برگردان به زبان ساده
ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَ أَرْسَلْناکَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ کَفی بِاللَّهِ شَهِیدا
هوش مصنوعی: هر خیری که به تو میرسد از سوی خداوند است و هر بدی که به تو میرسد از خودت ناشی میشود. ما تو را به عنوان پیامبر برای مردم فرستادهایم و خداوند خود شاهد کافی بر این امر است.
گفتم همه رنجهای آدمی از آن است که یک کار را امیری نداده باشد و دگر کارها رعیّت و تبع آن یک کار نداشته باشد تا همه فدای آن یک کار باشند، و آن یک کار که امیری را شاید آن کار است که جان از بهر آن کار باید و چاکر آن کار باید بودن.
هوش مصنوعی: گفتم تمام مشکلات انسان از این است که هیچ کار خاصی را به عنوان هدف اصلی تعیین نکرده باشد و باقی کارها وابسته به آن هدف مشخص باشد. در این صورت همه چیز باید فدای آن هدف اصلی شود. آن هدف اصلی، کاری است که انسان باید برای آن زندگی کند و به آن خدمت کند.
اکنون بیا تا ببینیم که چه چیز پیش نهاده است و تو را کرا می کند که چندین دستافزار را در آن ببازی. این کالبد ما که چون تل برف است اندکاندک جمع گشته است و این وجود شده است، باری ببین این وجود را در کدام راه در گداز میآید. چندین اجزای وجود را و تدبیر و مصالح جمع شده را که چون لشکریست جمع کرده، نبینی که در کدام مصاف به جنگ میافکنی؟ آخر کشتی وجود و کالبد عمد ما دراین گرداب افتاده است، چندین جهدی نکنیم که یک طرف راه کنیم و بیرون رویم پیش از آنکه غرقه شود این کشتی وجود؟
هوش مصنوعی: اکنون بیایید ببینیم چه چیزی به ما پیشنهاد شده است و چگونه ما را وادار میکند که چندین ابزار را در این مسیر به کار بریم. این کالبد ما که مانند تودهای از برف است، به تدریج شکل گرفته و به وجود آمده است. پس بیندیشید که این وجود در کدامین مسیر به تباهی میافتد. اجزای مختلف وجود و تدابیر و مصالح جمع شده ما که مانند لشکری هستند، آیا متوجه شدید که در کدام نبرد شرکت کردهاید؟ در واقع، وجود و کالبد ما در این گرداب گرفتار شدهاند و باید تلاش کنیم که راهی پیدا کنیم و از این وضعیت خارج شویم، پیش از آنکه کشتی وجودمان به طور کامل غرق شود.
بیا تا این نَفَسهای حواس را و دِرَمهای گلبرگ اَنفاس را نثار کنیم. یا چون موش را مانی که زر جمع میکنی و از کنج بیرون میآوری و پهن میکنی و بر زَبَرِ آن میغلطی، باز هم آن را به کنج بازمیبری.
هوش مصنوعی: بیایید نفسهای خود را به نیایش و دلنگرانیهایی که از گلبرگها به وجود میآید، اختصاص دهیم. یا میتوانیم مانند موشی باشیم که طلا جمعآوری میکند و آن را از گوشهای بیرون میآورد و بر روی آن میغلطد، اما باز هم آن را به گوشهی خود برمیگرداند.
آخر تو چندین سلاح جمع میکنی از دشنهٔ خشم و سپرِ حلم و تاجِ علوّ و نیزهٔ تدبیر، هیچ ازاینها را در موضع او صرف نمیکنی. تو دراین خانقاه قالب این سلاح شوری میکنی، چرا روزی نبرد نیایی و در راهی که کِرا کند جنگی نکنی تا ظفر یابی یا کشته شوی؟
هوش مصنوعی: در نهایت، تو انواع سلاحها را جمع آوری میکنی، مانند دشنهٔ خشم، سپرِ حلم، تاجِ بلندی و نیزهٔ تدبیر، اما هیچ یک از اینها را در موقعیت مناسب استفاده نمیکنی. در این خانقاه، فقط به شکل این سلاحها میپردازی. چرا روزی به میدان نبرد نمیروی و در راهی که ممكن است به جنگ ختم شود، قدم نمیگذاری تا پیروز شوی یا به شهادت برسی؟
از دریای هوایِ محبّتِ آب این کلمات به حوضِ گوش تو فرومیآید تا تو در کار آیی.
