برگردان به زبان ساده
پس از کشتن، نه بر سر قاتلم از کین نمیماند
چو میرد کس، طبیبش بر سر بالین نمیماند!
هوش مصنوعی: پس از مرگ کسی، دیگر دشمنی و کینهای باقی نمیماند. وقتی که فردی از دنیا میرود، حتی پزشکش در کنار او نمیماند و میروید.
ز خسرو تلخ شد فرهاد را چون کام، دانستم
که شیرین کام خسرو نیز از شیرین نمیماند
هوش مصنوعی: به دلیل تلخی و ناکامی که فرهاد از خسرو تجربه کرد، متوجه شدم که زندگی شیرین خسرو نیز از شادابی و شیرینی خالی نمیماند.
به روی من که بودم باغبان، در بستی و غافل
که در باغت گل از بسیاری گلچین نمیماند
هوش مصنوعی: تو که به من اعتماد نکردی و در قلبم را بستى، نمیدانستی که با این کارت، زیباییهای باغت از بین میرود و گلهای زیادی را از دست میدهی.
خطر دارد دل و دین هر دو در عشق تو؛ میدانم
مرا گر دل نماند امروز، فردا دین نمیماند
هوش مصنوعی: عشق تو برای من ریسک بزرگی به حساب میآید، چون هم دل و هم ایمانم را تحت تأثیر قرار داده است. میدانم اگر امروز دل از دست برود، فردا ایمانم هم از بین خواهد رفت.
دو روزی گر ز من رنجد سگ کویت، نیم غمگین
که هرگز دوستان را در دل از هم کین نمیماند
هوش مصنوعی: اگر دو روزی از من دلخور شوی، نباید چندان غمگین باشم چون روابط دوستانه همیشه پایدار است و با کینه در دل نمیماند.
شب هجرت ندارم دوستی بر سر چو بیماری
که روز مرگ، هیچش دوست بر بالین نمیماند
هوش مصنوعی: در شب هجرت، هیچ دوستی ندارم، مانند بیماری که در روز مرگش، هیچکس در کنارش نمیماند.