برگردان به زبان ساده
«اربس» اندر افسانهٔ باستان
به افرشتهٔ عشق شد داستان
هوش مصنوعی: در داستانهای باستانی، «اربس» به عنوان فرشتهای در حوزهٔ عشق معرفی شده است و داستانهای زیادی دربارهٔ او روایت میشود.
چوگلرویو چونشاخهٔ گلبرش
کمانی و تیری به چنگ اندرش
هوش مصنوعی: چهرهات همانند گل زیباست و مانند شاخهی گل، خوشنما و دلربا هستی. در دستانت تیری و کمانی وجود دارد که نشاندهندهی قدرت و تواناییات است.
شبی بود طوفنده و پر درخش
سیاهی و برف اندر آفاق پخش
هوش مصنوعی: شبی پر از طوفان و تاریکی بود و برف در فضا پخش شده بود.
بناگه در خانهٔ دل زدند
به دیوانگی راه عاقل زدند
هوش مصنوعی: ناگهان در دل انسان طوری اتفاقی رخ میدهد که به نظر میرسد دیوانگی بر عقل حاکم شده است.
دل از جای برجست و در برگشاد
همانگه «اریس» اندر آن پرگشاد
هوش مصنوعی: دل به شدت از جا پرواز کرد و در را گشود، همین که «اریس» در آنجا فراخ گشت.
دو بال از تف برف گشته دژم
دو مژگان ز سرما فتاده بهم
هوش مصنوعی: دو بالش به خاطر برف و سرما افسرده و سنگین شده و دو چشمش هم به دلیل سرما به هم نزدیک شدهاند.
لبانش چو جزع یمانی کبود
رخانش چو پیروزهٔ نابسود
هوش مصنوعی: لبان او مانند جزع یمانی، کبود و تیره است و گونههایش مانند سنگ قیمتی، درخشان و زیباست.
ز برف و ز سرما تنی لرزدار
چو شاخ گل تازه در نوبهار
هوش مصنوعی: بدن تو همانند شاخهای از گل تازه در بهار است که از سرما و برف میلرزد.
بهدل گفت در آنسیاهی همی
که مهمان ناخوانده خواهی همی؟
هوش مصنوعی: دل به آرامی از خود پرسید که آیا در این تاریکی، هنوز هم مهمانی ناخوانده را میخواهی؟
بدوگفت دل کودکا! اندر آی
که وقف است بر دوستان این سرای
هوش مصنوعی: دل کودک به او میگوید: بیا که این خانه برای دوستان وقف شده است.
در این برف و سرما کجا بودهای؟
که ناخوردهای چیز و ناسودهای؟
هوش مصنوعی: در این هوای سرد و برفی، کجا بودهای که چیزی نخوردهای و به کسی آسیب نزدهای؟
لبانت چو جزع یمانی چراست؟
رخانت چو یاقوت کانی چراست؟
هوش مصنوعی: لبهای تو مانند صمغ یمن است، چرا که اینگونه زیبا و دلانگیز است؟ و چهرهات مانند یاقوت درخشنده است، چرا که اینقدر جذاب و جذاب نظر میرسد؟
چرا مژگان را بخم کردهای
چرا نرگسان را دژم کردهای
هوش مصنوعی: چرا چشمانت را به هم فشردهای و چرا گلهای نرگس را ناراحت کردهای؟
بهدستت چرا هست تیر وکمان؟
بترسی مگر از بد بدگمان؟
هوش مصنوعی: چرا در دستت تیر و کمان وجود دارد؟ آیا میترسی از اینکه بدگمانی تو را اذیت کند؟
درین گفتگو تا بهمشکو شدند
بهنرمی درآن وبژه پستو شدند
هوش مصنوعی: در این گفتگو، تا جایی که به موضوع مشکوک شدند، با نرمی و ملایمت در آن حالت خاص آرام شدند.
بهپستویکی آتش افروخت دل
که او را برافریشته سوخت دل
هوش مصنوعی: در گوشهای دلی آتشین روشن شده است که به خاطر آن دل زنده و شاداب، به شدت دچار سوختگی و آسیب شده است.
دو دستش به گرمی بر آذرگرفت
چو شد گرم، خوشطبعیش درگرفت
هوش مصنوعی: دو دست او با حرارت به آتش برخورد کرد و وقتی که گرم شد، خوشطبعیاش ایجاد شد.