هوش مصنوعی: این کلمات همچون قطرات محبت از دریای عشق به گوش تو میرسند تا تو نیز فعالیت و حضوری در اینجا داشته باشی.
اکنون معنی از تو همچون آبیست که به وقتِ بیداری از دلت بیرون میروژد و در تنت پراکنده میشود و از چشمهٔ پنج حواس تو روان میشود، و به وقت خواب آن آب فرومیرود و به موضع دیگر بیرون میآید و باز به وقت اجل فروتر میرود به دریای خود باز میرسد تا به زیر عرش یا به ثری. اگر آب از رگ کژ و شور باشد در خواب همان کژ و شور باشد و در وقت بیداری همان کژ و شور باشد و اگر تلخ باشد همان تلخ باشد و اگر خوش و شیرین باشد همان خوش و شیرین باشد، و چون بمیرد به همان رگ خود بازرود، همچنانکه در سنگها رگههاست از لعل و یاقوت و زر و نقره و سرب و نمک و نفط و سیماب. امّا چون تو راست باشی در خواب و بیداری هیچ تفاوت نکند.
هوش مصنوعی: اکنون مفهوم وجود تو مانند آبی است که در زمان بیداری از قلبت بیرون میآید و در بدنت پخش میشود و از چشمههای پنج حس تو سرازیر میشود. اما در زمان خواب، این آب فرومیرود و به مکان دیگری میرود و در زمان مرگ به عمق خود برمیگردد و به دریا میرسد، تا به زیر عرش یا به ستارهها. اگر آب در رگها کج و تلخ باشد، در خواب و بیداری همانگونه خواهد بود. اگر تلخ باشد، همان تلخ است و اگر شیرین باشد، همان شیرین است. و زمانی که بمیرد، به همان رگ خود بازمیگردد، مانند رگهای سنگها که در آنها لعل، یاقوت، طلا، نقره و دیگر مواد ارزشمند وجود دارد. اما اگر تو راست و درست باشی، در خواب و بیداری هیچ تفاوتی نخواهد کرد.
از بهر این معنی است که «نوم العالم عبادة». یعنی آب ادراکت چون از چشمهسار دماغت تیره برآید، در خواب هم تیره باشد، راست نبیند زیرا که از دریای سودا موج زند و در مشرعهای سینهها درمیآید. ای اللّه از آسیب آن موج ما را نگاهدار.
هوش مصنوعی: این جمله بدین معناست که "زنده نگه داشتن جهانیان از طریق عبادت است". یعنی وقتی افکار و احساسات انسان، مانند آبی که از چشمه برمیخیزد، تیره و آلوده باشد، حتی در خواب نیز حقیقت را نمیتواند به درستی ببیند. این افکار در دنیای درونی انسان میلرزد و بر دلها تأثیر میگذارد. خدایا، ما را از آسیبهای این افکار تیره محافظت بفرما.
چون تو شب به پاکی و به طهارت خفتی همه شب در عبادت باشی. چون تو ظاهر پاک داری پارهپاره باطن و دل تو پاک شود از سوداهای فاسد و روح تو در خواب به هواها و صحراهای خوش رود و تن درست شود و قوّتی گیرد و تخمهای حواس تو چون گندمی کوهی آکنده باشد، و چون بیدار شوی آن تخم را به هر کسی که بکاری همه سنبل طاعت و خیری پدید آید. و اگر ناپاک خفتی تخم انفاس سستی پذیرد، دیوک زده و مغز خورده و پوست مانده، و چون بیدار شوی بر سنبل نفست چندان دیو نشسته باشد و میخورد تا از او چیزی نروید
هوش مصنوعی: وقتی شب را در پاکی و طهارت میخوابانی، تمام شب در عبادت خواهی بود. اگر ظاهرت پاک باشد، باطن و دل تو نیز از افکار فاسد پاک میشود و روح تو در خواب به دشتها و مکانهای خوش میرود. بدنت سالم میشود و قویتر میگردد و حواس تو مانند دانههای گندم در کوه انباشته خواهد شد. وقتی بیدار شوی، آن دانهها را هر کجا که بخواهی بکاری، ثمرهاش عبادت و نیکی خواهد بود. اما اگر در ناپاکی بخوابی، نفس تو ضعیف و تباه میشود و مانند دانهای که خورده و پوستش مانده، تنها میمانی. وقتی بیدار شوی، ذهنت پر از شرارت و افکار ویرانگر خواهد بود که مانع رسیدن به هر نوع خوبی میشود.
و اللّه اعلم.
هوش مصنوعی: و خداوند داناتر است.