برگردان به زبان ساده
عید مبارک آمدو بر بست روزه بار
زان گونه بست بار که پیرار بست و پار
هوش مصنوعی: عید مبارک فرا رسید و روزهها به پایان رسیدند، به طوری که مانند گذشته و سالهای قبل، روزهها به خوبی تمام شدند.
در طبع روزه دار گه آمد که هر زمان
میل شراب دار کند طبع روزه دار
هوش مصنوعی: گاهی اوقات پیش میآید که شخص روزهدار، بهطور ناخواسته و به خاطر طبیعتش، تمایل به نوشیدن شراب پیدا کند.
بی شک بطبع عید خوش آیدش آنکه او
در باغ گل نماید و در راغ لاله زار
هوش مصنوعی: بدون شک، کسی که در روز عید به گلها و باغها نگاه میکند و زیباییهای طبیعت را میبیند، احساس شادی و خوشحالی بیشتری دارد.
در دست ازو ستاره و دو چشم ازو فروغ
در طبع ازو سخاوت و در مغز ازو بخار
هوش مصنوعی: در دستان من چیزی از اوست که مانند ستارهها میدرخشد و چشمهایم از روشنی او سرشار است. همچنین در ذات و طبع من سخاوتی از او وجود دارد و در ذهنم اندیشهای که از او نشأت گرفته است.
بی نو بهار بیند ازو دیدۀ طرب
در باغ جام تازه گل سرخ کامگار
هوش مصنوعی: یک انسان گرفتار و بیخبر از شادی، در بهار چشمانش را به جمال زیبایی میدوزد و در باغ، از دیدن گل سرخ تازه و خوشبو لذت میبرد.
بر دست لاله کارد و بر رخ زند فروغ
در طبع آتش آرد و بر سر زند شرار
هوش مصنوعی: بر دست لاله، خونریزی و بریدگی مشاهده میشود و در چهره، درخششی وجود دارد که دلالت بر آتشینی در طبیعت دارد و شعلهای بر سر برافراشته است.
باد بهار چونکه ازین پس بروز چند
صحرای نو بهار نماید چو قندهار
هوش مصنوعی: باد بهاری که در پیش است، در روزهای آینده چندین دشت تازه و زیبا را به نمایش خواهد گذاشت، مثل قندهار که به خاطر طبیعتش معروف است.
زلف بنفشه تاب در آرد ببوستان
گه زار زار مرغ بنالد بمرغزار
هوش مصنوعی: موهای مشکی و زیبا مانند بنفشه، لطافت و زیبایی را در بوستان به نمایش میگذارند، بهگونهای که درختان و پرندگان به حال و هوای دلگیر دچار میشوند و صدای نالۀ آنها در مرغزار به گوش میرسد.
گه پوی پوی پر در آرد ببوستان
رخسار لاله رنگ برآورد بکوهسار
هوش مصنوعی: هرگاه نسیم خوش و دلانگیز بوزد، گلهای لاله با رنگ زیبا و دلنشین خود را به نمایش میگذارند و شادابیشان را به کوهها میرسانند.
مرجان فروغ لاله برون آید از چمن
مینا نهاد برگ برون آید از چنار
هوش مصنوعی: نور و زیبایی گل لاله مانند مرجان از باغ مینا بیرون میآید و برگها از درخت چنار خارج میشوند.
در بوستان نهند بهر جای مجلسی
چون طبع عشق پرور و چون خان شاد خوار
هوش مصنوعی: در باغ، به هر گوشه و کناری مجلسی برپا میشود، مانند روح عاشق و مانند خان خوشحال و خوشخوراک.
غلتان میان تودة گل عاشقان مست
از غم کنار کرده و معشوق در کنار
هوش مصنوعی: در میان جمع عاشقان که به خاطر غمها مست و بیهوا هستند، معشوق در کنار خود را رها کرده و به آرامی در حال حرکت است.
گه لب بسوی باده و گه دست سوی گل
گه گوش سوی بربط گه چشم سوی یار
هوش مصنوعی: گاهی لبانم به سمت شراب میرود، گاهی دستانم به سوی گل میرسد، گاهی گوشم به صدای ساز توجه دارد و گاهی چشمم به سمت معشوق مینگرد.
دانم که نوبهار چنینست و بیش ازین
با هجر یاربهره ندارم ز نو بهار
هوش مصنوعی: میدانم که بهار همیشه اینگونه زودگذر است و بیشتر از این که از جداییام رنج ببرم، بهرهای از بهار جدید نخواهم داشت.
