برگردان به زبان ساده
خود شنیدی حدیث اشرف خر
که مثل شد به گرد کردن زر
هوش مصنوعی: داستانی را شنیدی درباره اشرفخر، که به دور خود میچرخید و در تلاش بود تا خود را با طلا و زر مانند کند.
بود تاتار زادهای نادان
پور تیمورتاش بن چوپان
هوش مصنوعی: یک جوان نادان از تاتار به دنیا آمده است، فرزند تیمورتاش، که از خانواده چوپانان میباشد.
نه کیاست نه مردمی نه شرف
نام خود ساخته ملک اشرف
هوش مصنوعی: نه هوش و ذکاوتی دارد، نه انسانیتی، و نه بزرگی و ارجمندی. همه اینها فقط نام و لقبی است که برای خود ساخته است.
پس مرگ حسن برادر خویش
پادشه گشت اشرف بد کیش
هوش مصنوعی: پس از مرگ حسن، برادرش، پادشاهی اشرف بسیار بدکیش و بدسیرت شد.
آذر آبادگان مسخر داشت
در دل اندیشههای بیمر داشت
هوش مصنوعی: آذربایجان سرزمینهایی داشت که در دل خود اندیشهها و تفکرات عمیق و خاصی را پرورانده بود.
از دنائت به گنج شد طالب
طمع زربه طبع شد غالب
هوش مصنوعی: از دلخواه و رغبت به ثروت رسیدن، به خاطر خباثت و پستی، موجب برتری ذاتی او شده است.
ز ستم، کار خلق یکسره کرد
هرکجا بود زر مصادره کرد
هوش مصنوعی: به دلیل ظلم و ستم، وضعیت مردم به کلی تغییر کرده و در هر جایی که بود، ثروتهایشان به تاراج رفته است.
هرکه زر داشت زار شدکارش
گشت رخ زرد همچو دینارش
هوش مصنوعی: هر کس که پول و مال زیادی دارد، دچار زحمت و دردسر میشود و چهرهاش همچون سکهاش زرد و نگران میگردد.
آن که زرخردهای به دامان داشت
روی مانند غنچه پنهان داشت
هوش مصنوعی: کسی که در چهرهاش نگاهی آرام و دلنشین دارد، در دلش درد و رنجی را تحمل کرده که دیگران از آن بیخبرند.
وانکه دانگی بدست آوردی
همچو گل در شکم نهان کردی
هوش مصنوعی: هر کس که چیزی ارزشمند به دست آورد، باید آن را مانند گلی در دل خود پنهان کند و از نمایان کردنش پرهیز کند.
زان فقیران کسی که دیده شدی
شکمش همچو گل دریده شدی
هوش مصنوعی: کسی که از میان فقیران دیده میشود، شکمش مانند گلی شکفته شده است.
همچو گل هر که در میان زر داشت
شکمش بردرید و زر برداشت
هوش مصنوعی: هر کسی که در میان طلا قرار گرفته، مانند گل شکمش را پاره کرده و طلا را برداشت.
در درازای ده دوازده سال
گنجها آکنید از زر و مال
هوش مصنوعی: پس از گذشت ده تا دوازده سال، ثروت و داراییهای زیادی را جمعآوری کنید.
زر پیاپی بدست آوردی
نه به کس دادی و نه خود خوردی
هوش مصنوعی: تو همیشه طلا به دست آوردی، اما نه به کسی بخشیدی و نه خودت از آن بهره بردی.
ظلم اشرف ز حد و مر بگذشت
عملش در زمانه شایع گشت
هوش مصنوعی: ستم اشرف از حد و مرز خود فراتر رفته و اعمال او در این دوره زمانه معروف شده است.
همه همسایگان شدند آگاه
که رعیت بری بود از شاه
هوش مصنوعی: همه همسایهها مطلع شدند که مردم عادی از سلطنت آزاد هستند.
میر قپچاق بود جانی بیک
تاجداری بزرگ و خانی نیک
هوش مصنوعی: میر قپچاق انسانی شریف و با فضیلت بود که در میان مردم به عنوان یک تاجردار بزرگ و خان نیکو شناخته میشد.
حملهور شد به آذرآبادان
گشت غالب بر اشرف نادان
هوش مصنوعی: به آذربایجان حملهکرد و بر نادانیهای اشرف غلبه یافت.
شد گرفتار و کشته شد اشرف
جانش از تن برفت و گنج از کف
هوش مصنوعی: او در دام گرفتاری افتاد و جانش از بدن جدا شد و سرمایهاش از دست رفت.
شد به وزر و وبال آغشته
هم به بخل و خری مثل گشته
هوش مصنوعی: به علت عواقب و مشکلاتی که به وجود آمده، او به شدت دچار کینه و حسادت شده است و حالتی شبیه به خر پیدا کرده است.
هفتصد بد به سال و پنجه و هشت
کاشرف خر اسیر ترکان گشت
هوش مصنوعی: در سال 758 هجری، کاشمر تحت سلطه ترکان قرار گرفت و به شدت آسیب دید.
مثلی گشت کار اشرف خر
او مظالم ببرد و ترکان زر
هوش مصنوعی: این عبارت به وضوح بیان میکند که مشکلات و سختیهای کار اشرف مانند کار یک الاغ است. او تحت فشار و مشکلاتی قرار گرفته است که به نوعی از خانه و زندگیاش فرار کرده و به دست ترکان یا کسانی که به دنبال طلا و زر هستند، میافتد. در واقع، این متن به نوعی اشاره به بیعدالتی و ستمی دارد که بر جامعهای خاص وارد میشود.