برگردان به زبان ساده
تن به مهر تو دل ز جان برداشت
جان امید از همه جهان برداشت
هوش مصنوعی: بدن من به عشق تو جانش را فدای تو کرد و از همه امیدها و آرزوهایم دست کشید.
پاسبان صبر بود بر در دل
دزد غم ساز پاسبان برداشت
هوش مصنوعی: نگهبان صبر در دروازه دل، بر غم دزدی که در آنجا بود، حرکت کرد و او را برداشت.
عافیت وقتی ار چه قاعده بود
ترکتاز غم تو آن برداشت
هوش مصنوعی: عافیت یعنی امنیت و آرامش، ولی از آنجایی که غم تو را برانگیخته، من این آرامش را ترک کردهام.
عشقت اول قدم که دست کشید
مهر بشکست و نقد جان برداشت
هوش مصنوعی: محبت تو همانند اولین قدمی است که وقتی برمیدارم، عشق و خوشبختی را میشکند و جانم را به قیمتی ارزشمند میگیرد.
زلف بستی فلک سپر بفگند
لب گشادی شکر فغان برداشت
هوش مصنوعی: مهار زلفهایت مانند سپر در آسمان گره خورده و لبهایت که همچون شکر شیرین است، فریاد تأسف بلند کردهاند.
خاک راه توام از آنکه مرا
عشقت از خاک رایگان برداشت
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق تو، از خاک و زمین خودم جدا شدم و به راهی رفتم که تو میروی.
گفته ای سایه از تو بردارم
سایه از خاک چون توان برداشت
هوش مصنوعی: تو گفتهای که من سایهات را از خودم دور کنم، اما چگونه میتوانم سایهای که از خاک برمیخیزد را کنار بگذارم؟
تو فگندی مرا ز چشم ولیک
کرم شاه کامران برداشت
هوش مصنوعی: تو مرا از چشمانت دور کردی، اما مهربانی شاه با استعداد، این دوری را جبران کرد.