کجا عشق خوش طبعی آغازدا
بلا بر دل عاشقان تازدا
هوش مصنوعی: عشق خوش طبعی از کجا شروع میشود که بر دل عاشقان مصیبت میآورد؟
خداوند عشق آستین برکشید
« کمان را به زه کرد و اندر کشید»
هوش مصنوعی: خداوند عشق دست خود را بالا برد و کمان را به زه آورد و آن را کشید.
دل از شوخی عشق در تاب شد
که ناگه بر اوتیر پرتاب شد
هوش مصنوعی: دل به شوخی عشق سرگرم بود و شاد میگذرانید، اما ناگهان احساساتش به شدت تغییر کرد و در اوج آن احساسات شدید غرق شد.
خدنگی چو الماس افروخته
شرارش دل مرد و زن سوخته
هوش مصنوعی: آتش تند و درخشان چیزی مانند الماس، دل مردان و زنان را میسوزاند.
خدنگیهمهخواری و رنج و درد
گدازندهٔ سرزنشهای سرد
هوش مصنوعی: کسی که در زندگیاش با مشکلات و رنجهای فراوان مواجه است، در برابر انتقادات و طعنههای دیگران احساس آسیب و ضعف میکند.
خدنگی همه داغ وهول وبلا
همه اشگ و بیماری و ابتلا
هوش مصنوعی: درد و نگرانی و مصیبت، همه نشانههای غم و رنج و ابتلا هستند که بر دل انسان سنگینی میکنند.
خدنگ«اریس»ازکمان سرکشید
سراپای دل را به خون درکشیدا
هوش مصنوعی: پیکان «آرس» از کمانش پرتاب شد و تمام وجود دل را پر از خون کرد.
خدنگشبهدلخوردوتاپرنشست
فرشته بدان خانه اندر نشست
هوش مصنوعی: خنجرش به دل خورده و تا نرود، فرشته در آن خانه نشسته است.
در آن دل مپندار پندار زشت
که دست «اریس» اندر آن مهر کشت
هوش مصنوعی: در آن دل، فکر بد نکن، زیرا دست «اریس» در آن محبت را از بین برده است.
ز قلب کسان قلب شاعر جداست
دل شاعر آماج سهم خداست
هوش مصنوعی: قلب شاعران از دل دیگران جداست و احساسات آنها مستقیماً تحت تأثیر الهامات و بخششهای الهی قرار دارد.
چو باشد دل شاعری سوخته
جهان گردد از شعرش افروخته
هوش مصنوعی: زمانی که دل یک شاعر پر از درد و سوختگی باشد، شعرهای او میتوانند جهان را روشن و گرم کنند.
به دل برق سوزنده دارم چه باک
اگرگفتهٔ من بود سوزناک
هوش مصنوعی: دل من پر از اندوه و ناراحتی است و برایم مهم نیست که اگر کلماتی که میگویم تلخ و سوزاننده باشند.
دل شاعری چون دل کودکی
برنجد چو در مهرت آرد شکی
هوش مصنوعی: دل شاعر مانند دل یک کودک زود آزرده میشود، وقتی که در عشق تو شکی به وجود آید.
دل شاعران چیست؟ دربای ژرف!
بر آن دمبدم برق و باران و برف
هوش مصنوعی: دل شاعران مانند دریاست، عمیق و وسیع. در آن همیشه نوساناتی همچون رعد و برق، باران و برف وجود دارد.
نیاساید از برق و طوفان دمی
نه در سور و شادی، نه در ماتمی
هوش مصنوعی: از هیچ گونه هیاهو یا حادثهای نه در خوشی و جشن، و نه در سوگ و عزاداری، آسوده نخواهی بود.
دلی با چنین کبر و پهناوری
بدست آیدت گر بدست آوری
هوش مصنوعی: دل و احساساتی به این بزرگی و وسعت به سادگی به دست نمیآید مگر اینکه به شکل واقعی و عمیق تلاش کنی.
درآویزی از تار مویی نگون
نشانیش چون گل به زلف اندرون
هوش مصنوعی: شما با یک تار مویی به هم رسیدهاید و نشانهات مانند گلی در زلفهایت دیده میشود.
توانی در او دست یازی همی
چو طفلان بدو لعببازی همی
هوش مصنوعی: میتوانی مانند کودکان به او نزدیک شوی و با او بازی کنی.