خودکام و بردبار دلی دارم ، ای عجب
فریاد و جور ازین دل خودکام بردبار
هوش مصنوعی: من دلی سرسخت و با صبر دارم، عجیب است که چگونه از این دل سرسخت و صبور فریاد و ستم به وجود میآید.
صدبار گفتمش که ، چو کار تو نیست عشق
ره باز جوی و رخت بپرداز و سر مخار
هوش مصنوعی: بارها به او گفتم که اگر در عشق تو کاری نیست، پس راهی را پیدا کن و از این ماجرا کنارهگیری کن.
امروز مهر بیشتر آرد همی ز دی
و امسال عشق بیشتر آرد همی ز پار
هوش مصنوعی: امروز عشق و محبت بیشتر از دیروز به ما میرسد و امسال نیز احساسات و روابط عاطفی ما نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.
ای دل ، بعاشقی چه شتابی ؟ عنان بکش
و آن عشوه های عشق بیک ره فروگذار
هوش مصنوعی: ای دل، چرا اینقدر عجله داری در عاشق بودن؟ کمی آرام باش و از آن ترفندهای عشق که فقط به یک راه میانجامد، بگذر.
تا کی هوا ؟ حدیث مه نیکوان ببر
تا کی غزل ؟ مدیح سر خسروان بیار
هوش مصنوعی: چقدر باید منتظر بمانیم؟ داستان زیباییهای ماه را بیان کن. تا چه زمانی غزل بخوانیم؟ از بزرگان و پادشاهان سخن بیاور.
زیبا همام دولت و فرخ جمال دین
کورا گزید دولت و دین کرد اختیار
هوش مصنوعی: همام با زیبایی و خوشبختی به دنیا آمده و دین را با جمال خود زیبا کرده است. او به دو چیز مهم یعنی سعادت و دین دست پیدا کرده و آنها را انتخاب کرده است.
میرانشه بن قاورد ، آن خسروی کزوست
میری و خسروی طرب افزای و نامدار
هوش مصنوعی: میرانشه بن قاورد، آن پادشاهی که از او نشأت میگیرد، پادشاهی است که شادی را افزایش میدهد و نامی برجسته دارد.
بر طبع ورای اوست کم و بیش راگذر
بر خشم و حلم اوست بد و نیک را گذار
هوش مصنوعی: در این عالم، انسانها تحت تأثیر روحیات و ویژگیهای خود قرار دارند. رفتارها و احساسات مانند خشم و صبر در کنار هم وجود دارند و انسانها باید از این دو راه بگذرانند، چه خوب و چه بد.
در خشم او سیاست و بر عفو او امید
در رای او براعت و در طبع او وقار
هوش مصنوعی: اگر او خشمگین شود، تدبیر و سیاست نخواهید داشت، اما در صورت تأمل و بخشش او میتوانید به امید وصل باشید. در نظر و رای او جای تقصیر نیست و در طبیعت او آرامش و وقار دیده میشود.
ای روزگار بندۀ رای تو روز عزم
وی آفتاب چاکر روی تو روز بار
هوش مصنوعی: ای روزگار، من بندۀ سرنوشت تو هستم و هنگامی که او تصمیم بگیرد، تو مانند آفتابی هستی که سایهبان اوست و در روز بارانی، همچون چاکر او به خدمتش میشتابی.
از جود دست تو عجب آید مرا همی
تا بر عنان چگونه کنی دست استوار ؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که من از generosity و سخاوت تو شگفت زدهام، و از خود میپرسم چگونه میتوانی با تمام قدرت و استواری خود، در عین حال به دیگران کمک کنی؟
گر زتو بندنایبه بگشاید از فلک
تیر تو برج کنگره بردارد از حصار
هوش مصنوعی: اگر تیرهای تو از آسمان رها شود، برج کنگره را از حصار برمیدارد.
مانند تو سوار ندیدست روز جنگ
الماس آب چهره و شبرنگ را هوار
هوش مصنوعی: در روز جنگ، کسی به زیبایی و شکوه تو سوارکار ندیده است. چهرهات مانند الماس میدرخشد و زینتات مانند شبرنگ است.
در دامن فنا ز نهیب تو گم شوند
گردان کار دیده و شاهان کامگار
هوش مصنوعی: در آغوش نابودی، به خاطر صدای تو، تمام کارگزاران و فرمانروایان موفق ناپدید میشوند.
مر دشمن ترا دو لقب داد آسمان
دون همت نگونه و بدبخت خاکسار
هوش مصنوعی: دشمن تو را آسمان به دو نام شناخته است: یکی «دون همت» که به خاطر ناتوانی و بیارادگیات به تو نسبت داده شده و دیگری «بدبخت خاکسار» که نشاندهنده وضعیت نامناسب و تحقیرآمیز توست.
