برگردان به زبان ساده
پی چیست این ساز و برگ نبرد؟
هم این کشتی وییل جنگی و مرد
هوش مصنوعی: این چه چیزهایی است که برای جنگ آماده شدهاند؟ همین کشتی و این مبارزان جنگی.
به«پیروس» گفت این، یکی هوشیار
که همراز او بود و آموزگار
هوش مصنوعی: یکی از افراد باهوش و آگاه که همدل و همفکر «پیروس» بود، به او این حرف را گفت.
سوی روم خواهم شدن، گفت شاه
بدانجا که جویندم از دیرگاه
هوش مصنوعی: من قصد دارم به سمت روم بروم، زیرا سالهاست که در جستجوی چیزی هستم که آنجا پیدا میکنم.
چرا گفت، گفت از پی گیر و دار
ستودش خردمند آموزگار
هوش مصنوعی: چرا به او گفت، به خاطر پیگیری و دقتش، استاد دانا و خردمند او را ستایش کرد.
که این رای رائی است با دستگاه
سکندر سزد کرد این یا که شاه
هوش مصنوعی: این نظر دربارهی این است که آیا این نظر شایستهی دستگاه و نظام سکندر است یا اینکه باید به یک شاه و پادشاه مربوط باشد.
چه خواهیم کردن چو شد روم راست
بگفتا همه خاک لاتن ز ما است
هوش مصنوعی: چه کار میتوانیم بکنیم وقتی که به حقیقت پی میبریم؟ او گفت که همه چیز از ما شروع میشود و همه فرسودگی و خاکی که داریم، از خود ماست.
خردمند گفت اندرین نیست شک
که آن جمله ما را بود یکبهٔک
هوش مصنوعی: فرزانه گفت که در این مورد شکی نیست که همه ما به نوعی یک جزء هستیم.
دگر کار کوته شود؟ گفت نه!
به سیسیل از آن پس درآرم بنه
هوش مصنوعی: آیا کار به پایان میرسد؟ پاسخ منفی است! از این به بعد بار و بنهام را به سیسیل خواهم برد.
همین کشتی و لشکر بیشمار
درآید «سراکوش» را برکنار
هوش مصنوعی: همین کشتی و سپاه بسیار به زودی «سراکوش» را از جایش بیرون خواهد کرد.
دگرکارگفتا تمام است؟ گفت
نه زآنروکه با آب و بادیم جفت
هوش مصنوعی: دیگر گفت: آیا همه چیز تمام شد؟ پاسخ داد: نه، زیرا ما با آب و باد پیوند داریم.
همانگه بسنده است بادی بگاه
که تا خاک « کارتاژ» باز است راه
هوش مصنوعی: هر زمانی که بادی از سمت درست بوزد، کافی است، زیرا تا زمانی که خاک «کارتاژ» باز باشد، راهی وجود دارد.
کنون، گفت بر بندگان شه، درست
که ما جمله گیتی بخواهیم جست
هوش مصنوعی: اکنون، بگو که ای بندگان شاه، حقیقت این است که ما همه جهان را خواهیم جستجو کرد.
برانیم تا دامن قیروان
به صحرای «لیبی» و ریگ روان
هوش مصنوعی: ما به سوی بیابانهای لیبی و شنهای روان میرویم تا دامن قیروان را ترک کنیم.
به مصر و حجاز اندر آییم تنگ
وز آن پس بتازیم تا رودگنگ
هوش مصنوعی: ما به سرزمین مصر و حجاز میرویم و از آنجا به سمت رود گنگ میشتابیم.
چو ازگنگ بگذشت یکران ما
شد آن مرز و بوم نوین زان ما
هوش مصنوعی: وقتی که از رود گنگ گذشتیم، سرزمین جدیدی متعلق به ما شد.
بپیچیم از آن پس به تورانزمین
ز جیحون برانیم تا پشت چین
هوش مصنوعی: پس از آن میخواهیم به سرزمین توران برویم و از کنار رود جیحون بگذریم تا به پشت کوههای چین برسیم.
چو این نیمه بخش جهان بزرگ
درآمد به فرمان شاه سترگ
هوش مصنوعی: زمانی که این بخش بزرگ از جهان به دستور پادشاه بزرگ وارد شد،
به دستور ما گشت کار جهان
چه فرمان کند شهریار جهان
هوش مصنوعی: به فرمان ما، کارهای دنیا چگونه پیش میرود و چه دستوری از سوی پادشاه عالم صادر میشود.
به پیروزی و شادی آنگاه گفت:
توانیم خندید و نوشید و خفت
هوش مصنوعی: وقتی به پیروزی و خوشحالی میرسیم، میتوانیم بخندیم، بنوشیم و استراحت کنیم.
بدو گفت دستور آزادمرد
که این را هماکنون توانیم کرد
هوش مصنوعی: آزاد مرد به او گفت: حالا میتوانیم این کار را انجام دهیم.
نیفکنده پرخاش را هیچ بن
بکن هرچهخواهی، که گوید مکن؟
هوش مصنوعی: اگر بخواهی هر چه میخواهی بگویی، بهتر است که از درگیری و دشمنی پرهیز کنی، چون ممکن است کسی به تو بگوید که این کار را نکن.
شنیدم که نشنید پند وزیر
سوی روم شد پادشاه «اپیر»
هوش مصنوعی: شنیدم که پند وزیر را نپذیرفت و به سوی روم رفت پادشاه «اپیر».
شکستی بزرگ اندر آمد بر اوی
شکسته سوی خانه بنهاد روی
هوش مصنوعی: او دچار یک شکست بزرگ شد و به سمت خانهاش روانه شد.
همی خواست گیتی ستاند بهزور
که گیتی کشیدش به زندان گور
هوش مصنوعی: او میخواست بهزور دنیا را بهدست آورد، اما دنیا او را به زندان قبر فرستاد.
نصیحت بسی گفتهاند اهل هوش
ولی نیست گوش حقیقتنیوش
هوش مصنوعی: خوبان و افراد باهوش نصیحتهای زیادی ارائه دادهاند، اما کسی نیست که به حقیقت آنها گوش دهد و به آن عمل کند.
حقیقت برون از یکی حرف نیست
کجا داند آن کز حقیقت بری است
هوش مصنوعی: واقعیت به هیچ وجه درون یک سخن نمیگنجد، پس چه کسی میتواند بداند که کسی از این حقیقت دور است؟
حقیقت به کس روی با رو نشد
از این رو سخنها دگرگونه شد
هوش مصنوعی: حقیقت به هیچ کس با شفافیت و وضوح نشان داده نشد؛ به همین دلیل، صحبتها و گفتگوها شکل دیگری به خود گرفت.
سخن از حقیقت گر آگه شدی
درازی نهادی و کوته شدی
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت واقف شوی، کلامت طولانی و عمیق خواهد بود، اما در واقعیت به اختصار میچرخد و به سادگی بیان میشود.
بهار از حقیقت یکی ذرّه دید
بدو باز پیوست و از خود برید
هوش مصنوعی: بهار با دیدن یک ذره از حقیقت، به آن نزدیک شد و از ذات خود جدا گردید.
چو از خود رها گشت جاوید شد
بدان ذره همراز خورشید شد
هوش مصنوعی: وقتی انسان از خود رها شود، جاودانه میشود و به مانند ذرهای میگردد که همسفر خورشید است.