برگردان به زبان ساده
آنانکه شمع آرزو در بزم عشق افروختند
از تلخی جان کندنم، از عاشقی واسوختند
هوش مصنوعی: افرادی که در جشن عشق شمع آرزوهای خود را روشن کردند، از تلخی و سختی درد جدایی من، به خاطر عشق سوخته و رنج بردهاند.
دی مفتیان شهر را تعلیم کردم مسئله
و امروز اهل میکده، رندی ز من آموختند
هوش مصنوعی: من به علمای شهر مسائل دینی را آموختم، اما امروز کسانی که در میکده هستند، هنر رندی و شیطنت را از من یاد گرفتهاند.
چون رشتهٔ ایمان من، بگسسته دیدند اهل کفر
یک رشته از زنار خود، بر خرقهٔ من دوختند
هوش مصنوعی: وقتی که اهل کفر مشاهده کردند که ایمان من از هم گسسته شده است، یک رشته از زنجیر خود را به لباس من دوختند.
یارب! چه فرخ طالعند، آنانکه در بازار عشق
دردی خریدند و غم دنیای دون بفروختند
هوش مصنوعی: ای پروردگار! چه انسانهای خوشبختی هستند آنهایی که در بازار عشق، درد و رنج را به دست آوردند و غم و ناراحتیهای دنیای پست را رها کردند.
در گوش اهل مدرسه، یارب! بهائی شب چه گفت؟
کامروز، آن بیچارگان اوراق خود را سوختند
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی از خداوند میخواهد که به اهل مدرسه بگوید چه چیزی در شب گذشته گفتند. او به یاد میآورد که امروز آن بیچارهها مدارک و نوشتههای خود را سوزاندهاند. این به معنای از دست دادن ارزشها و اطلاعاتی است که قبلاً برایشان مهم بودهاند.