برگردان به زبان ساده
یقین دِرُم اثر امشو به هایهایِ مو نیست
که یار مسته و گوشِش به گریههای مو نیست
یقین دارم که امشب ناله و زاری من اثری ندارد؛ چرا که یار مست است و توجهی به گریههای من نمیکند.
خدا خدا چه ثِمَر ای موذنا کامشو
خدا خدای شمایه خدا خدای مو نیست
ای مؤذن این خدا خدا گفتنت ثمری ندارد؛ چرا که امشب خدا، خدای شماست، نه خدای من.
نمود خونمه پامال و خونبهامه نداد
زدم چو بر دَمَنش دست، گفت پای مو نیست
یار من با بی توجهی خونم را ریخت و پایمال کرد و تاوان و خونبهای مرا نداد؛ وقتی هم که دست به دامنش شدم همه چیز را انکار کرد.
بریز خونمه با دست نازِنین خودت
چره که بِیتر ازی هیچه خونبهای مو نیست
هوش مصنوعی: این بیت به احساسی عمیق اشاره دارد که شخصی خواهان خون ریختن یا فدا کردن خود برای معشوقش است. او از معشوق میخواهد که خونش را با دست لطیف و نازنین خود بریزد و تأکید میکند که هیچ پاداش یا خونبهایی به بزرگی عشق و فدای او وجود ندارد. در واقع، این بیان نمادین از عشق و فداکاری است که نشان میدهد شخص حاضر است تا چه حد برای معشوق خود هزینه کند.
بهار اگر شوِ صدبار بمیرُم از غم دوست
به جرم عشق و محبت، هنوز جزای مو نیست
بهار! اگر شبی صد بار از غم دوست بمیرم، هنوز هم این مجازات درخور جرم من که عشق و محبت بوده نیست.