برگردان به زبان ساده
داد شه جای او به مختاری
صبح پیدا شد از شب تاری
هوش مصنوعی: پادشاه جای او را به مختار داد و صبحی روشن از شب تاریک پدیدار شد.
با من آیرم بگفته بودکه شاه
اشقیا را براند از درگاه
هوش مصنوعی: به من گفته بودند که شاه بدکاران را از درگاه خود براند.
برگزیند ملک چو بیداران
نیکمردان به جای بدکاران
هوش مصنوعی: پادشاهان خوب و آگاه، افراد نیک و درستکار را انتخاب میکنند و به جای آنها که بدکردار هستند، قرار میدهند.
آنسخنشد درستبی کم و بیش
گفتهاش راست گشتدرحقخویش
هوش مصنوعی: سخن همه چیز بهدرستی و بدون کم و کاست بیان شده و حرفش در مورد خودش حقیقت پیدا کرده است.
زان که مختاری است پاک و نبیل
راست گویو درستقول و اصیل
هوش مصنوعی: زیرا او فردی است شریف و نجیب، که همواره راستگو و صادق است و شخصیت والایی دارد.
دودمانش قدیم و خود نامی
دور ازحرصو آز و خودکامی
هوش مصنوعی: این فرد از نسلهایی با نژاد و ancestry قدیمی است و نامش به دور از میل و طمع و خودخواهی است.
وز فن شهربانی آگاهست
زین سبب برگزیده شاه است
هوش مصنوعی: به خاطر دانش و مهارت در حفاظت از شهر، او از سوی شاه به عنوان بهترین انتخاب شناخته شده است.
گرچه یک گل شکفت ازین گلزار
کی ز یک گل شود پدید بهار
هوش مصنوعی: هرچند که یک گل از باغ شکفته، اما آیا از یک گل بهار به وجود میآید؟
باز هم خاطرم تسلی دید
که به تاربکی این تجلی دید
هوش مصنوعی: یک بار دیگر آرامش خاطرم را یافتم، زیرا در تاریکی، این روشنایی را مشاهده کردم.
میتوانداشت،چون سپیده دمید
آرزوی دمیدن خورشید
هوش مصنوعی: میتوان به یاد آرزوهایی نشست که مثل سپیده دم، به روشن شدن روز و تابش خورشید امید دارند.
ور یکی گل شکفت درگلشن
میتوان گفت چشم ما روشن
هوش مصنوعی: اگر در باغی یک گل شکوفه بزند، میتوان گفت که چشم ما به زیباییاش روشن شده است.
ویژه این دستگاه پر اسرار
که بود سرپرست خلق دیار
هوش مصنوعی: این ساختار خاص و پیچیده به شخصی اشاره دارد که مسئولیت هدایت و رهبری مردم در آن سرزمین را بر عهده دارد.
درکف اوست اختیار همه
مال و ناموس وکار و بار همه
هوش مصنوعی: او مالکیت کامل همه چیز را در دست دارد، از اموال و ناموس تا شغل و کار و زندگی همه.
سازد ار خواهد از عناد و هوس
از پشه پیل و از عقاب مگس
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد، میتواند از دشمنی و طمع خود، از موجودی کوچک همچون پشه، موجودی بزرگ مانند فیل بسازد و از پرندهای چون عقاب، مگس خلق کند.
کند از قدرت شهنشاهی
کارهایی غلط چو درگاهی
هوش مصنوعی: از قدرت و سلطنت شاهانه، اقداماتی نادرست و ناپسند سر میزند، مانند رفتار ناپسند در یک درگاه.
قدرت شاه را سپر سازد
مایهٔ وحشت بشر سازد
هوش مصنوعی: قدرت پادشاه میتواند باعث ترس مردم شود و آنها را مجبور کند که از خود دفاع کنند.
کند از جهل همچو بلهوسان
مردم و شاه را ز هم ترسان
هوش مصنوعی: از نادانی مانند دیوانگان، مردم و پادشاه را از یکدیگر میترساند.
یا چو آیرم زشه نپرهیزد
بخورد هرچههست و بگریزد
هوش مصنوعی: اگر من با قدرت و شجاعت برسم، هیچ چیزی از وجودم نمیترسد و همه چیز را جذب میکند و از من فرار نمیکند.
باری امروز ایمنیم ازین
که عسس عادلست و شحنه امین
هوش مصنوعی: امروز ما از این موضوع مطمئن هستیم که نگهبانان و مسئولان در کار خود عدالت و امانت را رعایت میکنند.
گرچه اینجا هم از طریق مثال
یادم آمد شراب پارین سال
هوش مصنوعی: هرچند در اینجا به خاطر مثالی که به ذهنم خطور کرد، به یاد شراب پارین سال افتادم.
