برگردان به زبان ساده
یار طرار از این به تنگ آمد
تیر تدبیر او به سنگ آمد
هوش مصنوعی: دوست فریبکار از این وضعیت دلخور شد و نقشهاش به نتیجه نرسید.
لاجرم ساخت با زنی بدکار
گفت هرجا، زن منست این یار
هوش مصنوعی: بدون شک با زنی بدنام در ارتباط است و هر جا که برود، او را به عنوان همسر خود معرفی میکند.
رفت با زن به خانهٔ آن مرد
رخ زن پیش مرد یکسو کرد
هوش مصنوعی: آن زن با شوهرش به خانهٔ مرد دیگری رفت و در همان حال، زن صورتش را از او کنار کشید.
گفت: خانم به همره مادر
رفته بودند مدتی به سفر
هوش مصنوعی: او گفت که خانم به همراه مادرش به سفر رفتهاند و مدتی در آنجا خواهند بود.
تازه باز آمدند با شادی
سپری گشت عهد ناشادی
هوش مصنوعی: پس از مدتها غیبت، آنها با شادی و سرور برگشتند و زمانهی سختی که گذرانده بودند به پایان رسید.
هست آزاد و با تمیز این زن
در برم همچو جان عزیز این زن
هوش مصنوعی: این زن که در کنارم است، آزاد و با شخصیت است و برای من از جان عزیزتر است.
میرود بیحجاب از خانه
رخ نپوشید ز مرد بیگانه
هوش مصنوعی: او بدون حجاب از خانه خارج میشود و چهرهاش را از مردان بیگانه نمیپوشاند.
چون که آزاد وتربیت شده است
همه جا میرویم دست به دست
هوش مصنوعی: زمانی که فردی آزاد و با تربیت شده باشد، در هر جا که برود، همراه او دیگران نیز هستند و او را همراهی میکنند.
هست این زن شریک زندگیم
بندهاش مفتخر به بندگیم
هوش مصنوعی: این زن، همسر من است و من به خضوع و خدمتگزاری در برابر او افتخار میکنم.
وان زن بیعفاف و پر حیله
یک قر و صد هزار غربیله
هوش مصنوعی: آن زن بیعفاف و پر از حقه و نیرنگ، مانند جلوههای زیبا و شگفتانگیز است که از هر طرف جلب توجه میکند.
گفته هر روز راز با مردی
خفته هر شب کنار نامردی
هوش مصنوعی: هر روز با شخصی خوابیده حرفهای پنهانی میزنم، در حالی که هر شب در کنار کسی بیوفا و نامرد هستم.
خاست بر پای و طاق طاق کنان
نزد بانو شتافت خندهزنان
هوش مصنوعی: او به پاخواست و با شادی و طراوت به سمت بانو رفت و در این راه خندهزنان بر افراز.
روی هم را زمهر بوسیدند
راز گفتند و راز پرسیدند
هوش مصنوعی: آنها با عشق و محبت یکدیگر را بوسیدند، به گفتگوهای پنهانی پرداختند و از یکدیگر سوالات رازآلودی پرسیدند.
پس بلایه گرفت دست گلین
کش ز پرواره آورد پایین
هوش مصنوعی: دست گلین از بلای مشکلات پایین کشیده شد و از سختیهای زندگی به راحتی و آرامش رسید.
دست خود راکشید کدبانو
به ادب گفتن با زن جادو
هوش مصنوعی: زن طباخ به نرمی دستش را کنار کشید و با احترام به زن جادوگر صحبت کرد.
که ببخشید چرک و شوخگنم
همچنین چرگن است پیرهنم
هوش مصنوعی: ببخشید که لباس من کثیف و چروک است و همچنین ظاهر من نیز بینظم و نامرتب به نظر میرسد.
زن بدکار گفت وای این چیست
از تو پاکیزهتر به عالم نیست
هوش مصنوعی: زن بدکار با تأسف و حیرت گفت: «این چیست که در جهان از تو پاکیزهتر وجود ندارد؟»
کفتگوشان چو گشت طولانی
خاست بر پای مرد وجدانی
هوش مصنوعی: وقتی زمان زیادی گذشت و صحبتها ادامه پیدا کرد، شخص مبتکر و آگاه از جا برخاست.
نرمک آواز کرد خاتون را
هر دو رفتند و شوی ماند بجا
هوش مصنوعی: آهسته زن شروع به خواندن کرد و هر دو زن رفتند و تنها شوهر در آنجا ماند.