برگردان به زبان ساده
تا سرو قباپوش تو را دیدهام امروز
در پیرهن از ذوق نگنجیدهام امروز
هوش مصنوعی: نزدیک به تو، مانند سروی با زیبایی خاص، احساس شوق و هیجان کردهام و به خاطر آنقدر خوشحالی، دیگر در لباس خود جا نمیشوم.
من دانم و دل، غیر چه داند که در این بزم
از طرز نگاه تو چه فهمیدهام امروز
هوش مصنوعی: من میدانم و قلبم هم، اما غیر از من، دل چه میداند که امروز از نگاه تو در این میخانه چه درکی پیدا کردهام.
تا باد صبا پیچ سر زلف تو وا کرد
بر خود، چو سر زلف تو پیچیدهام امروز
هوش مصنوعی: تا زمانی که نسیم صبحگاهی موهای تو را باز کرد و شکوفا کرد، من نیز امروز بهگونهای پیچیدهام که انگار در میان موهای تو گم شدهام.
هشیاریم افتاد به فردای قیامت
زان باده که از دست تو نوشیدهام امروز
هوش مصنوعی: من امروز از شرابی که از دستان تو نوشیدهام، بیدار و آگاه به پیامدهای فردای قیامت شدم.
صد خنده زند بر حلل قیصر و دارا
این ژندهٔ پر بخیه که پوشیدهام امروز
هوش مصنوعی: امروز با این لباس پاره و پر از بخیهای که به تن دارم، به وضوح میتوانم بر ثروت و قدرت قیصر و دارا بخندم.
افسوس که برهم زده خواهد شد از آن روی
شیخانه بساطی که فرو چیدهام امروز
هوش مصنوعی: متأسفانه، امروز آنچه را که با دقت و محبت آماده کردهام، از بین خواهد رفت.
بر باد دهد توبهٔ صد همچو بهائی
آن طرهٔ طرار که من دیدهام امروز
هوش مصنوعی: توبههای فراوان مانند بهایی، در برابر آن موی زیبا و دلفریب که امروز دیدهام، به باد خواهد رفت.