که چو افتاد درکف نادان
گشت فاسد شراب اصفاهان
هوش مصنوعی: وقتی که شراب اصفهان به دست نادانها میافتد، فاسد و خراب میشود.
اندربن چند سال گمراهی
ز آیرم دزد و سفله درگاهی
هوش مصنوعی: سالها در گمراهی سپری شده و دزدی و پستی در این درگاه رخنه کرده است.
این اداره خراب و ضایع گشت
ستد و دادِ رشوه شایع گشت
هوش مصنوعی: این اداره دچار فرسایش و فساد شده و در آن، تبادل رشوه به امری رایج تبدیل گشته است.
پاسبان وکلانتر و شبگرد
همه دزدند و ناکس و نامرد
هوش مصنوعی: همه افرادی که باید امنیت و نظم را برقرار کنند، خودشان در واقع دزد و بیانصاف هستند.
دخل و کلاشی است کار پلیس
گفتن ناسزا شعار پلیس
هوش مصنوعی: کار پلیس فقط جمعآوری پول و جرائم است، در حالی که شعار آنها به گفتن کلمات زشت و ناپسند مربوط میشود.
ویژه که امسال از تفضل شاه
رفت فرمان به کار رخت و کلاه
هوش مصنوعی: امسال به خاطر لطف و بخشش پادشاه، دستوری برای استفاده از لباس و کلاه صادر شد.
عرضه کم گشت و شد تقاضا پیش
قیمت افزوده شد به عادت خویش
هوش مصنوعی: کمبود کالا باعث افزایش تقاضا شده و در نتیجه قیمتها بهطور طبیعی بیشتر شده است.
شد بهای کلاه مظلومان
از دو تومان به پانزده تومان
هوش مصنوعی: قیمت کلاهی که مظلومان به سر میگذارند، از دو تومان به پانزده تومان افزایش یافته است.
آن دکاندار رند بازاری
گشته گرم کلاهبرداری
هوش مصنوعی: آن فروشنده رند در بازار به شدت مشغول فریب دادن مشتریان خود است.
تنگدستان تعللی کردند
در خریدن تأملی کردند
هوش مصنوعی: افراد کمدرآمد برای خرید یک کالا یا خدمت دچار تأمل و تعلل میشوند و قبل از اقدام به خرید به خوبی فکر میکنند و بررسی میکنند.
تا به فرصت زری به دست آرند
بر سر خود کلاه بگذارند
هوش مصنوعی: تا زمانی که فرصتی مناسب به دست بیاورند، بر روی سر خود کلاه میگذارند.
پاسبان و کلانتران محل
فرصتی یافتند بهر عمل
هوش مصنوعی: نگهبانان و مقامات محلی فرصتی پیدا کردند تا به اقدامات خود بپردازند.
کله کهنه هر که داشت به سر
شد به تاراج پاسبان گذر
هوش مصنوعی: هر کس که دارای سر و وضع کهنه و قدیمی بود، به راحتی توسط نگهبانان خیابان مورد آزار و سرقت قرار گرفت.
« کُلَه پهلوی» ز کهنه و نو
شد به دست پلیس شهر چپو
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی به تغییر و تحولات اجتماعی و سیاسی اشاره میشود. به نظر میرسد که در گذشته، سرپوشها یا کلاهها نمادهایی از هویت و سنت بودند، اما اکنون تحت تأثیر قدرتها و نهادها، به ویژه پلیس، این نمادها دستخوش تغییر شدهاند. به طور کلی، میتوان گفت که ارزشها و نشانههای فرهنگی تحت فشار قرار گرفته و به شکل جدیدی درآمدهاند.
بیخبر زان که فرصتی باید
تا کلاه نو از فرنگ آید
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برای تحولی جدید یا آغاز تازه، نیاز به زمانی است که فرصتها و امکانات مناسب فراهم شوند. به عبارتی، برای به دست آوردن چیزهای جدید، باید صبر کرد تا شرایط مهیا شوند.
کار بازار معتدل گردد
خواست با عرضه متصل گردد
هوش مصنوعی: زمانی که نیاز و تقاضا در بازار به توازن برسد، اوضاع مناسب و متعادل خواهد شد و این امر به دلیل ارتباط نزدیک خواستهها و چیزهایی است که عرضه میشود.
باری، این جبر و شدت ناگاه
بود تنها به طمع چند کلاه
هوش مصنوعی: به هر حال، این افسردگی و سختی ناگهانی فقط به خاطر به دست آوردن چند کلاه بود.
وز کف خلق سی چهل ملیون
شد برون زین تشدد قانون
هوش مصنوعی: از دست مردم، سی چهل میلیون انسان از این قانون سخت خارج شدند.
اینت بیمایگی و بیحلمی
خامطمعی و جهل و بیعلمی
هوش مصنوعی: این شامل نداشتن لذت و بیصبری، ناشی از طمع و نادانی است.