ز آسیب نعل خنگ تو اندر زمین جنگ
بر آسمان زمین دگر سازد از غبار
هوش مصنوعی: از اثر نعل اسب نادان تو بر زمین جنگ، آسمان زمین را به دگرگونی و غبار میکشاند.
از بهر آنکه مار بپیچد چو رمح تو
در طبع و جان سرشت خداوند سهم مار
هوش مصنوعی: برای اینکه مار به دور تو بپیچد، همچون رمح، در آفرینش و جان، خداوند سهمی به مار داده است.
خصم تو و کمان تو بر یکدگر بجنگ
بیدل دو عاشقند بهجران بسنده کار
هوش مصنوعی: دو عاشق به خاطر جدایی خودشان در حال جنگ و نزاع هستند، مانند دو دشمن که بر سر کمانشان با هم میجنگند.
ورنه چرا گمان تو بر دست تو بدو
پیکان آبداده فرستد بیاد گار؟
هوش مصنوعی: چرا فکر میکنی که پیامآوری با تیرهای آبدیده به سوی تو فرستاده شده است؟
گور افکند بباد و سوار افکند بعکس
تیغ تو در نبرد و سنان تو در شکار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در نبرد، سوارکار با تیغ خود دشمن را به راحتی به زمین میزند و در شکار هم سنان خود را به کار میگیرد. در واقع، او به شدت و با مهارت با دشمنان و شکارهایش مبارزه میکند و به موفقیت میرسد.
گردافکنی که با تو بمیدان برون شود
بر وعده گاه مرگ نهد جان بانتظار
هوش مصنوعی: هر کس که برای نبرد با تو به میدان بیاید، جانش را به انتظار مرگ در وعدهگاه میگذارد.
با سهم جنگ تو ز نهیب کمند تو
از حلقۀ کمر بهراسد دل سوار
هوش مصنوعی: با سهم جنگ تو، دل سوار از صدای تو در تنگنای کمندت میترسد.
در شعر چون بنام تو بندند قافیت
فارغ شود سخن ز مجازات و استعار
هوش مصنوعی: زمانی که در شعر به نام تو قافیه میچسبد، سخن از مجازات و تشبیه آزاد میشود.
گر عکس تیغ تو بهوا روشنی دهد
ارواح کشتگان شود اندر هوا فگار
هوش مصنوعی: اگر تصویر تیغ تو در آسمان نورافشانی کند، روحهای کشتهشدگان در هوا بیتاب و آشفته خواهند شد.
ای آفتاب گاه سعادت که جاه را
دوران آسمان چو تو ننمود شهریار
هوش مصنوعی: ای خورشید خوشبختی که مقام و عظمت را مانند تو هیچ پادشاهی به دست نیاورده است.
در جشن روز عید می لعل فام خواه
بگزار در مراد چنین جشن صد هزار
هوش مصنوعی: در روز عید، لبهای سرخ و زیبا بوسهای بده و به این شکل جشن را با شادی و خوشحالی صد بار زیباتر کن.
زان می ستان کجا شود از رنگ و بوی او
باد هوا و خاک زمین لعل مشکبار
هوش مصنوعی: از این می نوش که بوی خوش و رنگ زیبا و لطافتش از بین نمیرود و در آغاز روز به جهانی از خاک و باد عطری معطر میبخشد.
در طبع تو ز رنگ و فروغ از ره خرد
دارد چهار چیز درو نسبت از چهار
هوش مصنوعی: در وجود تو، به واسطهی خرد و عقل، چهار چیز از رنگ و روشنایی وجود دارد که به آنها نسبت داده میشود.
یاقوت گل فروغ و گل ارغوان نسب
بیجادۀ معنبر و مرجان لاله کار
هوش مصنوعی: یاقوت مانند گل سرخ پرنور و گل ارغوانی است که اصل و نسبش به جایی برجسته و باارزش میرسد، و مرجان مانند لاله درخشان و زیبا است.
تا تاج و بند تلخ و خوش آید برخرد
تا تخت و دار نیک و بد آید بهوشیار
هوش مصنوعی: هرچه بر سر انسان میآید، چه شیرین و چه تلخ، در حقیقت بر اساس عقل و تدبیر اوست. همچنین، جایگاه و مقام او نیز به خوبی و بدی اعمالش بستگی دارد.
با تاج باد ناصح تو بر فراز تخت
با بند باد حاسد تو بر فراز دار
هوش مصنوعی: با وزش باد، نصیحتهای تو بر قله تخت قرار دارد و با کشش باد، حسادتهای تو نیز بر دار آویخته شده است.