برگردان به زبان ساده
عمریست در طریق تو جان را که دم زدیم
هیچت صفا ندیدیم حیران بتر شدیم
هوش مصنوعی: سالهاست که در راه تو سخت تلاش کردهایم و هیچ نشانهای از آرامش نیافتیم، و حالا بیشتر از قبل سردرگم و نگران شدهایم.
تا کی شود ز لعل تو کامی بر آوریم
کز بهر کام خویش پریشان خود شدیم
هوش مصنوعی: تا کی میتوانیم از زیبایی تو بهرهبرداری کنیم، در حالی که برای رسیدن به خواستههای خود، خود را به پریشانی انداختهایم؟
با تو سخن که گوید که این هم مجال نیست
لیکن ز حال خویش بسی تنگ تر شدیم
هوش مصنوعی: کسی با تو صحبت نمیکند چون وقت و فرصتی نیست، اما من از حال خودم بسیار دلم تنگتر شده است.
جانان نبود آگاه زناموس بگزریم
حالم چنان رسید که مجنون صفت شدیم
هوش مصنوعی: در آن لحظه که معشوق به ناموس و حریم خود توجهی نداشت، حال من به گونهای شد که مانند مجنون پر از عشق و دیوانگی گردیدم.
ای یار چون ببستی دل خود به زلف یار
هرگز مگو چنین که پریشان خود شدیم
هوش مصنوعی: ای معشوق، وقتی که دل خود را به زلف تو بستهام، هرگز نگو که چرا دچار پریشانی شدهام.