ناخن آر و دلش آنچنان شکن
کانگشت کش بود به شکست تو جاودان
هوش مصنوعی: خونش را به ناخن آر و دلش به قدری شکننده است که مانند انگشتی میتواند دچار شکستگی شود و این شکستگی برای همیشه در او باقی خواهد ماند.
عزلت گزید ز اهل زمانه به عون تو
یارب! تو کن به رحمت بی منتش ضمان
هوش مصنوعی: او به دلیل مشکلات و ناملایمات زمانه، به انزوا روی آورده است. یارب! تو با رحمت و لطف بینظیرت او را در این حالت حمایت کن.
او را به دست صحبت اغیار وا مده
لیکن ز دست نفس بهیمیش واستان
هوش مصنوعی: به او اجازه نده که با افراد دیگر صحبت کند، اما از دست نفس خودت به او کمک کن و او را در آغوش بگیر.