برگردان به زبان ساده
ای حلقهٔ زلف تو پر شکن
وی نرگس مست توصف شکن
هوش مصنوعی: ای حلقهٔ زلف تو پر از پیچ و تاب است و چشمان نرگسمانند تو از حد خود گذشته و در حال مستی میباشد.
از یک شکن طرهٔ دوتات
بر جان و دل من دو صد شکن
هوش مصنوعی: از یک تکه مو و زیبایی تو، جان و دل من بارها زخم میخورد.
ای زلف تو سررشتهٔ بلا
وی چشم تو سر منشاء فتن
هوش مصنوعی: موهای تو سبب بروز مشکلات و چشمانت منبع فتن و آشوب هستند.
ای نور تو را شمس مکتسب
وی لعل تو را شهد مرتهن
هوش مصنوعی: ای نور، تو همچون خورشید درخشان و با ارزش هستی، و زیبایی تو مانند عسل گرانبهایی است که در دل انسانها جا دارد.
ای چشم تو چون آهوی ختا
وی خال تو چون نافهٔ ختن
هوش مصنوعی: ای چشم تو مانند آهوی زیبا و خال تو همانند عطر دلانگیز ختن است.
ای جعد تو یک باغ ضیمران
وی چهر تو یک راغ نسترن
هوش مصنوعی: تو با موی بافتت مثل یک باغ پر از گلهای زیبا هستی و چهرهات همچون گل نسترن در یک باغ میدرخشد.
ماه از رخ تو یافته بها
مشک از خط تو یافته ثمن
هوش مصنوعی: ماه به دلیل چهره تو ارزشمند شده و مشک به خاطرخط تو قیمت پیدا کرده است.
چشمان تو اندر پناه زلف
چون در دل شب دزد راهزن
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند زلفهای سیاهت در تاریکی شب، گویی دزد و راهزنی هستند که به دل من نفوذ کردهاند.
هر غمزهٔ تو ناوکی به دل
هر مژهٔ تو خنجری به تن
هوش مصنوعی: هر نخی که از چشمانت پرتاب میشود، بر دل من زخم میزند و هر حرکت مژههایت مانند خنجری بر تنم فرود میآید.
صد یوسف دل کردهای اسیر
وافکندهای اندر چه ذقن
هوش مصنوعی: تو صدها جوانمرد و عاشق را در دل اسیر کردهای و به راستی به چه دلیل در چنگال خود گرفتار کردهای؟
زان ناوک مژگان دل گداز
گردیده مرا دل چو پروزن
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و گیسوان معشوقهام قلب مرا به شدت غمزده و رنجور کرده است، مانند پروانهای که به دور شمع میچرخد.
بگشای به جای من ای نگار
از پای دل آن زلف چون رسن
هوش مصنوعی: ای نگار، به خاطر من زلف زیبایت را از دل من بگشای، زیرا که چون رسن به دل من پیچیده است.