برگردان به زبان ساده
زمانه به قصد دلم بیدرنگ
گشاید ز غم تیرهای خدنگ
هوش مصنوعی: زمانه به سرعت دل مرا از غم و اندوه رها میکند و تیرهایی که به سمت دل شلیک میشدند، به یک باره از بین میروند.
نشان ساخته زآن دل خونفشان
زند تیرها راست بر یک نشان
هوش مصنوعی: نشانهای از دل پر از درد و رنج ساخته شده که تیرها بهراستی بر این نشانه فرود میآیند.
نشاند سر اندر بن یکدگر
کز آن تیرها نیزه سازد مگر
هوش مصنوعی: در این بیت، به بیان این نکته پرداخته شده است که وقتی افراد در کنار هم قرار میگیرند و به هم نزدیک میشوند، میتوانند با همکاری و اتحاد خود به چیزی قویتر و مؤثرتر تبدیل شوند، مانند تیرهایی که با هم به یک نیزه شکل میگیرند. بنابراین، همبستگی و همراهی میتواند از عناصر ضعیف، چیزی قوی بسازد.
ز بیداد مردم بنالم به زار
بگریم به مانند ابر بهار
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم مردم مینالم و مانند ابر بهاری اشک میریزم.
گرم خون ز مژگان ببارد رواست
کزین مردمانم به دل زخمهاست
هوش مصنوعی: اگر اشکهایی از چشمانم بریزد، ایرادی ندارد، زیرا در دل من زخمهای زیادی از این مردم وجود دارد.
ز مژگان گرم اشک تا دامن است
مپندار کان اشک چشم من است
هوش مصنوعی: از مژگانم اشک میریزد، ولی خیال نکن این اشکها فقط مال چشم من است.
بود جان شیرین من بیگمان
چکان از سر پنجهٔ مردمان
هوش مصنوعی: روح شیرین من بیتردید از دست انسانها در حال رنج کشیدن است.